مستند فروشنده

امشب شب میلاد مسعود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. شبی که پس از شب قدر، بیشترین اهمیت را دارد. میلاد این عزیزِ حاضرِ غیرِظاهر را به همه شیعیان امیرالمومنین علیه السلام تبریک عرض می کنم.

و اما بعد…

امشب به تحریک یکی از کانالهای تلگرامی نزدیک دو ساعت وقت گذاشتم و مستند فروشنده را دیدم. این مستند نگاه بیننده را به رویدادهای سالهای اخیر عوض می کند و نشان می دهد که واقعیت آن چیزی نیست که از طریق رسانه ها به جامعه القا می شود. یک چیز مهم دیگر هم (که در پس هر رودیداد بزرگی می توان رد پایش را دید) تاریخ سازی است که عده ای سرمایه دار صهیونیست، به پشتوانه نفوذشان، کشورها را به سمتی که خودشان می خواهند سوق می دهند.

از تلخ ترین بخشهای مستند، جاییست که بیان می شود گزارش مستندی کاملا شبیه برجام توسط گروه بحران بین المللی تحت نظر راکفلرهای صهیونیستی، ۱۴ ماه قبل از برجام منتشر شده است و عملا مذاکرات برای قانع کردن طرف ایرانی بوده است! و نیز جایی دیگر که تمام همکاران و مدیران زیرمجموعه شهید احمدی روشن از سازمان هسته ای اخراج شده اند و یکی در اداره آب و فاضلاب و دیگری در اوقاف مشغول است!

پیشنهاد می کنم این مستند را ببینید، نگاهتان به مسائل سیاسی تغییر خواهد کرد:

فرایند دریافت مجوز خروج برای اعضای هیئت علمی طرح سربازی

یکی از فرایندهایی که احتمالا بخش عمده ای از اساتید طرح سربازی و سایر دوستان امریه سپاه را درگیر می کند، دریافت مجوز خروج از کشور برای صدور یا تمدید گذرنامه است. متاسفانه کارگزینی دانشگاه اطلاعات درستی به همکاران نمی دهد و ممکن است وقت زیادی برای دانستن فرایند گردش کار از همکاران و سربازان عزیز تلف شود. لذا تجربه خودم را به اشتراک می‌گذارم شاید به کار کسی آمد و دعای خیری کرد! البته این که می نویسم برای سفر عمره است، لیکن برای سفرهای علمی هم باید فرایند مشابهی طی شود.

نحوه‌ی دریافت مجوز برای سفر زیارتی عمره مفرده

قبل از هر چیز مدارک احراز هویت شامل شناسنامه و کارت ملی و چند نسخه کپی از آنها به همراه چند قطعه عکس همواره همراهتان باشد.

۱٫ دریافت نامه ای از کارگزینی هیات عملی خطاب به وزارت علوم (نه نیروی انسانی سپاه) مبنی بر نیاز شما به خروج از کشور برای انجام عمره مفرده

۲٫ رفتن به طبقه ۱۲ وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری نزد آقای رضایی (آدم خوش برخوردی است). یادتان باشد که فرم ثبت نام نهایی عمره (که از سایت لبیک دریافت کرده ابد) به همراه فرمهایی که بانک ملت به شما داده را همراهتان ببرید. در این طبقه سه نامه، یک نسخه اصلی برای سپاه، یک رونوشت برای حراست وزارتخانه و یک رونوشت برای دانشگاه به شما تحویل داده می شود. مطمئن شوید که سه نسخه را به شما داده اند و مانند بنده یک نسخه کم نباشد که وقتتان تلف خواهد شد.

۳٫ نسخه حراست را به طبقه ۱۳ ببرید تا نامه‌ی محرمانه‌ای خطاب به حفاظت اطلاعات سپاه مبنی بر موافقت با خروج شما آماده کنند.

۴٫ نسخه اصلی نامه وزارت به همراه پاکت مهر و موم شده حراست را به مرکز عملیات نیروی انسانی سپاه نزد جناب سروان ح. م. ببرید تا راهنماییتان کند. اگر با ماشین باشید بهتر است چون در همان منطقه باید چند بار بین ساختمان مرکز عملیات و موقعیت شهید زین الدین و ستاد فرماندهی جابجا شوید (فاصله بین مراکز حدود یک کیلومتر یا بیشتر است.) آدرس مرکز عملیات: اتوبان بسیج، سه راه تختی، میدان مطهری، مرکز عملیات نیروی انسانی سپاه. دقت کنید که چند نوع مطهری و تختی در تهران داریم میدان مطهری افسریه نزدیک ورزشگاه تختی است. در مرکز عملیات خوب است چک کنید ببینید پرونده شما ناقص نباشد (عکس یا نامه شروع به کار و …) که دوباره کاری نشود.

۵٫ مرکز در نهایت (پس از حدود ۱:۳۰ ساعت امضاء گرفتن از این و آن) نامه مهر و موم شده ای به شما می دهد که باید ببرید ستاد فرماندهی سپاه، بخش حفاظت اطلاعات. این ستاد در همان نزدیکی است. پس از هماهنگی با حفاظت (آقای دها…) به داخل ستاد هدایت می شوید که آنجا نامه ای خطاب به سپاه مرکز استان به شما خواهند داد و یک سری مطالب حفاظتی هم می گویند. اگر می خواهید از تهران گذرنامه بگیرید، نامه را خطاب به گذرنامه می دهند و به گام ۷ بروید! والا نامه خطاب به سپاه مرکز استان است. (دو قطعه عکس باید همراه داشته باشید)

۶٫ به سپاه استان رفته و آنجا نامه‌ای خطاب به گذرنامه شهرستان صادر می شود.

۷٫ نامه را از اداره گذرنامه گرفته و همراه سایر مدارک به پلیس +۱۰ مراجعه کنید و تمام.

در آخرین بخش، متنی روی تخته نوشته بود:

تعریف اعصاب: چیزی که هیچ کس ندارد و همه انتظار دارند که تو داشته باشی
تعریف توقع: چیزی که همه دارند و تو نباید داشته باشی

از نشانه های ظهور

ایمیلی آمد که توجهم را جلب کرد. فرستنده حجت الاسلام آقا مرتضی تهرانی بود!

بسم الله الرّحمن الرّحیم
باسلام بر مهدی امّت
او فرمود: “إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْیءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ” ما احاطه عالمانه به اخبار شما داشته، و چیزی از اخبار شما از ما پنهان نمی ماند.۱ تمام امّت اسلامی به امید روزی است که آن روز را با شما صبح کند. عید ما هنگامی است که چشم بی رمقمان به دیدارتان روشن شده باشد.
بر این باورم که حرکت های جهانی به انفاس پاک شما [امام عصر] و اشاره دست مبارکتان می باشد. در روایت است که “از نشانه های ظهور آن است که امّت های عرب حاکمان سفّاک خود را به زیر کشند.”۲ وقت آمدن و شکوفائی حضور و ظهورتان، دلم را آکنده از عشقتان کرده، به امید آن عید که همگان از نو زنده شوند.
بهار طبیعت را نیز به همه خواهران و برادران ایمانی ام تبریک و تهنیت می گویم.
دوستدارتان مرتضی
۱/۱/۱۳۹۰
———–
۱٫طبرسی، احتجاج، ج۲، ص۴۹۷٫ و نیز بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۵٫
۲٫بحارالانوار، ج ۵۲، ص۲۲۰

مطالب مشابه

ماجراجویان: محمد جواد فالیزوانیان

چند وقتیست که مستندی ایرانی با نام ماجراجویان، شبهای جمعه از شبکه ۳ پخش می شود. مستندی جذاب که شاید اولین مستند ایرانی باشد که بتوان نام مستند را بر روی آن گذاشت. امشب مستند پیرامون موتورسوار ماجراجویی بود به نام محمد جواد فالیزوانیان. موتورسواری که رکوردهای مختلفی در پرش از موانع را ثبت کرده بود . این بار قصد داشت رکورد قبلی خودش را بشکند. خوب یادمه که آن سال (گمانم ۸۴ بود) به همراه آقای واقعی در خوابگاه دماوند داشتیم به طور مستقیم، این ماجرا را تماشا می کردیم. پرش از روی ۲۲ اتوبوس که قرار بود طول آنها با سکوهای پرش جمعا بشود ۶۵ متر ولی عملا با خط کشهای مسئولین پیست اتومبیل رانی آزادی، ۷۵ متر شده بود. آخرین تجربه فالیزوانیان پرش از روی رودخانه ای در استان فارس بوده که به گفته خود موتورسوار ۵۰ متر طول داشته است. همین دو سه نکته کافی بود که بنده ای که هیچ تجربه ای از چنین پرشهایی نداشتم با خودم بگویم، امکان پذیر نیست و به شدت دچار استرس و هیجان شدم. افزایش ۲۵ متری رکورد! بدون هیچ گونه تمرینی در سکوی جدید که در استادیوم آزادی بود…

به دلیل زیادتر بودن فاصله بین سکوها، جای یکی دو اتوبوس در اواسط باند پرش خالی مانده بود! همه اینها به علاوه اظهارنظرهای کارشناسانی که این کار را غیر اصولی و غیرممکن می دانستند، استرس بسیار زیادی در موتورسوار ایجاد کرد، به طوریکه به وضوح در چهره اش مشاهده می شد. در شروع اول، به ابتدای سکو که رسید، متوقف شد و برگشت! (اگر من مسئول پیست بودم، همین لحظه پرش را متوقف می کردم).  و در دور دوم با شتاب نه چندان مناسبی ( به گفته مستند امشب، سرعت در لحظه پرش ۹۰  کیلومتر بود!) به سکو نزدیک شد و… متاسفانه دقیقا همان جایی فرود آمد که یکی دو اتوبوس خالی بود و درست با لبه اتوبوس بعدی برخورد کرد و در لحظه جان سپرد!

به همین سادگی، جان یک قهرمان گرفته شد. نه محاسبه ای، نه فیزیکی، نه ریاضیاتی نه امنیت حساب شده ای، همین جوری علی اللهی و هر چه بادا باد. نمی دونم اون کی بود که هی تو گوش این بنده خدا می خوند که تو حتما می تونی!

فالیزبانیان پس از طی ۴۲ متر و در میانه باند پرش فرود آمد و جالب اینکه طول آن رودخانه ای که ادعا شده بود ۵۰ متر بوده است، دقیقا ۴۲ متر بوده!

گاهی یک اشتباه کوچک، فجایع بزرگی به بار می آورد. قهرمانی که مرد، هیجاناتی که سرکوب شد، میلیونها بیننده ای که متاثر شدند و خانواده ای و فرزندانی که بی سرپرست شدند. مسئول این اشتباه چه کسی بود؟ موتورسوار، مسئولین پیست آزادی یا مدیرانی که می خواهند بگویند: در زمان ما این اتفاق خوب رخ داد!

خدا رحمتش کند.

عید سعید فطر مبارک باد

عید سعید فطر، بر همه آنها که طی ۲۹ روز، به دعوت پروردگار لبیک گفتند و با کمک روزه به غبارروبی دل و جانشان پرداختند مبارک باد.

این ماه مبارک از چند نظر برایم اولین بود:

فکر می کنم این اولین ماه رمضانی بود که هیچ سحرگاهی را خواب نماندم!

اولین ماه مبارکی بود که من پدر بودم!

اولین ماه مبارکی بود که من دانشجو یا دانش آموز نبودم!

اولین ماه مبارکی بود که تمامش در تابستان بود.

اولین ماه رمضانی بود که [بر مبنای شناسنامه ۲۸ شهریور] تولدم در آن بود، مبارک باد.