۱۴ ماه قبل به منظور تایپ و تکمیل کردن رساله ام از کار شرکتی استعفا دادم به این امید که به زودی دفاع می کنم و این دلخوشی که (آقای رئیس) به من گفته بودند اگر بیای دانشگاه تدریس کنی، خیلی زود حکم شما را می زنیم. استعفا دادم و ضمن نوشتن رساله، همکاری ام را با دانشگاه صنعتی شاهرود شروع کردم. ترم اول به سختی فراوان گذشت: برو شاهرود، بیا تهران، برو مشهد، بیا شاهرود، گاهی هم برو خضری (با زن و فرزند تازه متولد شده). ترم دوم که از رساله ام دفاع کرده بودم و ساکن شاهرود شدیم کار سخت تر هم شد. قصد داستانسرایی ندارم، ۱۴ ماه طول کشید که حکم مرا بزنند و تازه متوجه شدم که خیلی زود یعنی چی؟ ۱۴ ماه بدون مستمری! تصور کنید ماهانه ۴۰۰ هزار تومان (کرایه خانه + اقساط وامهای ازدواج) از جیب مبارک باید بدهید در حالیکه دریافتی مستمری ندارید! احتمالا خدا و پیغمبر رو کافر می شید! با این حال در همین ایام بحرانی برخی با ایمیل و جی میل! گفتند نکنه از سیب زمینیهای دولت به تو هم رسیده که طرفداری از دولت می کنی!
در هر صورت خدا را شکر، امروز بعد از یک سال و دوماه، مستمری برقرار شد.
امروز به مدد نوآوری اون صاحب رستوران رکورد عجیبی در تعداد بازدید از این وبلاگ ثبت شد. برای اولین بار حدود ۳۵۰۰ بازدید کننده، به این وبلاگ سر زدند که حجم عمده آن ناشی از یکی از سایتهای اشتراک لینک بود. ظاهرا ملت، منتظر یک سوژه اند که بهش بخندند. قبلا پستهای متعدد علمی و غیرعلمی از من در سایت مذکور قرار گرفته بود، لیکن حداکثر ترافیک ۱۰۰ الی ۲۰۰ بازدید کننده را جلب می کرد. دیشب همین جور تفریحی، این موضوع نوآوری رستوران را به اشتراک گذاشتم و هنوز زمانی نگذشته بود که داغ شده و ترافیک غیرقابل تصوری روانه سایت شد.
تنوع کشورهایی که بازدیدکنندگان از آنجا مراجعه کرده بودند هم بسیار جالب بود، مثلا بیش از ۴۳% بازدیدکنندگان از آمریکا و کانادا بودند، حدود ۲۴% از ایران، کمتر از ۶% از آلمان، ۳% ازانگلیس، ۳% از مالزی و بقیه از استرالیا، سوئد، امارات، هلند و برخی کشورهای اروپایی بودند. این آمار به نوعی جامعه ی تشکیل دهنده سایت بالاترین را هم نشان می دهد. جامعه ای که دور هم نشسته اند و مدام تیترهای سیاسی ضدنظام را داغ می کنند!! و کلی هم کیف می کنند و فکر می کنند که همین روزها یک نظام سکولار جایگزین نظام اسلامی می شود!
در این سالها فنگلیش زیاد باب شده است. یه رستورانی توی زنجان پیدا شده و با نوآوری ویژه ای این نوشتار را با انگلیسی ترکیب کرده و زبان جدیدی را اختراع کرده است.
نمی دونم چه اصراریه که دانش انگلیسی خودمون را به رخ بکشیم!



دانشمندی می گوید:
اگر میلیونها نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند، آن چیز همچنان احمقانه است.
متاسفانه چنین اعتقاداتی کم نیست!
بیشتر از دیگران بدان،
بیشتر از دیگران کار کن،
کمتر از دیگران انتظار داشته باش
ویلیام شکسپیر
به نظرم عمل به این جملات سبب افزایش اعتماد به نفس، کاهش غرغر زدن و ایجاد احساس رضایت از خود است.
گاهی اوقات خدا شوخی های بامزه ای با انسان می کنه! و البته با این کار به انسان تلنگر هم می زنه. یادمه برای اولین جلسه درس اصول میکرو خیلی وقت گذاشته بودم و جزوه ی خوبی آماده کرده بودم، لیکن وقتی سر کلاس رفتم، جزوه ناپدید شد! و به ناچار از محفوظات کمک گرفتم.
دیشب هم از وقتی که باید برای خانواده بگذارم گذشتم و برای درس برنامه نویسی پیشرفته کلی وقت گذاشتم! اسلاید آماده کردم و یک مثال عملی نوشتم که صبح برای بچه ها توضیح بدم. صبح که سر کلاس آمدم، کول دیسک حاوی اطلاعات را نیاورده بودم!
گاهی اوقات دو دو تا چهارتا نمی شود و همیشه دنیا بر طبق برنامه ریزی های ما پیش نمی رود. حتما موارد زیادی شده که برنامه ای ریخته اید و یک اتفاق ساده کل برنامه شما را به هم ریخته است. مثلا به خانواده می گویید، جمعه آینده حتما میریم شمال! لیکن صبح پنجشنبه مریضی مختصری می گیرید و شمال پـِرت! قصد خرید خودرویی را دارید و طبق برنامه تا آخر برج جاری پولش آماده می شود، لیکن هفته ای مانده به آخر برج دوست عزیزتر از جان، تقاضای دو میلیون تومان پول قرض می کند و خودرو …!
برعکس این موضوع هم صادق است، مثلا اسم شما برای حج عمره در می آید و شما هیچ پولی ندارید. خیلی ناراحت می شوید. فردا که قصد دارید بروید و انصراف بدهید، از شرکت به شما زنگ می زنند و می گویند، پاداش پروژه ای که چند ماه قبل به اتمام رسیده است به حسابتان واریز شده و از قضا دقیقا همان مقداری است که شما برای ثبت نام عمره لازم دارید (اتفاقی که مشابهش برای همکارم آقای ه. گ. افتاد)!
با این اوصاف منطقی به نظر نمی رسد که برای به دست آوردن یک خواسته، دست به هر تلاش ناجوانمردانه ای بزنیم تا به هر قیمتی که شده مثلا صاحب خانه بشویم یا مدیر فلان سازمان بشویم. اتفاقی که متاسفانه هر روز شاهد آن هستیم، زیرآب زنی برای تصاحب قدرت، دروغ گویی برای کسب درآمد بیشتر، چاپلوسی برای کسب ارتقاء و هزاران تلاش ناپسند برای کسب دنیای دون. روایتی به ذهنم رسید که شاید شما هم شنیده باشید (نقل به مضمون): مادامیکه به دنبال دنیا باشی، دنیا از تو فرار می کند و هرگاه از دنیا روی بگردانی، دنیا به سمت تو شتاب خواهد کرد.
مقدمه
امروزه دنیای سخت افزار کامپیوتر پیشرفت و گسترش زیادی پیدا کرده و روزی نیست که محصول جدیدی در این وادی معرفی نشود. یکی از مهمترین و پیشروترین عناصر در دنیای دیجیتال، CPU یا همان پردازنده مرکزی است.
پردازندههای رایانه آنقدر پیچیدگی و ظرافت دارند که کمتر شرکتی قادر است در این وادی گام نهد و سالهاست که تنها دو شرکت غول پیکر اینتل و AMD در این زمینه فعالیت دارند. شرکتهای دیگری که در زمینه طراحی و ساخت پردازنده مشغول هستند، عمدتا بر کاربردهای خاص تکیه دارند.
در دنیای پردازندهها پیشرفتهای عمده ای صورت گرفته است و به تبع آن، اصطلاحات جدیدی هم روانه فرهنگ واژگان شده و می شود. خیلی از ما این واژهها را استفاده می کنیم بدون اینکه آنها را خوب بشناسیم. حتی گاهی از تلفظ صحیح آنها آگاه نیستیم. حتما اصطلاحاتی مثل FSB، Core 2، Core 2 Duo، LGA 775، ۴۵ nm، ۸ MB L2 Cache و DDR3 را شنیده اید و ممکن است در هنگام خرید کامپیوتر به اعداد و ارقام مقابل این اصطلاحات توجه کنید. اما آیا از خود پرسیدهاید که وقتی می گویند CPUی Q6600 با تکنولوژی nm 60 ساخته شده است یعنی چه؟ کجای CPU به ۶۰ نانومتر کار دارد؟ یا مثلا پردازندهی ۶۴ بیتی ۴ هستهای، چه تفاوتی با پردازندهی ۳۲ بیتی ۲ هستهای دارد؟
دنیای الکترونیک بسیار پویاست و هر روز فن آوری جدیدی در آن رخ مینماید، و از ما به عنوان یک شهروند در عصر آی تی، انتظار میرود که با این فن آوریهای نوین آشنا شده و اصطلاحات آنها را به خوبی بشناسیم تا در برابر پرسش پرسشگران، پاسخی در خور داشته باشیم.
در سلسله مقالات پیش رو، برخی از مهمترین اصطلاحات رایج در مورد پردازندهها را معرفی کرده و تاثیر آنها روی کارآیی پردازنده را ارزیابی کنیم.
معماری ۳۲بیتی و ۶۴ بیتی
اگر دانشجوی رشته برق یا کامپیوتر باشید و درس اصول میکرو یا معماری کامپیوتر را گذرانده باشید، احتمالا معنی این اصطلاحات را میدانید. شاید در اولین نگاه فکر کنید یک معماری ۶۴ بیتی ۲ برابر سریعتر از معماری ۳۲ بیتی باشد، لیکن این یک تفکر کاملا اشتباه است.
معماری۳۲ بیتی و ۶۴ بیتی دو تفاوت عمده دارند:
در معماری ۳۲ بیتی، CPU قادر است در هر بار خواندن اطلاعات، تعداد ۳۲ بیت یا چهار بایت داده را بخواند. به عبارتی گذرگاه داده (Data Bus) 32 بیتی است. در معماری ۶۴ بیتی، گذرگاه داده ۶۴ بیتی است و امکان خواندن ۸ بایت داده در لحظه وجود دارد. با این توضیح باید معماری ۶۴ بیتی دو برابر سریعتر از ۳۲ بیتی باشد. اما نکته این است که بسیاری از انواع داده ای مورد استفاده (مثل byte, int, char, WORD, DWORD) اندازهای کمتر از ۸ بایت (۶۴ بیت) دارند و در چنین مواردی کیفیت CPUی ۶۴ بیتی و ۳۲ بیتی، تفاوتی نداشته که هیچ، ممکن است معماری ۳۲ بیتی بهتر جواب دهد. لیکن اگر دادههای اعشاری مثل double که ۶۴ بیت طول دارند استفاده کنیم، مسلما کیفیت CPUی ۶۴ بیتی بهتر خواهد بود.
دومین تفاوت بین این دو معماری در طول و تعداد ثباتهای پردازنده است. ثباتها، سریعترین خانههای حافظهی در دسترس پردازنده هستند که دسترسی به آنها با سرعت نامی پردازنده، مثلا ۳ گیگاهرتز، انجام میشود (سایر عناصر حافظه که عمدتا همان RAM است، با سرعتی معادل حداقل سرعت تراشه RAM و سرعت گذرگاه روی مادربرد قابل دسترسی اند). در معماری ۳۲ بیتی به طور معمول ۸ ثبات ۳۲ بیتی وجود دارد لیکن در معماری ۶۴ بیتی تعداد ثباتها به ۱۶ ثبات ۶۴ بیتی افزایش یافته است. از این نظر مسلما کیفیت پردازنده ی ۶۴ بیتی بهتر خواهد بود.
در کل پردازنده ی ۶۴ بیتی از ۳۲ بیتی بهتر است ولی نه آنقدر که ۳۲ بیتی از ۱۶ بیتی بهتر بود! به عبارتی اگر پردازنده ۳۲ بیتی تقریبا ۱۰۰% افزایش کارایی نسبت به ۱۶ بیتی داشت، پردازنده ۶۴ بیتی شاید در حدود ۲۵% بهبود کارایی داشته باشد. سعی کردم که اطلاعات مستندی ارائه کنم لیکن مقایسه مناسبی در سطح وب نیافتم که رجاع دهم، چرا که عمدتا مقایسه سیستم عامل ۶۴ بیتی و ۳۲ بیتی انجام شده و پردازنده در هر دو حال ۶۴ بیتی بوده است. اما همین مقایسه هم می تواند تا اندازه ای روشنگر باشد (این مقایسات حدود ۱۰% بهبود را نشان می دهند):
http://www.extremetech.com/article2/0,2845,2280812,00.asp
http://64-bit-computers.com/windows-vista-32-bit-vs-64-bit-benchmark.html




