خضری

یکی دو هفته قبل رفته بودیم خضری. بیکاری هم خیلی چیز خوبیه ها! آدم با فراغ بال به هر کجای دنیا که بخواد میره. جاتون خالی خیلی خوش گذشت. حدود یک هفته ای اونجا بودیم. فقط مهدیار کمی اذیت کرد که خوب نمک کاره. کلا پسرم نسبت به چند هفته قبل خیلی بهتر شده ولی هنوز به شدت ترسویه و کافیه یک تلق کوچک بشه که از خواب بیدار شه. وقتی خوابه موبایلها آفلاینه، تلفن روی صدای کمه و من باید یواش یواش تایپ کنم، درست مثل الان!

این پست را به صورت آزمایشی، از طریق سایت فلیکر می فرستم، بد نیست یه نگاهی به عکسهای من در فلیکر بیندازید.

Share

تغییر کنید تا پیشرفت کنید

بالاخره بعد از مدتها جمله‌ی سمت چپ سایت را تغییر دادم!

جمله‌ی قبلی: زندگی مانند یک پیانو است، کلیدهای سفید بیانگر لحظات شادی‌اند و کلیدهای سیاه بیانگر لحظات غم، اما به خاطر داشته باشید هر دو مجموعه‌ی کلیدها با یکدیگر نواخته می‌شوند تا یک آهنگ دلپذیر در زندگی به وجود آید. زندگی‌تان سرشار از زیبایی باد…

جمله‌ی جدید: اگر می‌خواهید زندگیتان تغییر کند، تغییر کنید. چرا که خداوند در قرآن می‌فرماید: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» یعنی تا قومی خودش را تغییر ندهد، خداوند تغییری در زندگیشان ایجاد نخواهد کرد. اگر از شرایط جاری زندگیتان راضی نیستید، منتظر نباشید معجزه‌ای رخ دهد و وضع شما عوض شود؛ حرکت کنید و در خود تغییر ایجاد کنید، تو یک قدم حرکت کن و نترس، طبیعت با تو هماهنگ خواهد شد.
چشمها را باید شست…

Share

این مهدیار بلا

این روزها، مهدیار حداقل ۱۲ ساعت وقت مبارک مرا می گیرد! کافیه بذاریش زمین تا بره به آسمون (ونگش رو می گم). شبها بیداریم و روزها خواب نداریم! البته همیشه اینجوری نیست ها… بیش از هر چیز از شستن و عوض کردن خوشش میاد، یعنی کیف می کنه اونقدر که ما هم به وجد میایم. دلم می خواد یکی از فیلمای بامزه ش رو بذارم (شاید وقتی دیگر). خدا را شکر

مهدیار 2 ماهه

مهدیار ۲ ماهه

با همه‌ی این احوال دیروز موفق شدم نصف رساله‌ام را برای استادم ارسال کنم (که ملاحظه و تصحیح کنند) و امیدوارم تا ۱۰ روز آینده الباقی را هم بفرستم و به زودی برای جلسه پیش دفاع به تهران بروم.

Share

سیه‌کاسه‌ی مهمان کش!

رونق عهد شباب است دگر بستان را *** می رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی *** خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش *** خاکروب در میخانه کنم مژگان را
ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان *** مضطرب حال مگردان من سرگردان را
ترسم این قوم که بر دردکشان می خندند *** در سر کار خرابات کنند ایمان را
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح *** هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
برو از خانه گردون به در و نان مطلب ***
کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است ***
گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را
ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد *** وقت آن است که بدرود کنی زندان را
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی *** دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

تفالی به حافظ زدیم و چنین آمد!

Share