میلاد وصی رسول الله، علی ولی الله مبارک باد

امروز ۱۳ رجب زادروز میلاد ولی الله الاعظم حضرت علی علیه السلام است. تنها شخصی که در بطن کعبه به دنیا آمد و در محراب مسجد به شهادت رسید. اولین فردی که به پیامبر خدا ایمان آورد. نزدیکترین اصحاب به رسول خدا از نظر ایمان و خویشان. شخصی که خداوند در معراج با صدای او با پیامبر صحبت کرد چرا که صدایی دلنشین تر از صدای او برای محمد(ص) نبود. شخصی که در اوج شجاعت، بلاغت و فصاحت بود…

یا علی علیه االسلام

میلاد مولود کعبه، وصی رسول الله، علیِّ شیر خدا بر شما مبارک باد

افسوس که قدر علی را ندانستند و صد افسوس که ما هم نمی دانیم… فکر می کنید چند نفر شیعه دو آتشه پیدا شود که متن کامل نهج البلاغه را خوانده باشد؟ و چند نفر از اینها به قصد عمل به فرمایشات علی، آن را خوانده اند؟ گمان می کنم اکثر شیعیان حتی یک بار نگاه نهج البلاغه نکرده اند مگر برای مسابقات! خودم هم چندان مستثنی نیستم متاسفانه.

بیچاره فرزند آدم

بیچاره فرزند آدم، اجلش پنهان، بیماریهایش پوشیده، و اعمالش همه نوشته شده، پشه اى او را بیازارد، جرعه اى گلوگیرش شده، او را از پا درآورد، و عرق کردنی او را بدبو سازد. حکمت ۴۱۹ نهج البلاغه
مسْکینٌ ابْنُ آدَمَ، مَکْتُومُ الاَْجَلِ، مَکْنُونُ الْعِلَلِ، مَحْفُوظُ الْعَمَلِ، تُؤْلِمُهُ الْبَقَّهُ، وَ تَقْتُلُهُ الشَّـرْقَهُ، وَ تُنْتِـنُهُ الْعَرْقَـهُ.

See my English Article About Imam Ali (AS): Congratulation on Imam Ali’s Birthday

Share

راهی طولانی و دشوار پیش رو داری!

بـدان!
راهی طولانی و دشوار پیش رو داری
قطعا به توشه کافی نیاز داری؛ به سبک باری،
و به اینکه قدم هایت درست و در مسیر باشند؛
بیش از طاقتت بار برندار
که مبادا در راه سنگینی بار، دست و پاگیرت شود.
اگر بین نیازمندان، کسی را یافتی که توشه ات را برایت به قیامت ببرد و توشه را، فردای محشر، در لحظه احتیاج، به تو برگرداند، وجودش را غنیمت بشمار (انفاق کن؛ انفاق کن)، بار را بگذار بر دوش او.
تا می توانی بار و کوله اش را سنگین کن؛
شاید بعدها، کسی را با این مشخصات پیدا نکنی.
هر کسی روز دارایی ات از تو وام می خواهد، وجودش را غنیمت بشمار؛
تا در آن روز تنگدستی؛ روز گرفتاری، وام را به تو پس دهد.
بخشی از نامه سی و یکم نهج البلاغه (وصیت امام علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام)
وَاعْلَمْ اَنَّ اَمامَکَ طَریقاً ذا مَسافَه بَعیدَه وَ مُشَقَّه شَدیدَه،
وَ اَنَّهُ لاغِنى بِکَ فیهِ عَنْ حُسْنِ اْلاِرْتِیادِ، وَ قَدْرِ بَلاغِکَ مِنَ الزّادِ مَعَ خِفَّهِ الظَّهْرِ،
فَلاتَحْمِلَنَّ عَلى ظَهْرِکَ فَوْقَ طاقَتِکَ فَیَکُونَ ثِقْلُ ذلِکَ وَبالاً عَلَیْکَ.
وَ اِذا وَجَدْتَ مِنْ اَهْلِ الْفاقَهِ مَنْ یَحْمِلُ لَکَ زادَکَ اِلى یَوْمِ الْقِیامَهِ فَیُوافیکَ بِهِ غَداً حَیْثُ تَحْتاجُ اِلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ اِیّاهُ،
وَ اَکْثِرْ مِنْ تَزْویدِهِ وَ اَنْتَ قادِرٌ عَلَیْهِ، فَلَعَلَّکَ تَطْلُبُهُ فَلاتَجِدُهُ.
وَاغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فى حالِ غِناکَ لِیَجْعَلَ قَضاءَهُ لَکَ فى یَوْمِ عُسْرَتِکَ.
Share

مرده خواری

امشب، یکی از همکاران عزیز به شب نشینی ما آمد. گفت عاشورا به ده ملا رفته بودم، آنجا سر سفره امام حسین (ع) متوجه شدم تعدادی دانشجو از دانشگاه صنعتی کنارم نشسته اند. طبق معمول داشتند بد و بیراه به اساتیدشان می گفتند. خوب که گوش کردم، فهمیدم برقی و مکاترونیکی هستند. چندی که گذشت نوبت شما شد و شروع کردند به تعریف و تمجید … چه تعریفهایی!

آن دانشجوی عزیز، از بدگویی دوستانش از اساتید ناراحت شده بود و برایم نظر فرستاده بود که اینها پیش رویتان اینگونه اند و در غیاب شما آنگونه. اینجا با القاب قشنگ صدایتان می کنند و آنجا با فحشهای ناپسند. منظور اینکه حواستان باشد…

این رفتار دانشجویان متاسفانه طبیعی شده است تا آنجا که اگر پشت سر معلمی تعریفش را بکنند جای تعجب دارد. دلیلش هم واضح است، هم ما معلمان و هم دانشجویان از اخلاق اسلامی فاصله گرفته ایم. اصلا بسیاری از ما اخلاق اسلامی را نمی دانیم. نمی دانیم که احترام چند نفر واجب است: پدر و مادر، بزرگسالان و معلم. نمی دانیم که معلم بر شاگردانش حقوقی دارد! و برعکس

من از این رفتار ناراحت نمی شوم، لیکن شما دانشجوی عزیز که باید دلت برای خودت بسوزد یا نه؟ هر عملی، یک باطنی دارد که امثال من و شما نمی بینیم ولی صاحبدلانی مثل شیخ رجبعلی خیاط، آیت الله بهجت می بینند. باطن بدحجابی آتشی است که از محل موهای زن بدحجاب تمام بدنش را فرا می گیرد. باطن نماز خوب، نور است که اطراف بدن نمازگزار را فرا می گیرد. (کتاب کیمیای محبت را بخوانید). باطن غیبت هم خوردن گوشت فرد غیبت شونده است در حالی که او مرده! تصورش هم وحشتناک است. دوستان عزیز، دانشگاه می آییم که مطلبی یاد بگیریم نه اینکه درسی را پاس کنیم. سخت گیری لازم است. این را خود شما دو سال دیگر که فارغ التحصیل شوید متوجه می شوید.

بد نیست در پایان برخی از حقوق معلم بر دانشجو را هم بیان کنیم:

از حقوق استاد بر شاگرد این است که : زیاد از او سؤال نکند. اگر کسى سؤال کرد، او پیش از استاد جواب نگوید. اگر استاد رویش را برگرداند، وى پافشارى و سماجت نکند. اگر استاد حالش مناسب نیست، دست به دامن او نگردد. با دستش به سوى او اشاره نکند. با گوشه چشم به او نگاه نکند. در محضر استاد با دیگران گفتگو و مشورت ننماید. از استاد عیبجویى نکند. نزد استاد نگوید: فلانى بر خلاف گفته شما چنین گفت . اسرار او را فاش ننماید. در محضرش غیبت نکند. هم در حضور وهم در غیاب، حافظ او باشد. غیر از سلامى که به جمع مى کند، تحیتى مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد…. (کتاب آیین بندگی)

البته استاد هم در مقابل وظایفی دارد مثل اینکه اسامی شاگردان را بداند، با هر کدام به میزان فهمش پاسخ دهد، لباس آراسته بپوشد، به شاگردان سلام کند، با یاد خدا و دعا برای شاگردان کلاس را شروع کند و …

Share

گفتگو با خدا

قرار بود در این پست به خوب و بدهای ۸۸ بپردازیم، لیکن فعلا بماند.

ایمیلی از طرف یکی از دانشجویانم دریافت کردم که قبلا هم بارها برایم آمده بود و هربار هم برایم زیبا بود، گفتم شروع خوبی است برای سال ۱۳۸۹ که خیلی ها در این سال انتظار ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را هم می کشند.

گفتگوبا خدا

این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .

Interview with god

گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? “God asked.”

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time “I said”

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

Go answered ….

خدا پاسخ داد …

That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود .

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

God’s hand took mine and we were silent for a while.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

And then I asked …

بعد پرسیدم …

As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد .

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

And to learn that I am here.

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

Always

همیشه

اثری از ریتا استریکلند

Share