نوشته شده در بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ توسط حسین
رفتم جلوی باجه خودپرداز بانک تجارت، کارت سپهر را وارد کردم، مبلغی پول برداشت کردم و منتظر دریافت رسید بودم، چراغش روشن شد ولی خبری نشد. دوباره کارتم را وارد کردم و گزینه موجودی حساب را زدم، هیچ اتفاقی نیفتاد ولی گفت: عملیات با موفقیت انجام شد! منظور از عملیات احتمالا کسر ۱۰۰ تومان ناقابل از حساب کارت بود…بی خیال شدم.
متاسفانه خودپردازهای ما هم ادب ندارند، وقتی رسید کاغذی نداری خوب همون اولش بگو، چرا ملت رو سر کار میذاری؟ یادمه حدود یک سال قبل برای ثبت نام همسرم در دانشگاه پیام نور خواستم از اینترنت استفاده کنم، فکر کنم ۹۲ هزار تومان پرداخت کردم و اینترنت بدبخت هم رسید الکترونیکی داد، ولی دوباره که چک کردم دیدم تقاضای پرداخت شهریه را همچنان دارد. تماس با شماره های بانک ملت که در سایت ذکر شده بود تنها وقت تلف کردن برای گفتگو با آدمهای بی سوادی بود که سر از رسید الکترونیکی درنمی آوردند. دانشگاه هم که قربونش برم گفت پول رو از طریق عابر بانک واریز کنید. به این ترتیب ۹۲ هزار تومان پرید! از طریق عابر بانک هم که اقدام کردم، آخر سر که خواستم رسید بگیرم، نوشت متاسفانه رسید دستگاه تمام شده است (حیف که رعایت ادب کردم و گرنه رئیس بانک رو به عزای مانیتورش می نشوندم). واقعیت اینه که بعدش هم به دلایلی همسرم مرخصی تحصیلی گرفت و دو تا ۹۲ هزار تومان پرید!
آقایون بانکداران الکترونیک که همه تون برنده جوایز بین المللی بنکر و یورو مانی و پزعالی هستید، به این عابر بانکهای بی ادبتان، ادب بیاموزید که اول به مشتری بگویند کاغذ رسید نداریم، یا مثلا فعلا به شتاب وصل نیستیم. تا آدم نیم ساعت وقت صرف ورود اطلاعات کارت و مبلغ و تایید نکند و آخر سر مواجه شود با پیام مزخرف انجام این عملیات مقدور نیست. توی تلویزیون که مردم ولی نعمت شمایند، وقتی به پای عمل می رسد، مردم برای یک انتقال شتابی اید جون بکنند (کاری که بنده دو روز قبل انجام دادم و پس از مراجعه به ۵ عابر بانک از ۵ بانک مختلف دست از پا درازتر برگشتم). امروز شعار می دهید که سیستم ساتنا تا آبانماه راه اندازی می شود و مردم از هر بانکی هر کاری می توانند بکنند، سه سال بعد معلوم می شود که این هم دروغی است بر پشت انبوه دروغهایتان، به خدا اعتماد مردم سلب می شود…
نوشته شده در شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ توسط حسین
آنچه نقل میکنم برای همهی شما احتمالا پیش آمده. برای من هم به کرات پیش آمده، امروز دیگه عصبی شدم. قصد داشتم ۱۱۰۰۰۰۰ تومان از کارتهای پارسیان و صادرات به کارت ملی یکی از دوستان بریزم.
صبح ساعت ۸:۰۵ رفتم عابر بانک ملت «کارت پارسیان»: انجام این دستور مقدور نمیباشد. «کارت سپهر»: انجام این دستور مقدور نمیباشد.
رفتم بانک صادرات: «کارت سپهر» این تراکنش مجاز نمیباشد. «کارت پارسیان» دستوری صادر نشد.
با خودم گفتم شاید بانک ملی از شبکه قطعه، پس برم بانک پارسیان دستی پول بردارم و بعدش هم برم بانک ملی و کار رو تمام کنم. البته ناگفته نماند که از بانک ملی این منطقه به شدت متنفرمطوری که کارت این بانک را داخل خود بانک پاره کردهام!!. یادم اومد که ماه رمضانه و تا ساعت ۹ ملت خوابند.
ساعت ۹:۱۰: بانک ملت هنوز مثل صبح پیغام میداد. بانک صادرات شلوغ بود. گفتم بیخیال تجارت الکترونیک. بریم بانک پارسیان… شماره گرفتم و رفتم که تا نوبتم میشه عابر بانک پارسیان رو آزمایش کنم. خدا را شکر موفق شدم ۸۰۰ هزار تومان انتقال بدم با هزینهی ۵۰۰ تومان. خوشحال شدم گفتم شاید بانک ملی وصل شده دیگه. بقیه ماجرا رو از کارت سپهرم درست کنم. عابر بانک پارسیان: تراکنش مورد نظر مقدور نمیباشد. گفتم کارت پارسیان با عابر بانک خودش جواب داد، شاید کارت سپهر هم با بانک صادرات جواب بده… بانک صادرات: خانم نه چندان خوش حجابی منتظر دریافت کارت بود و آقایی هم با حوصله داشت کمکش میکرد. معلوم شد کارت گیر کرده و رئیس بانک هم اومده به کمک خانم محترمه … بعد از مدتی کارت درآمد و رئیس هم برای اینکه خانم از کارتش و اینکه چیزی از حسابش کم نشده باشه مطمئن بشه از خانم خواست که به همراهش بره داخل بانک و خودش کارش رو راه بیندازه. بعد از اون خانم، من کارتم را گذاشتم و بدون هیچ مهلتی کارتم بلعیده شد و نوشت لطفا کارت خود را وارد کنید!! رفتم داخل به رئیس خوشاخلاق گفتم… بعد از اندکی تلاش برای از سر باز کردن بنده (شاید کارتت سوخته!)، مجبور شد دستگاه را باز کند و کارتم را بدهد و گفت تو صف وایستا چون کارتت مسدود شده! دقایقی بعد کارتم توسط کارمند بانک رفع مسدودیت شد. دوباره غلط کردم و رفتم تو صف عابر بانک…دیدم آقایی منتظر است و روی مونیتور نوشته: ارائه سرویس به این کارت مقدور نمیباشد. پرسیدم کارت شما داخل دستگاه است؟ گفت نه!! به رئیس بانک گفتم دستگاه شما چنین پیغامی میدهد گفت چه پیغامی؟ گفتم انگلیسی بلد نیستم بفرمایید بخونید. گفت یا کارتت سوخته یا دستگاه قطعه… ترجیح دادم او را با خانم محترمه تنها بگذارم و دیگر با او صحبت نکنم. آمدم بیرون. برای آخرین بار به عابر بانک ملت رفتم و مجددا با مشکل روبرو شدم. آقای مدیرعامل را دیدم که به شوخی گفت، آقای دکتر که از این کارا نمیکنه؛ پشت کامپیوتر شخصیتان بنشینید و بانک رفتن را به انگشتانتان بسپارید و خندید و رفت. اومدم شرکت در حالیکه به حرف مدیر فکر میکردم. اول سعی کردم از بانکی که در جیبتان جا میشود استفاده کنم…برنامه پاسخ داد که در حال حاضر این امکان فقط در تلویزیون! قابل انجام است.
رفتم پشت کامپیوتر اینترنت و سایت بانک پارسیان…هیچ جایی برای انتقال وجه وجود نداشت!! رفتم سایت بانک سامان: اطلاعات وارد شده صحیح نمیباشد مراقب باشید که کارتتان مسدود نشود. دوباره با دقت بیشتر: اطلاعات وارد شده صحیح نمیباشد اگر دوباره اشتباه وارد کنید پوست از سرتان میکنیم. بنده در نهایت تسلیم شدم و ظاهرا باید ۳۰۰ هزار تومان باقیمانده را حضوری در بانک ملی بپردازم.
این ماجرایی است که همه روزه برای مردم ایران پیش میآید، آنقدر که عادت کردهایم…خدا آخر و عاقبت ما رو یکی! کنه به حق این ماه مبارک و البته بخیر !! من هم بهتره برم پول این بنده خدا رو حضوری پرداخت کنم.
این وردپرس هم که چپ و راست ره روز میشه و کار ما رو سخت میکنه! {نگارش ۲٫۶٫۲ وردپرس آماده است! لطفا هم اکنون به روز رسانی کنید.}