پسرم، تولدت مبارک

سال گذشته در چنین روزی، فرشته کوچکی به شدت بی تابی می کرد و برای دیدن دنیای زمینیان لحظه شماری. این شد که خدا اجازه داد حدود ۲۰ روز زودتر از موعد مقرر و تقریبا همزمان با آغاز سال تحصیلی، دانشگاهش را شروع کند. ساعت پخش اخبار بود که پرستار خبر تولدش را آورد و چه خوب کاسبی کرد! یک سال گذشت با تمام سختیها و البته شیرینیهایش. با تمام لالایی ها و بی قراریهایش؛ لالایی از ما و بی قراری از او. الان دیگه پسرم چند قدمی راه می رود و کلماتی بر زبان می راند. وقتی نیازی دارد زیرکانه می گرید و چون شاد می شود معصومانه می خندد. خدایا تو را سپاس بر تمام نعماتی که عطایم کردی و این همه نعمت بزرگ که امانتی است در دست ما. امید که پاسش داریم.

تولدت مبارک پسرم!

اولین جلسه دانشگاه و سردرگمی!

امروز عملا اولین روز درسی دانشگاهها بود و من دو کلاس داشتم. کلاس اول که درس مدار ۲ بود، خوشبختانه یا متاسفانه، تنها ۹ نفر از ۲۸ نفر آمدند و تنها خوش و بشی کردیم و جهت افتتاح چند خطی روی تخته نوشتیم و رفتیم! کلاس دوم درس اصول میکروکنترلر بود که اکثریت کلاس آمده بودند. پس از خوش آمد و تبریک و معرفی، رفتم سراغ جزوه… که دیدم نیست! ای وای کجا جا گذاشتم؟… روحیه خودم رو حفظ کردم و ضمن اینکه داشتم کیفم رو زیر و رو می کردم، خطاب به دانشجوهام گفتم: امروز یکی علیه من توطئه کرده، اون از برگه های پشت اتاقم که همه رو کندند، این هم از جزوه ام که گم شده، اما مهم نیست!… خدا رو شکر درس اصول میکرو بود و تا دلتون بخواد حرف برای گفتن داشتم؛ یه چیزایی گفتم و نوشتم که ظاهرا بد نشد و به خیر گذشت! نکته جالب ماجرا اینکه آخر کلاس کیفم رو برداشتم دیدم، جزوه زیر کیفم بود نه توی کیفم!

عید سعید فطر مبارک باد

عید سعید فطر، بر همه آنها که طی ۲۹ روز، به دعوت پروردگار لبیک گفتند و با کمک روزه به غبارروبی دل و جانشان پرداختند مبارک باد.

این ماه مبارک از چند نظر برایم اولین بود:

فکر می کنم این اولین ماه رمضانی بود که هیچ سحرگاهی را خواب نماندم!

اولین ماه مبارکی بود که من پدر بودم!

اولین ماه مبارکی بود که من دانشجو یا دانش آموز نبودم!

اولین ماه مبارکی بود که تمامش در تابستان بود.

اولین ماه رمضانی بود که [بر مبنای شناسنامه ۲۸ شهریور] تولدم در آن بود، مبارک باد.

مجردها ناپایدارند!

شاید یکی از اهداف همه ما انسانها رسیدن به آرامش باشد؛ آرامش تنها چیزی است که، بر خلاف علم، احتمالا از ثروت هم بهتر است! انسان ثرتمند اتفاقا آرامش کمتری دارد چرا که همیشه نگران ثروتش، نحوه‌ی نگهداری از اون، نحوه‌ی خرج کردن و بالاخره نحوه ترک کردن اونهاست. بگذرم اینا مقدمه بود.

مجردها ناپایدارند

حالا این عنوان چه ربطی داشت به آرامش؟

یکی از مهمترین پارامترها برای رسیدن به آرامش، پایدار بودن زندگی است. این که تکلیف آدم روشن باشه: محل زندگی مشخص باشه، شغل مشخصی داشته باشه، امنیت شغلی داشته باشه، با کوچکترین اتفاقی زندگیش دچار تغییرات نشه و از این دست. اینها مواردی است که در یک انسان مجرد یافت نمی شود. امروز از یک کاری خوشش میاد فردا هوسش به سر می رسه و خیلی راحت تغییر شغل می ده. امروز توی دانشگاه اصفهان درس می ده، فردا از اصفهان خوشش نمی یاد میره دانشگاه مشهد، امروز بلا نسبت شما با این خانم دوسته فردا با اون یکی؛ خلاصه که ناپایداره عزیزم ناپایدار. حالا منو سننه؟ هیچی همین جوری نوشتم؛ گفتم شاید شما که مجردی یه فکری به حال خودت بکنی. البته همین جوریِ همین جوری هم نبود؛ یکی از همکاران که پارسال با دانشگاه صنعتی شاهرود قرارداد همکاری بسته بود امسال هوسش به سر اومد و از اینجا رفت (قبلش هم از دانشگاه مازندران هوسش به سر اومده بود، قبلترش هم ظاهرا از دانشگاه رشت هوسش به سر اومده بود!) توی جلسه گروه مطرح شد و بالاتفاق گفتند مجردها ناپایدارند!

در سمت مقابل البته متاهل ها مجبورند که پایدار باشند، چون باید جواب زن و بچه رو هم بدن. کشک که نیست هی بندگان خدا رو آلاخون بالاخون کنیم!

پنگلیش بنویس فارسی تحویل بگیر

شاید شما هم به سایتهایی برخورد کرده باشید که به شما امکان تبدیل فنگلیش به فارسی رو می دهند. به نظر من این سایتها کمک بزرگی در حق زبان فارسی می کنند که شاید از OCR فارسی هم مهمتر باشه! متاسفانه بسیاری از کاربران وب فارسی زبان به زبان مجعول پنگلیش (نوشتن فارسی با لغات انگلیسی) عادت کرده اند؛ زبانی بسیار مزخرف که خواندن آن برای من یکی که از خواندن خط میخی هم سخت تره! سایت بهنویس که امروز باهاش آشنا شدم به درد من نمی خوره چون خدا رو شکر صفحه کلید فارسی رو از بَـرَم حتی اگر برچسب فارسی نداشته باشه! ولی به درد دانشجوهام حتما می خوره چون ۹۹ درصدشون به طور غریزی فنگلیش کار می کنند؛ {البته با اصرار من این درصد به ۹۰ کاهش یافته و به زودی تک رقمی هم خواهد شد!}

در تصویر زیر نمونه ای از کار بهنویس رو مشاهده می کنید، واقعا الگوریتمش فوق العاده کار میکنه.

تفاوت padding و margin در CSS

آیا margin با padding فرق داره؟



با اینکه مرتبا از دو خاصیت padding و margin برای افزودن حاشیه به المانهای مختلف استفاده کرده ام، لیکن هیچ وقت تفاوت دقیق بین این دو را درک نکرده بودم، تا اینکه امروز که داشتم کتاب CSS Anthology را ورق می‌زدم (البته پشت مانیتور!) متوجه تفاوت آنها شدم. هر چند در بسیاری مواقع می توان از این دو به جای هم دیگر استفاده کرد ولی به قول قلمراد فرق فوکوله: به طور ساده، margin حاشیه بیرونی است و padding حاشیه داخلی! برای اینکه تفاوت را خوب احساس کنید به چهار تا جعبه (div) زیر توجه کنید:

نوشته داخل این جعبه، فاقد هرگونه margin و padding است و البته یه خورده ناجور به نظر می رسد!
نوشته داخل این جعبه، دارای margin به اندازه ۱em و بدون padding است. ملاحظه می شود که از المانهای بیرونی اندکی فاصله گرفته ولی متن داخل آن به کادر چسبیده است! همچنان اندکی نافرم است.
نوشته داخل این جعبه، دارای padding به میزان ۱em است ولی margin ندارد. دقت کنید که این متن از کادر فاصله دارد ولی خود کادر از المانهای اطراف فاصله ندارد! یه خورده بهتر شد، مگه نه؟
این جعبه نوشته، هم دارای margin و هم padding است. درست همون چیزی که می خواستیم!

کدهای این چهار جعبه در زیر مشاهده می شود.