عجله ای که کار شیطان هست

قبلا عجله هایی که کار شیطان نیست را برشمردیم! اما بعضی مشکلات را باید گذر زمان حل کند، نه عجله. اصرار بر عجله و عمل بر مبنای احساس، گرهی را که با دست باز می شود تبدیل می کند به گرهی که با دندان هم باز نمی شود.

فی الواقع خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کند!

Share

عجله ای که کار شیطان نیست!

عجله کار شیطان است مگر در چند مورد:
1. وقت نماز که رسید باید عجله نمود که وقت فضیلت نگذرد.
۲. در دفن میت باید در صورت امکان عجله کرد.
۳ در مورد دختر شوهردادن در صورت امکان باید شتاب کرد.
۴. در ادای قرض ‌باید عجله نمود.
۵ وقتـی مهمان وارد خانه شد بر غذا و طعام دادن به او باید عجله کرد.
۶. اگر گناهی از شخصی سر زد باید در توبه عجله نماید.

منبع: یک مجله خانوادگی

دارم میرم مشهد، دعاگوی دوستان.

Share

پاره آجری از سمت خدا

روزی  ‌مردی ثروتمنددر اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان ‌کم ‌رفت وآمدی می گذشت ‌.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خبابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت ‌او پرتاب ‌کـرد. پاره آجر به اتو‌مبیل ‌اوبرخوردکرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه ‌زیادی دیده است ‌. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد .
پسرک ‌گریان ‌باتلاش ‌فراوان ‌بالاخـره توانست توجه مردرابه سمت پیاده رو، جایی ‌که ‌برادر فلجش از رو‌ی صندلی چرخداربه ‌زمین ‌افتاده بود جلب ‌کند.
پسرک گفت ‌: “‌اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. ‌برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم”.
مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد .
نتیجه ‌گیری ‌:
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم ‌، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند

منبع: چندی پیش این مطلب را در یک مجله خواندم که نظرم را جلب کرد، با موبایلم ازش عکس گرفتم که بعدا استفاده کنم. امروز که داشتم تصاویر موبایل رو روی کامپیوتر می ریختم، با این تصویر برخورد کردم. باز هم برایم جالب بود! لذا به کمک OCR متن آن را استخراج کردم و تقدیم شما…

Share

آیا دو دو تا = چهارتا

گاهی اوقات خدا شوخی های بامزه ای با انسان می کنه! و البته با این کار به انسان تلنگر هم می زنه. یادمه برای اولین جلسه درس اصول میکرو خیلی وقت گذاشته بودم و جزوه ی خوبی آماده کرده بودم، لیکن وقتی سر کلاس رفتم، جزوه ناپدید شد! و به ناچار از محفوظات کمک گرفتم.

دیشب هم از وقتی که باید برای خانواده بگذارم گذشتم و برای درس برنامه نویسی پیشرفته کلی وقت گذاشتم! اسلاید آماده کردم و یک مثال عملی نوشتم که صبح برای بچه ها توضیح بدم. صبح که سر کلاس آمدم، کول دیسک حاوی اطلاعات را نیاورده بودم!

گاهی اوقات دو دو تا چهارتا نمی شود و همیشه دنیا بر طبق برنامه ریزی های ما پیش نمی رود. حتما موارد زیادی شده که برنامه ای ریخته اید و یک اتفاق ساده کل برنامه شما را به هم ریخته است. مثلا به خانواده می گویید، جمعه آینده حتما میریم شمال! لیکن صبح پنجشنبه مریضی مختصری می گیرید و شمال پـِرت! قصد خرید خودرویی را دارید و طبق برنامه تا آخر برج جاری پولش آماده می شود، لیکن هفته ای مانده به آخر برج دوست عزیزتر از جان، تقاضای دو میلیون تومان پول قرض می کند و خودرو …!

برعکس این موضوع هم صادق است، مثلا اسم شما برای حج عمره در می آید و شما هیچ پولی ندارید. خیلی ناراحت می شوید. فردا که قصد دارید بروید و انصراف بدهید، از شرکت به شما زنگ می زنند و می گویند، پاداش پروژه ای که چند ماه قبل به اتمام رسیده است به حسابتان واریز شده و از قضا دقیقا همان مقداری است که شما برای ثبت نام عمره لازم دارید (اتفاقی که مشابهش برای همکارم آقای ه. گ. افتاد)!

با این اوصاف منطقی به نظر نمی رسد که برای به دست آوردن یک خواسته، دست به هر تلاش ناجوانمردانه ای بزنیم تا به هر قیمتی که شده مثلا صاحب خانه بشویم یا مدیر فلان سازمان بشویم. اتفاقی که متاسفانه هر روز شاهد آن هستیم، زیرآب زنی برای تصاحب قدرت، دروغ گویی برای کسب درآمد بیشتر، چاپلوسی برای کسب ارتقاء و هزاران تلاش ناپسند برای کسب دنیای دون. روایتی به ذهنم رسید که شاید شما هم شنیده باشید (نقل به مضمون): مادامیکه به دنبال دنیا باشی، دنیا از تو فرار می کند و هرگاه از دنیا روی بگردانی، دنیا به سمت تو شتاب خواهد کرد.

Share

مقایسه تولید علم: امروز و دیروز

دیروز دانشمند به دنبال حل یکی از مشکلات بشر و یا رفع یکی از نیازهای بشر دست به تحقیق و آزمایش می زد و در نهایت علمی تولید می شد

امروز دانشمندان، که روز به روز و بر طبق یک منحنی نمایی بر تعدادشان افزوده می شود، برای کسب مدارک بهتر و رفاه بیشتر ( ـِ خودشان) دست به تولید علم می زنند.

علم دیروز مفید بود، هم برای عالم هم برای دیگران. هم دانشمند از درون راضی می شد هم مردم دعای خیری نثارش می کردند.

علم امروز عمدتا مفید نیست، کپی ای است از علم دیگران برای ارتقاء شخص دانشمند.

دیروز دانشمندان، در شأن خود نمی دیدند که تقلب کنند و یا کار و اندیشه دیگری را به نام خود ثبت کنند، امروز لیکن این امریست طبیعی و جالب تر اینکه همین دانشمندان هم صدایشان درآمده است!

دیروز خروجی تحقیق، یک فن آوری یا اختراع بود، امروز لیکن یک مقاله کافیست! مهم نیست که محتوایش چیست، مهم نیست که فقط یک آلفایی، بتا شده است، مهم این است که مقاله تولید شده، آنهم از نوع علمی پژوهشی و ISI تا پژوهشگر ارتقاء یابد و چهره اش ماندگار شود و در طی ۴ سال ۴۰ بار تولید علم کند و دانشیار شود. دولت هم حمایت می کند، چون مراجع احمق و البته بین المللی ای راه افتاده است که هر سال تولید علم را می سنجند، از روی تعداد مقالات!

بس کنید این بازی اعداد را

Share