سال نو، حال نویی می طلبد

ابتدا سالروز شهادت بی بی دو عالم، حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) را تسلیت عرض می کنم. حضرت زهرا (س) حجت بزرگی بر حقانیت امامت بلافصل امیرالمومنین علیه السلام و مذهب شیعه ۱۲ امامی است.

سال ۱۳۹۳ از راه رسید و زمین ۳۶۵ بار به دور خود گشت و همان طور که سال گذشته هم در چنین روزهایی نوشتم، امیدوارم که گذر سالها، تنها سن شناسنامه ای ما را افزایش ندهد و علم و اخلاق ما هم رشد مثبتی داشته باشد. به قول نقی، رو به رشد هم باشیم…

حاضر جوابی، خوب یا بد

امروز، از تنهایی و کم حوصلگی، کمی آپارات گردی کردم. به نظرم از معدود سایتهای اجتماعی ایرانی است که موفق عمل کرده، به طوری که بر اساس آمار آلکسا رتبه ۱۲ را در میان سایتهای ایرانی دارد. ویدیوی زیر، در نفی حاضر جوابی است و حاج آقای فاطمی نیا، از ما تقاضا دارد که کمی در پاسخگویی تامل کنیم و زودی توی ذوق دیگران نزنیم.

حضرت زهرا (س)، شیعه بود یا سنی؟

شهادت بانوی دو عالم، صدیقه کبری (س) تسلیت باد…

بعضی چیزها آنقدر اظهر من الشمس است که حجت را بر همه تمام می کند. برای ما شیعیان، وجود نازنین حضرت زهرا (س) سرور زنان بهشتی حجت موجهی است بر اینکه شیعه بر حق است. در فایل صوتی زیر، استدلال علامه امینی (رضوان خدا بر او باد) در برابر بزرگان اهل حدیث مکه را بشنوید که چگونه آنها را با یک حدیث صحیح کیش و مات می کند:

اگر حوصله دیدن ندارید، خلاصه اش این است:

علمای اهل سنت از ایشان می خواهند که یک حدیث صحیح از پیامبر (ص) نقل بفرمایید. ایشان می گوید: من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. سپس از تمام ۷۰-۸۰ نفر حاضر، تصدیق می گیرد که این حدیث، صحیح است. آنگاه سوال می کند: آیا فاطمه زهرا (س) امام زمانش را نمی شناخت؟ سرها به زیر افتاد. اگر بگویند نمی شناخت، یعنی ایشان نعوذ بالله به مرگ جاهلیت مرده و اهل عذاب است، حال آنکه روایت سید زنان اهل بهشت، بسیار متواتر است. اگر می گفتند که می شناخت، چظور قبول می کردند که امام حضرت زهرا، ابوبکر است حال آنکه تا دم مرگ صدیقه طاهره ابوبکر و عمر را مغضوب داشت؟!

شاه پناهم بده، خسته راه آمدم

این ویدیو با صدای خواننده تاجیک، دولتمند خلف،  را چند ماه قبل دیدم و خیلی پسندیدم و از شما چه پنهان کلی هم تحت تاثیر قرار گرفتم. امروز دوباره در رایانه ام دیدمش. گفتم شما هم بی نصیب نباشید (تا آخر ببینید). السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا…

 

صبر و ظفر دوستان قدیم اند

رفتم مغازه، یک بنده خدایی اومد و به پیرمرد صاحب مغازه گفت: آقا این بسکویت چنده؟ مغازه دار گفت: ۴۰۰ تومان. این کیک چنده؟ ۱۰۰۰ . بعد رفت اونا رو سر جاش گذاشت و بی مقدمه گفت: شنیده بودم اینطور آدمی هستی ولی مطمئنن نبودم. تو اصلا مشتری مداری نمی دونی، سر مردم رو کلاه می گذاری … بعدش هم کلی شاکی شد و سرصدا… صاحب مغازه بدبخت گفت حالا مگه چی شده؟ جوانک گفت: من چند دقیقه پیش، اومدم این دوتا رو برداشتم و ۲۵۰۰ بهت دادم، تو هیچی برنگردوندی… بالاخره هی پیرمرد گفت که ببخشید اشتباه شده، من دو مدل بسکویت توی اون طبقه دارم، ۲۰۰۰ تومان شما را هم فکر کردم هزارتومانی است…  اشتباه کردم و ۱۲۰۰ تومان برگرداند. ولی جوان عصبانی شد و گفت فقط می خواستم بدونی که چه آدمی هستی… پول رو نگرفت و رفت!! آقا این پیرمرد تا ۱۰ دقیقه گیج بود و جواب مشتریهای دیگر را نمی توانست بدهد! هی به من و بقیه مشتریها می گفت، آقا آدمیزاد مگر اشتباه نمی کنه؟ من که دلم به حالش سوخت…

بگذریم، دیروز در کلاس اصول میکرو بحث از صبر شد. گفتم یک ریشه کم صبری نسل جدید که مشکلات زیادی را سبب شده، از جمله تعدد و تنوع طلاقها بر سر هیچ و پوچ، این است که خانواده ها کوچک شده اند. پسر همرزمی در خانه ندارد، دختر هم یکه تازی می کند! وقتی ۴-۵ خواهر و برادر باشید، خودبخود آداب اجتماعی را یاد می گیرید و صبرتان هم زیاد می شود. برادرها آنقدر توی سر و کله هم می زنند تا اینکه به تدریج متوجه می شوند که باید حقوق یکدیگر را رعایت کنند و در برابر برخی مشکلات صبر کنند. اما وقتی که تک فرزند باشید، همه چیز تحت سیطره شماست. آنوقت به خوابگاه دانشجویی که بروید، تحمل دیگران برایتان سخت است؛ در محیط کار، وضع بدتر است و احیانا اگر ازدواج کنید تعامل با همسر به مراتب سخت تر است…

صبر و ظفر دوستان قدیم اند     بر اثر صبر نوبت ظفر آید