زعفران سرا، فروشگاه اینترنتی زعفران قاینات

یکی از همکاران مشهدی تعریف می کرد که زمانی در ایام فرصت مطالعاتی در بلژیک (اگر اشتباه نکنم) یکی از اساتید مرا به خانه اش دعوت کرد و از آنجا که تنها بود، یک هفته ای با هم بودیم. یک شب من خواستم غذای ایرانی برایش بپزم. موادش را گفتم و ایشان تهیه کرد. زمان طبخ پلو یادم آمد که زعفران از ایران نیاورده ام. همین طوری پرسیدم اینجا زعفران پیدا میشه؟ دیدم سریع رفت سراغ کابینت و یک قوطی زعفران آورد. دقت کردم دیدم، زعفران خراسان است! با تعجب پرسیدم این که مال شهر ماست، اینجا چه کار می کنه. گفت در سفری که به آلمان داشتم، از آنجا خرید کرده ام، خیلی هم گران است! خلاصه در دیار فرنگ، غذای ایرانی با تمام مخلفات، خیلی به ایشان و میزبان چسبیده بود!

زعفرانزعفران، گیاهی با گلبرگهای بنفش و کلاله قرمز رنگ، در ویکی پدیا چنین تعریف شده است:

زَعفَران یا زعفران خوراکی (نام علمی: crocus sativus’) گیاهی است از تیرهٔ زنبقیان، سردهٔ زعفران که ویژگی سرخوشی داشته و امروزه برخی شرکتهای دارویی اروپایی از آن بعنوان اینتگراتور ضد افسردگی استفاده می‌کنند. زعفران گیاهی کوچک و چند ساله به ارتفاع ۱۰ تا ۳۰ سانتی‌متر است. از وسط پیاز و یا قاعده ساقه، تعدادی برگ باریک و دراز خارج می‌شوند. از وسط برگ‌ها، ساقه گلدار خارج شده که به یک تا سه گل منتهی می‌شود. گل‌ها بسیار زیبا و دارای ۶ گلبرگ بنفش رنگ هستند که ممکن است در بعضی واریته‌ها به رنگ گلی یا ارغوانی باشند. گل‌ها دارای ۳ پرچم و یک مادگی منتهی به کلالهٔ سه شاخه به رنگ قرمز متمایل به نارنجی است. قسمت مورد استفاده این گیاه، انتهای خامه و کلاله سه شاخه است که به نام زعفران مشهور است و دارای بوی معطر با طعم کمی تلخ می‌باشد. انتشار جغرافیایی زعفران در ایران شامل استان خراسان (تربت حیدریه، قائنات، فردوس، بیرجند و گناباد)، فارس (استهبان)، یزد، کرمان، گیلان و مازندران می‌باشد. در سال‌های اخیر زعفران در کرج و قم نیز کشت شده است!

شهر خضری، به عنوان شمالی ترین شهر استان خراسان جنوبی، از جمله تولید کنندگان زعفران قاینات است و از دیرباز مردمان این دیار، زعفران کشت می کرده اند. در ایام کودکی و نوجوانی، خوب به خاطر دارم که شبها به مادر اصرار می کردیم، سحرگاه ما را بیدار کنند تا در سرمای صبحگاهی پاییز، به کشتزار رفته و در کنار بزرگترها، زعفران بچینیم. آتش برافروختن در کنار مزرعه و بازی با همسالان، از جمله کل کل بر سر میزان جمع کردن زعفران هم، انگیزه مضاعفی به ما می داد.

در سالهای اخیر نسخه های تقلبی و کم کیفیت زعفران زیاد شده است و سرزمینهایی که از نظر جغرافیایی مستعد این محصول نیستند هم به جمع تولید کنندگان زعفران پیوسته اند. حالا اما، اخوی گرامی، فروش اینترنتی این محصول را در زعفران سرای قاینات راه اندازی کرده است. لذا اگر طالب طلای سرخ قاینات هستید، سری به زعفران سرا بزنید و محصول با کیفیت و قیمت مناسب تهیه کنید.

زعفران سرای قاینات - zaferansaraزعفران سرا، فروشگاه اینترنتی زعفران: http://zaferansara.ir

کودک محصور در غزه

دیشب در جایی خواندم که در کتابی ادعا شده، با استناد به علوم غریبه و ریاضیات و آیات سوره اسراء، اسرائیل خبیث، در سال ۲۰۲۲ سقوط خواهد کرد. من که امیدوارم همین امسال اسرائیل سقوط کند تا دنیا از شر این سگ هار نجس، نجات پیدا کند. پیش بینی فوق اگر صحیح باشد، به این معناست که ظهور هم قبل از این سال محقق خواهد شد، چرا که طبق روایات، قدس توسط نیروهای حضرت مهدی (س) آزاد خواهد شد و حضرت مسیح در بیت المقدس پشت سر حضرت مهدی نماز خواهد خواند و با این اتفاق، مسیحیان عالم به اسلام گرایش پیدا می کنند.

ویدیوی زیر بیانگر مظلومیت کودکان فلسطینی است.

حلول ماه شعبان مبارک باد

ماه شعبان، ماه شادمانی اهل بیت علیهم السلام بر شیعیان امیرالمومنین مبارک باد.

به دنبال پاسخی برای یک شبهه در مورد حضرت ولی عصر (عج) بودم که سر از فیلم شیعه شدن سلمان حدادی درآوردم. در این روز اول شعبان، این کلیپ کوتاه، اشک مرا سرازیر کرد. با توجه به اینکه میلاد امام حسین علیه السلام است و سلمان که یک مولوی وهابی بوده، به برکت مجلس امام حسین شیعه شده است، دیدن این کلیپ لطف خاصی دارد:

دوچرخه سواری در عصر ماشین

البته عصر فعلی را عصر ارتباطات می گویند. اما عصر ماشین هم هست دیگر!

چند سالی هست که آرزوی دوچرخه سواری دارم و با فرارسیدن بهار این آرزو تجدید می شود. امسال به مناسبت میلاد با سعادت امیرالمومنین علیه السلام و روز پدر (البته یک هفته قبل از میلاد)، همسر علیّه دوچرخه‌ای برایم تهیه کرد و از آن لحظه، بنده به یاد دوران خوش کودکی، دوچرخه سوار شدم. حدود دو سه هفته ای است که برای خریدهای جزئی، رفتن به مسجد، گهگاهی رفتن به دانشگاه! و گردش در پیست دوچرخه سواری از دوچرخه استفاده می کنم و مزایای زیادی در استفاده از آن یافتم که شاید دانستن آن شما را هم ترغیب به دوچرخه سواری کند:

۱٫ ورزش مداوم
۲٫ تفریح، رفع کسالت و بهره بردن از طبیعت زیبا: حرکت در فضای باز و در میان کوچه پس کوچه ها و استشمام گلهای یاس و بوی بهار، از داخل خودرو و با سرعت زیاد امکان پذیر نیست. اما با دوچرخه که باشی، اینها به خوبی حس می شود.
۳٫ ارتباطات انسانی بیشتر: هنگامی که با دوچرخه رفت و آمد می‌کنیم، انسانهای بیشتری را می‌بینیم و بیشتر سلام و علیک می کنیم! در عصری که ارتباطات مجازی ما حداکثر و ارتباطات واقعی به حداقل رسیده است، این موضوع ارزشمند است.
۴٫ بهبود محیط زیست: عدم مصرف سوخت و کاهش تعداد خودروهای در حال تردد
۵٫ قدر دانستن نعمت خودرو!

تصاویر زیر، مربوط به پیست دوچرخه سواری شاهرود است…

دوچرخه سواری در پیست شاهرود دوچرخه سواری در پیست شاهرود دوچرخه سواری در پیست شاهرودپی نوشت: متاسفانه، مدتی بعد از این پست، در روز ۱۷ ماه مبارک رمضان، یک دزد نیازمند دوچرخه بنده را به امانت برد! و دوچرخه سواری تمام.

بهلول و ابوحنیفه

ماجرای زیر را از رادیو معارف شنیدم و با جستجویی در وب اینجا آن را یافتم.

بهلول بن عمرو کوفی از دانشمندان زیرک و زبر دست و نکته سنج عصر امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام کاظم ـ علیه السّلام ـ بود، او برای این‌که قاضی هارون الرّشید نشود، خود را به دیوانگی زد، تا هارون از او منصرف شده و مقام قضاوت را به او واگذار ننماید، او اهل مناظره بود و با استدلال و لطائف بسیار ظریف، پوچی عقائد انحرافی مخالفان را آشکار می‌نمود، یکی از مناظرات او این بود که: او شنیده بود ابوحنیفه (رئیس مذهب حَنَفی اهل سنت) در درس خود گفته است: «جعفر بن محمّد (امام صادق ـ علیه السّلام ـ) سه مطلب را گفته، ولی من هیچ‌کدام از آن‌ها را قبول ندارم و آن‌ها را نمی‌پسندم، و آن سه مطلب این است:

۱ـ «شیطان به وسیله آتش، عذاب خواهد شد، و این درست نیست زیرا شیطان از آتش آفریده شده، و چیزی که از سنخ آتش است به وسیله آتش، اذّیت نمی‌شود.

۲ـ «خدا دیده نمی‌شود»، با این‌که هر چیز موجودی، به‌ناچار قابل دیدن است.

۳ـ «کارهائی که بندگان انجام می‌دهند خودشان با اختیار خود، آن‌ها را انجام می‌دهند»، با این‌که آیات و روایات برخلاف این قول است و کارهای بندگان را به خدا نسبت می‌دهند (ما در کارها مجبوریم نه مختار).

بهلول کلوخی از زمین برداشت و بر پیشانی ابوحنیفه زد، ابوحنیفه در مورد بهلول، نزد هارون شکایت کرد، هارون دستور داد بهلول را حاضر کردند و او را سرزنش نمود.

بهلول در آن مجلس، به ابوحنیفه گفت: «۱ـ درد جای کلوخ را که ادّعا می‌کنی به من نشان بده که بنگرم و اگر نشان ندهی پس در عقیده خود که می‌گوئی هر چیز موجودی، دیدنی است، خطا می‌کنی، ۲ـ تو می‌گوئی جنس موجب آزار جنس نخواهد شد، تو از خاک آفریده شده‌ای بنابراین نباید کلوخی که از خاک است، به تو آسیب رسانده باشد. ۳ـ وانگهی من گناه نکرده‌ام، چرا که به عقیده تو کارهائی که از بنده سر می‌زند، فاعل آن خدا است، بنابراین خدا تو را زده است نه من!!».

ابوحنیفه ساکت شد و در حالی که شرمنده شده بود، از مجلس برخاست و فهمید که ضربه بهلول به‌خاطر پاسخ به عقائد بی‌اساس او بوده است.[۱]

[۱] ـ رک: مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۴۱۹ ـ بهجه الآمال، ج ۲، ص ۴۳۶، نشر بنیاد فرهنگی اسلامی.