شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

امروز چهارشنبه، کارگاه آموزشی فرایند ساخت مدار مجتمع آنالوگ (Analog IC Layout) با همکاری مرکز مدارهای مجتمع ایران و دانشکده برق برگزار شد. موضوع اصلی این کارگاه، آموزش فرایند ساخت، پارامترهای طراحی و در نهایت نحوه استفاده از مجموعه نرم افزارهای شرکتهای Cadence و Mentor برای آماده سازی یک مدار آنالوگ جهت ساخت IC بود. [...]

۱- با پایان یافتن ماههای محرم و صفر، قالب وبلاگ را از عزا درآوردم و کلا با قالب آی تی بلاگز تعویضش کردم. اگر به مزاجم ساخت، همین را اصلاح کرده و استفاده خواهم کرد. ۲ – خدایا زودتر انتخابات را برسان! و بدون دردسر تمام کن. شاید این کشتی وقت نشناس، دست از سر [...]

۱٫ شنیده ایم که نظافت نیمی از ایمان است؛ می‌دانید چرا؟ ۲٫ در لیوان کثیف، شیرعسل هم که بریزی نمی شود خورد! نصف کار این است که تمیز شود، نیم دیگر ریختن شیر پاک است. ۳٫ آن پاکیزگی که نیمی از ایمان است، تنها ناظر به نظافت ظاهر نیست، که بیشتر طهارت باطن مورد نظر [...]

پسر شهید روشن درگوش رهبری چه گفت؟ (اشک من رو درآورد این نوشته) حاشیه دیدار رهبری با خانواده شهید ‌روشن چه کنیم که معصیت نکنیم نظر جالب یک بیننده صدای آمریکا سیدحسن در کنار نورعلی تابنده (قطب صوفیه)

یکی از خصلتهایی که یا انسان را از درون ذوب می کند یا سبب می شود با کوچکترین مساله‌ای به مردم حمله کنیم، زودرنجی است. انسان زودرنج، بیش از هر کس، خودش را اذیت می کند، زیاد در فکر انتقام است و تا جایی که بتواند از موضوعات ریز و درشت، برداشت سوء می کند [...]

یک راه حمله کردن به یک موضوع، بد دفاع کردن است. تقریبا هر جا که بحث حجاب مطرح می‌شود، در دفاع از آن مطرح می‌شود که حجاب محدودیت نیست. به نظر بنده این یک دروغ است! تصور کنید در گرمای تابستان با مقنعه و چادر بخواهید فعالیت کنید؛ اگر این محدودیت نیست پس چیست؟ محدودیت [...]

دیروز تبلیغ جالبی از حجاب در سایت الف دیدم، خواستم از آن استفاده‌ای کرده باشم و لااقل داخل اتاق کارم، این تبلیغ را بگذارم. کیفیت عکس اما پایین بود، لذا دست به کار شدم و تبلیغ مشابهی البته ساده تر آماده کردم:

بایگانی برای دسته "آموزشی"

برگزاری کارگاه آموزشی فرایند ساخت مدار مجتمع آنالوگ

بدون نظر

امروز چهارشنبه، کارگاه آموزشی فرایند ساخت مدار مجتمع آنالوگ (Analog IC Layout) با همکاری مرکز مدارهای مجتمع ایران و دانشکده برق برگزار شد. موضوع اصلی این کارگاه، آموزش فرایند ساخت، پارامترهای طراحی و در نهایت نحوه استفاده از مجموعه نرم افزارهای شرکتهای Cadence و Mentor برای آماده سازی یک مدار آنالوگ جهت ساخت IC بود. نحوه ایجاد شماتیک، شبیه سازی، تولید layout، عملیات DRC، LVS، PEX و Post layout simulation به صورت عملی به دانشجویان آموزش داده شد.

با سپاس از دانشجویان شرکت کننده، آقای دکتر احمدی فرد که با حضورشان موجب دلگرمی دانشجویان بودند و اعضای محترم مرکز طراحی مدارهای مجتمع ایران که وظیفه اصلی به دوش آنها بود.

انشاءالله فردا کارگاه دیجیتال برگزار خواهد شد.

Analog-IC-Workshop-1

Analog-IC-Workshop-2

Analog-IC-Workshop-3


فرایند دریافت مجوز خروج برای اعضای هیئت علمی طرح سربازی

۶ نظر

یکی از فرایندهایی که احتمالا بخش عمده ای از اساتید طرح سربازی و سایر دوستان امریه سپاه را درگیر می کند، دریافت مجوز خروج از کشور برای صدور یا تمدید گذرنامه است. متاسفانه کارگزینی دانشگاه اطلاعات درستی به همکاران نمی دهد و ممکن است وقت زیادی برای دانستن فرایند گردش کار از همکاران و سربازان عزیز تلف شود. لذا تجربه خودم را به اشتراک می‌گذارم شاید به کار کسی آمد و دعای خیری کرد! البته این که می نویسم برای سفر عمره است، لیکن برای سفرهای علمی هم باید فرایند مشابهی طی شود.

نحوه‌ی دریافت مجوز برای سفر زیارتی عمره مفرده

قبل از هر چیز مدارک احراز هویت شامل شناسنامه و کارت ملی و چند نسخه کپی از آنها به همراه چند قطعه عکس همواره همراهتان باشد.

۱٫ دریافت نامه ای از کارگزینی هیات عملی خطاب به وزارت علوم (نه نیروی انسانی سپاه) مبنی بر نیاز شما به خروج از کشور برای انجام عمره مفرده

۲٫ رفتن به طبقه ۱۲ وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری نزد آقای رضایی (آدم خوش برخوردی است). یادتان باشد که فرم ثبت نام نهایی عمره (که از سایت لبیک دریافت کرده ابد) به همراه فرمهایی که بانک ملت به شما داده را همراهتان ببرید. در این طبقه سه نامه، یک نسخه اصلی برای سپاه، یک رونوشت برای حراست وزارتخانه و یک رونوشت برای دانشگاه به شما تحویل داده می شود. مطمئن شوید که سه نسخه را به شما داده اند و مانند بنده یک نسخه کم نباشد که وقتتان تلف خواهد شد.

۳٫ نسخه حراست را به طبقه ۱۳ ببرید تا نامه‌ی محرمانه‌ای خطاب به حفاظت اطلاعات سپاه مبنی بر موافقت با خروج شما آماده کنند. منشی این بخش (آقای اصغر …) آدم خوش اخلاقی نیست، بویی از ادب هم نبرده (لااقل زمانی که من آنجا بودم) و ممکن است مثل بنده و همکارم چند ساعتی برای یک امضاء شما را معطل کند. به خود رئیسشان که باید امضاء کند (آقای دکتر قد کوتاه، مودب و دارای ریش و سبیل) متوسل شدم و کارم راه افتاد.

۴٫ نسخه اصلی نامه وزارت به همراه پاکت مهر و موم شده حراست را به مرکز عملیات نیروی انسانی سپاه نزد جناب سروان ح. م. ببرید تا راهنماییتان کند. خوشبختانه تمام کارکنان این مرکز خوش برخورد و مودب بودند. اگر با ماشین باشید بهتر است چون در همان منطقه باید چند بار بین ساختمان مرکز عملیات و موقعیت شهید زین الدین و ستاد فرماندهی جابجا شوید (فاصله بین مراکز حدود یک کیلومتر یا بیشتر است.) آدرس مرکز عملیات: اتوبان بسیج، سه راه تختی، میدان مطهری، مرکز عملیات نیروی انسانی سپاه. دقت کنید که چند نوع مطهری و تختی در تهران داریم شما اگر با تاکسی می روید بگویید میدان مطهری افسریه (نزدیک ورزشگاه تختی) . در مرکز عملیات خوب است چک کنید ببینید پرونده شما ناقص نباشد (عکس یا نامه شروع به کار و …) که دوباره کاری نشود.

۵٫ مرکز در نهایت (پس از حدود ۱:۳۰ ساعت امضاء گرفتن از این و آن) نامه مهر و موم شده ای به شما می دهد که باید ببرید ستاد فرماندهی سپاه، بخش حفاظت اطلاعات. این ستاد در همان نزدیکی است. دژبان بد اخلاقی دارد، پس از هماهنگی با حفاظت (آقای دها…) به داخل ستاد هدایت می شوید که آنجا نامه ای خطاب به سپاه مرکز استان به شما خواهند داد و یک سری مطالب حفاظتی هم می گویند. اگر می خواهید از تهران گذرنامه بگیرید، نامه را خطاب به گذرنامه می دهند و به گام ۷ بروید! والا نامه خطاب به سپاه مرکز استان است. (دو قطعه عکس باید همراه داشته باشید)

۶٫ به سپاه استان رفته و آنجا خیلی سریع نامه‌ای خطاب به گذرنامه شهرستان صادر می شود.

۷٫ نامه را از اداره گذرنامه گرفته و همراه سایر مدارک به پلیس +۱۰ مراجعه کنید و تمام.

در آخرین بخش، متنی روی تخته نوشته بود:

تعریف اعصاب: چیزی که هیچ کس ندارد و همه انتظار دارند که تو داشته باشی
تعریف توقع: چیزی که همه دارند و تو نباید داشته باشی


سردرگمی دانشجویی

۱۷ نظر

« نوشته زیر شاید در مورد ۲۰% دانشجویان صدق نکند، از قضا شما هم از آنها هستید! »

نظر یکی از کاربران سایت p30codenevis.ir

با سلام خواهش میکنم مطالبم را بخوانید و کمکم کنید چون من واقعا سر در گم شدم دانشجوی ترم اول مهندسی فناوری اطلاعات مقطع ارشد هستم لیسانسم را در دانشگاه ازاد در رشته نرم افزار گرفتم اما به علت مشکلاتی میخوام از صفر شروع کنم میخوام بدونم چه مطالبی از مبتدی تا پیشرفته را باید یک کارشناس نرم افزار بداند مثلا یکیش نرم افزار matlab لطفا خواهشا از ابتدا بگید که چی بخونم تا بتونم رامو پیدا کنم چه نرم افزار هایی -چه زبان هایی برنامه نویس -چه کارهایی باید بلد باشم.

این سوال یکی از مراجعین سایت است که البته سوال بسیاری از دیگر مراجعین هم بوده و احتمالا هست. با توجه به اینکه هر روز با دانشجویان سر و کار دارم می دانم که این یکی از بزرگترین مشکلات دانشجویان است. در این نوشته قصد ریشه یابی و ارائه راه حلی در خور وسع خودم دارم.

می گویند دکتر شریعتی به دانشجویانش می گفت پاسخهایی را می پسندم که ناشی از تفکر باشد نه کپی متن کتاب!

جوزدگی و دور هم بودن: مشکل دانشجویان در حین تحصیل

مشکل از آنجا آغاز می شود که در نظام آموزشی ما دانش آموزان و حتی دانشجویان وادار به تفکر نمی شوند. غالب تکالیف، تقلیدی است. شما باید کتابی را بخوانید و همان را پس بدهید. هیچگاه تشویق نمی شوید که درباره زندگیتان، آینده شغلی تان، کاربرد رشته خودتان در جامعه تفکر کنید. کم می شود که مثلا استادی یا معلمی بگوید این درسی را که می خوانید چه کاربردی دارد و در آینده به چه دردتان خواهد خورد. دانشجویان هم سراغ چنین سوالاتی کمتر می روند و چون دَورهم هستند و خوشند نگران نیستند. حدیث است که می فرماید وقتی بلایی همه گیر شد، تحملش آسان می شود. این موضوع شده است بلای همه گیر، دانشجویان به یکدیگر نگاه می کنند می بینند دوستانشان سرخوش اند و دارند گیم بازی می کنند یا قهوه تلخ می بینند، آنها هم تشویق می شوند که بی خیال باشند. (البته همیشه استثنائاتی وجود دارند)

نکته بسیار قابل توجه این است که زمانی که فارغ التحصیل می شویم، تازه دوهزاریمان می افتد که ای داد بیداد. چهار سال درس خواندیم ولی ظاهرا چیزی یاد نگرفته ایم!! ممکن است مدتی هم غصه بخوریم… حالا چند راه حل وجود دارد:

• یکی اینکه با همین تحصیلات آبدوغ خیاری برویم و در جایی استخدام شویم؛ این جا اگر دولتی بود که زیاد به جایی بر نمی خورد و باز دور هم هستیم و سرخوش! لیکن اگر خصوصی بود ناچاریم تازه شروع کنیم به یادگیری

• دوم اینکه بی خیال درس شده و شغل آزاد انتخاب کنیم، آن هم از نوعی که هیچ ارتباطی با تحصیلاتمان نداشته باشد، مثلا بقالی، نصب پرده، صوتی تصویری و امثال اینها. (این کار را اگر چهار سال زودتر انجام می دادیم شاید بهتر هم بود!)

• سوم اینکه ادامه تحصیل دهیم، شاید که جبران مافات کنیم. این کار البته دردسرش بیشتر است، چون در فوق لیسانس دیگر خودمان هم وظیفه ای داریم. باید برای هر درسی یکی دو سمینار ارائه دهیم، باید با کتابهای لاتین کنار بیاییم و حتی پیش فرضهای استاد را هم بپذیریم. مثلا استاد انتظار دارد که اولین پروژه درسی را با نرم افزار متلب (MATLAB) بنویسیم ولی ما تا کنون نمی دانستیم که به جز زبان q-basic زبان دیگری هم برای برنامه نویسی هست!

بحث من در مورد افرادیست که گزینه سوم را انتخاب می کنند:

ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است

مهم نیست که چهار سال گذشته و ما درس زیادی یاد نگرفته ایم. مهم این است که دوستانی یافته ایم، زندگی اجتماعی را آموخته ایم و مهمتر این که تجربیات خوبی اندوخته ایم. مهمترین تجربه همین که باید خودمان به فکر خودمان باشیم، باید کاری بکنیم. اینکه فهمیده ایم با کپی کردن و تقلب شاید بتوان نمره گرفت لیکن نمی توان یاد گرفت. ضمن اینکه در جامعه که نمی توان همیشه تقلب کرد. در مقابل استاد و سایر دانشجویان که نمی شود از روی کاغذ مطلبی را ارائه داد. برنامه هایی که نیاز خودمان و جامعه است را که همیشه نمی توان دانلود کرد.

در دوره کارشناسی ارشد یا هر زمان دیگری که متوجه شدید باید کاری کرد، آستینهای همت را بالا بزنید و دست به کار شوید. ببینید چه چیزهایی نیاز رشته شما و جامعه است، آنها را یاد بگیرید. دقت کنید که از این پس باید به فکر آینده شغلی هم باشید، لذا در یک موضوعی که نیاز جامعه هست سعی کنید متبحر شوید. مثلا در رشته نرم افزار می بینید برنامه نویسی تحت وب نیاز امروز بسیاری از سازمانهاست، آن را خوب یاد بگیرید. در رشته برق، گرایش الکترونیک، می بینید شرکتهای سخت افزاری نیاز مبرمی به افرادی که با FPGA آشنا هستند دارند، آن را بیاموزید. اصلا گاهی اوقات خوب است شما ابتدا علاقه خودتان را بیابید، و برای آن کار پیدا کنید و پایان نامه تان را هم در راستای آن تعریف کنید! این حالت ایده آل است. بگذارید تجربه شخصی ام را خیلی مختصر برایتان بگویم:

تجربه شخصی در دوران کارشناسی ارشد

من در یک شرکت مخابراتی مشغول کار بودم، تقریبا با رشته درسی ام (الکترونیک) و علاقه شخصی ام (برنامه نویسی) سازگار بود. لیکن زمانی که به دنبال تعیین استاد راهنما بودم با یکی از اساتید دانشکده صحبت کردم. متوجه شدم علاقه زیادی به مبحث OCR و شناسایی الگو دارم. این شد که درسهای مرتبط را برداشتم (شبکه عصبی، شناسایی الگو و پردازش تصویر) آنگاه به دنبال شرکتی رفتم که در این زمینه کار می کرد. به زودی شغلم را عوض کردم! و پایان نامه ام را در همان زمینه ای تعیین کردم که در شرکت جدید مشغول کار شده بودم! با این کار در تمام مدت فوق لیسانس من تقریبا کارمند دائم آن شرکت هم بودم… همین اتفاق در دوران دکتری هم تکرار شد. به لطف خدا و توفیق حضور در شرکت مذکور، در چندین پروژه ملی در زمینه شناسایی الگو همکاری داشتم.

موانع سر راه

و آمّا! بدانید که اگر با پایه ضعیف وارد دوره کارشناسی ارشد شوید (مخصوصا در رشته های فنی) با موانع زیادی رو به رو خواهید شد. مثلا شما زبان انگلیسی تان خوب نیست، لیکن کتابها و مقالاتی که استادتان معرفی می کند انگلیسی است. شما با نرم افزارهای شبیه سازی و زبانهای برنامه نویسی آشنایی ندارید لیکن هر دو هفته باید یک پروژه تحویل دهید. شما در ریاضیات ۱ و ۲ ضعف دارید لیکن باید فرمول های عجیب و غریب پای تخته را با تکان سر بپذیرید. (یعنی ناچارید بپذیرید که لااقل پیش سایر دانشجویان کم نیاورید) اینها واقعا مشکل است؛ بنده دارم از نزدیک می بینم. لیکن باید جبران کرد. اگر الان جبران نکنید لابد در خدمت مقدس سربازی جبران خواهید کرد؟!

کوچک که بودم برایم پذیرفتن این حدیث خیلی سخت بود: ساعتی تفکر بهتر است از هفتاد سال عبادت. الان سالهاست که دیگر برایم سخت نیست!

همین مطلب در پی سی کدنویس

 


چقدر بزرگ هستید؟

بدون نظر

اگر می خواهید بدانید که چقدر بزرگ هستید و تا چه اندازه پیشرفت کرده اید به مسائل و مشکلات زندگی خود بیندیشید. نگاه کنید چه حوادثی شما را می آزارد؟ چه شرایطی آرامش شما را تهدید می کند؟ چه اتفاقاتی شما را عصبانی، ناراحت و خشمگین می کند؟

اگر کسی با کارها و گفتارش، خشمگینتان می کند به جای مقصر شمردن او به این فکر کنید که چرا چنین شرایطی به راحتی شما را از کوره به در می برد و روحیه تان را خراب می کند.

همیشه به یاد داشته باشید که:

اوضاع و شرایط، زندگی انسان را نمی سازد. بلکه نقاط قوت و ضعف او را آشکار می سازد. «وین دایر»

منبع: کتاب شما عظیم تر از آنید…


دانلود ترتیل کل قرآن کریم به تفکیک صفحه با صدای سعد الغامدی MP3

۴۷ نظر

۱- یکی از دغدغه های اصلی هر آدمی استفاده بهینه از لحظات عمر است. فرصتهایی که خیلی سریع از دست می روند و غالبا مورد استفاده مفید واقع نمی شوند. این اتلاف فرصتها البته دلایل مختلفی دارد، که شاید مهمترین آن این باشد که نمی دانیم چه کاری را در اوقات فراغتمان انجام دهیم. بگذریم؛ این را گفتم که در نحوه هزینه کردن بزرگترین سرمایه زندگیمان که عمر گرانمایه باشد، بیشتر فکر کنیم!

این پست را همراهی کنید شاید به دردتان خورد.

۲- اکثر ما مدتی از روز را در طول مسیر سپری می کنیم، داخل ماشین شخصی، در اتوبوس، پیاده و یا در تاکسی. در این زمانها تقریبا هیچ کاری نمی توان کرد و اکثر ما هم کاری نمی کنیم، مگر بازی با موبایل، خوابیدن یا گوش کردن موسیقی.

پر کردن این زمان، یکی از مسائلی بود که از دوره‌ی دانشجویی مرا درگیر خود داشت… در این سالهای اخیر بخش عمده ای از این زمانها را با گوش دادن به سخنرانی و کتابهای صوتی پر کرده ام و بسیار برایم مفید بوده است. اخیرا متوجه شده‌ام که کتاب صوتی بسیار مهمی است که هنوز آن را روی سی دی ها یا فلش خودرویم ندارم… قــرآن کریم

قرآن کتابی که هر بار که بخوانی تازگی دارد و نکته جدیدی می آموزی. کتابی که تبیان لکل شیء است و همه چیز در آن بیان شده. لیکن هر کس به میزان فهم خودش مفاهیم آن را درک می کند. قرآن کتابی است که در بین ما واقعا مهجور مانده، شاید خیلی برای ثوابش آن را بخوانند لیکن کم اند افرادی که به آن توجه بکنند. این در حالیست که قرآن، کلمه به کلمه اش حساب شده است و هیچ لغوی در آن راه ندارد (بر خلاف برخی کتابها که حجم قابل توجه آن لغو است). وعده های قرآن تمامش حق است و مثلا وقتی می گوید شما اگر خوبی کنید به خودتان خوبی کرده اید گزاف نمی گوید؛ وقتی می گوید در اموال شما حق معلومی است برای سائل و محروم باید به آن عمل کرد تا نتایج زیبای آن را دید…

این شد که تصمیم گرفتم ترتیل قرآن را به صورت صفحه به صفحه و با ترجمه صوتی به لیست کتابهای صوتی ام اضافه کنم. ترتیل به تفکیک صفحه نسبت به ترتیل جزء به جزء یا سوره به سوره، این مزیت را دارد که هر صفحه حدود ۲-۳ دقیقه زمان می برد و برای کاربردهایی مثل دوره کردن قرآن، یادگیری ترجمه‌ آن و خصوصا حفظ قرآن کریم مناسب تر است. ترتیل صفحه به صفحه برای پر کردن زمانهای کوتاهی که در مسیر هستیم نیز مناسب تر است. و اما هر چه در اینترنت گشتم، ترتیل صفحه به صفحه قرآن را نیافتم. البته سایت راسخون ترتیل خلیل الحصری را به تفکیک صفحه داشت که باب میل من نبود. خودم دست به کار شدم و به کمک نرم افزار قرآن همراه که روی موبایلم نصب بود، ترتیل سعد الغامدی و ترجمه صوتی (تالیف شیخ حسین انصاریان) را به تفکیک صفحه آماده کردم:

مشخصات کتاب صوتی قرآن با ترجمه

•  این کتاب صوتی در قالب ۳۰ آلبوم (۳۰ جزء قران) تهیه شده که هر کدام در پوشه جداگانه‌ای قرار دارد و هر جزء شامل ۴۰ فایل صوتی (۲۰ فایل ترتیل و ۲۰ فایل ترجمه) می باشد (به استثناء جزء اول و آخر که بیشتر هستند).

•  ترکیب صفحات (فایلهای صوتی) بر اساس قرآن عثمان طه است.

•  عنوان (title) هر فایل صوتی با نام سوره آن مشخص شده است که در موبایل، MP3 Player یا پخش خودرو نمایش داده خواهد شد.

•  چهار صفحه ای که سجده واجب دارند هم در عنوان فایل و هم در اسم فایل مشخص شده اند که ناچار نباشید در داخل خودرو به سجده بیفتید!

دانلود ترتیل قرآن به تفکیک صفحه با صدای استاد سعد الغامدی و ترجمه صوتی فارسی

حجم تقریبی هر بخش ۲۵ مگابایت است. لینک کمکی

دانلود جزء  ۱ تا  ۵    (پیوند کمکی در منابع اسلامی) (پیوند کمکی در پرشین گیگ)

دانلود جزء  ۶ تا ۱۰   (پیوند کمکی در منابع اسلامی) (پیوند کمکی در پرشین گیگ)

دانلود جزء ۱۱ تا ۱۵  (پیوند کمکی در منابع اسلامی) (پیوند کمکی در پرشین گیگ)

دانلود جزء ۱۶ تا ۲۰  (پیوند کمکی در منابع اسلامی) (پیوند کمکی در پرشین گیگ)

دانلود جزء ۲۱ تا ۲۵  (پیوند کمکی در منابع اسلامی) (پیوند کمکی در پرشین گیگ)

دانلود جزء ۲۶ تا ۳۰  (پیوند کمکی در منابع اسلامی) (پیوند کمکی در پرشین گیگ)

انتشار این مطلب سبب گسترش خیر، و بدون اجازه، مجاز است.

پس از تحریر ۱: با توجه به ترافیک محدود (۲۵ گیگابایت ماهانه)، لطفا از نرم افزارهای مدیریت دانلود مثل IDM استفاده کنید تا هم فایلها سریعتر دانلود شوند و هم مجبور نباشید به خاطر سرعت کم اینترنت چند بار یک فایل را دانلود کنید. اینگونه مقداری در ترافیک سایت هم صرفه جویی می‌شود.

پس از تحریر ۲: جهت رفع مشکل فوق، تعدادی پیوند کمکی از سایت پرشین گیگ و Islamic resources اضافه شد و به تدریج کامل خواهد شد. شاید این پیوندهای کمکی سرعت بهتری نسبت به پیوندهای اصلی داشته باشند (به دلیل محدودیت ترافیکی کمتر).


چرا نمرم نمیگیره مگه عقل من از سنگه

۹ نظر

دیگر ظاهرا سنت شده است که دانشجویان آخر برگه های امتحانی، داستان بنویسند و درد دل کنند. فرقی نمی کند که در انتهای برگه سوال خواهش کنی که داستان ننویسید یا حتی تهدید کنی. دانشجوست و کار خودش را می کند! این البته چندان مشکل ساز نیست چون کتبی است و نگاه به نگاه نمی افتد و حتی گاهی تنوعی می شود در بین فرایند خسته کننده تصحیح برگه.

مشکل آنجایی است که پس از امتحان و مخصوصا اعلام نتایج، به تذکر کتبی و ایمیل و راه حلهای قانونی اکتفا نمی کنند و اعتراض را به کف خیابانها می کشند! به اتاق استاد که می آیند (که البته گاهی این آمدن شکل حمله به خود می گیرد)، سفره دلشان را باز می کنند گویی دو گوش رایگان یافته اند تا هر چه مشکل دارند برایش بیان کنند. اینجا دیگر کار مشکل می شود، آنقدر که بسیاری از اساتید ترجیح می دهند بعد از پایان امتحانات به غیبت صغری بروند.

نمی شود به درد دلهای یک انسان گوش کنی و بعدش بر اساس عدالت نمره بدی؛ می شود؟ برای من که کار سختی است. هم باید مراعات دانشجو را کرد و هم جانب عدالت را کنار نگذاشت. لذا از طریق این تریبون به دانشجویان عزیز عرض می کنم لطفا حضوری جهت اعتراض نیایید، اگر می آیید که برگه تان را ببینید، داستان تصادف دیروز و مریضی پریروز را نگویید حتی اگر دو امتحان در یک روز داشته اید! حتی اگر ۲۰ واحد برداشته اید و یا کنکور کارشناسی ارشد داشته اید. یک چیزی خدا در آدمیزاد تعبیه کرده به نام عقل، زمان انتخاب واحد می توان از آن استفاده کرد، حتی زمانهای دیگری هم می توان از آن استفاده کرد!

یک کار خیلی ناپسند برخی دانشجویان این است که برخی از همکاران آشنا را به شفاعت می گیرند، این اوج نامردی است. با این کار یا باید با همکارم دچار مشکل شوم یا توی رودربایستی نمره پاسی به کسی که از برگه صفر گرفته است بدهم که البته من غالبا دچار هیچکدام نمی شوم و زیرسبیلی مسئله رو حل می کنم!

این شعر هم که پارسال در جایی دیدم مناسب حال و روز دانشجوهاست در پایان ترم:

تو دانشگاه گرفتارم
چشام گم کرده استادو
بگیر از این دل زارم
عذاب و گریه و دادو

***

چرا نمره نمیگیرم؟
مگه مغز من از سنگه
حنای من چرا پیش
تو ای استاد بی رنگه؟؟

***

میان فاصله ام تا ۱۰
خودت گفتی که کوتاهه
از این نمره که من بردم
چقدر تا افتادن راهه؟؟

***

می خوام درسخون بشم اما
این استادا نمیذارن
تو آزمونهای پایان ترم
سوال سخت میارن!!

از این که بگذریم، یک اتفاق جالبی الان متوجه شدم و آن اینکه رتبه وبلاگم در گوگل (Google page rank) از ۲ به ۳ ارتقاء پیدا کرده!


مدیریت بحران

۱۳ نظر

روزی آقای الف برای صرف ناهار به منزل آقای ب رفت. آقای ب جهت تنوع قصد داشت جوجه کباب بپزد البته از نوع سیخ کشیده. مشکل اینجا بود که منقل مناسبی وجود نداشت. انگشتش را به دور سرش چرخاند و ناگهان جرقه ای در سرش پدیدار شد، آهان فرقون! از فرقون به جای منقل استفاده کنیم. اینگونه بود که به پشت بام رفتند. ذغالها را در فروقون ریخته و هر چه سعی کردند که آتش روشن کنند نشد. باز آقای الف انگشتش را دور سرش چرخاند و ناگهان چهارلیتری بنزین را آورد و از شدت ذوق زدگی خیلی سریع چهارلیتری را از فاصله حدود نیم متری روی آتش خم کرد تا آتش شعله ور شود. آتش هم شعله ور شد آنقدر که از مسیر بنزین بالا آمد و به چهارلیتری رسید! آقای الف که فرصت فکر کردن نداشت چهارلیتری شعله ور را روی پشت بام قیرگونی شده رها کرد. حدس می زنید چی شد؟ یک بحران شروع شد از نوع آتشین؛ آقای الف به شدت هول کرد و پس از انداختن یک گونی نازک روی آتش (که باعث شعله ور تر شدن آتش شد) به آقای ب گفت من سریع میرم از پایین آب بیارم. آقای ب اندکی تفکر کرد و چشمش به کیسه شنی افتاد که در گوشه ای از پشت بام بود. خیلی زود به سمت آن رفت و کیسه را پاره کرد و با دستش چندین مشت شن روی آتش ریخت. هنوز آقای الف برنگشته بود که آتش خاموش شده بود.

نتیجه: اگر آقای ب نبود، آتش تمام پشت بام را فرا می گرفت و با توجه به بافت قدیمی و وجود مواد آتشزا در آن نزدیکی، قسمتهای دیگر ساختمان هم آتش می گرفت. آقای الف سریعترین راهی که به ذهنش رسید را انتخاب کرد، راهی که کاملا اشتباه بود چرا که اگر آب هم آماده می شد، آتشی که با نفت شعله ور شده خاموش نشده که شعله ورتر هم می شد. لذا همیشه سریعترین راه، بهترین راه نیست، برعکس غالبا راه بدی است. مدیریت بحران یک هنر است پس:
شتابزده عمل نکنید، حتی در بحران