باده بده ساقیا ، ولى ز خُم غدیر

باده بده ساقیا ، ولى ز خُم غدیر *** چنگ بزن مطربا ، ولى به یاد امیر

تو نیز اى چرخ پیر ، بیا ز بالا به زیر *** داد مسرت ستان ، ساغر عشرت بگیر
—————————————————————————

بلبل نطقم چنان، قافیه پرداز شد *** که زهره در آسمان ، به نغمه دمساز شد

محیط کون و مکان ، دایره ساز شد *** سرور روحانیون هو العلى الکبیر
—————————————————————————

نسیم رحمت وزید ، دهر کهن شد جوان *** نهال حکمت دمید ، پر ز گل و ارغوان

مسند حشمت رسید ، به خسرو خسروان *** حجاب ظلمت درید ، ز آفتاب منیر
—————————————————————————

وادی خمّ غدیر منطقه نور شد *** یا زِ کفِ عقل پیر تجلّی طور شد

یا که بیانی خطیر ز سرّ مستور شد *** یا شده در یک سریر قران شاه و وزیر
—————————————————————————

شاهد بزم ازل شمع دل جمع شد *** تا افق لم یزل روشن از آن شمع شد

ظلمت دیو و دغل ز پرتوش قمع شد *** چه شاه کیوان محل شد به فراز سریر
—————————————————————————

چون به سر دست شاه شیر خدا شد بلند *** به تارک مهر و ماه ظل عنایت فکند

به شوکت فر و جاه به طالعی ارجمند *** شاه ولایت پناه به امر حق شد امیر
—————————————————————————

مژده که شد میر عشق وزیر عقل نخست *** به همّت پیر عشق اساس وحدت درست

به آب شمشیر عشق نقش دوئیّت بشست *** به زیر زنجیر عشق شیر فلک شد اسیر
—————————————————————————

فاتح اقلیم جود به جای خاتم نشست *** یا به سپهر وجود نیّر اعظم نشست

یا به محیط شهود مرکز عالم نشست *** روی حسود عنود سیاه شد همچو قیر
—————————————————————————

صاحب دیوان عشق عرش خلافت گرفت *** مسند ایوان عشق زیب و شرافت گرفت

گلشن خندان عشق حسن و لطافت گرفت *** نغمه دستان عشق رفت به اوج اثیر
—————————————————————————

جلوه به صد ناز کرد لیلی حسن قِدم *** پرده ز رخ باز کرد بدر منیر ظُلم

نغمه‌گری ساز کرد معدن کلّ حکم *** یا سخن آغاز کرد عن اللّطیف الخبیر
—————————————————————————

به هر که مولا منم علی است مولای او *** نسخه اسما منم علی است طغرای او

سرّ معمّا منم علی مجلای او *** محیط انشا منم علی مدار و مدیر

—————————————————————————

طور تجلّی منم سینه سینا علی است *** سرّ اناالله منم آیت کبرا علی است

ذرّه بیضا منم لؤلؤ لالا علی است *** شافع عقبی منم علی مشاور و مشیر
—————————————————————————

حلقه افلاک را سلسله جنبان علی است *** قاعده خاک را اساس و بنیان علی است

دفتر ادراک را طراز و عنوان علی است *** سیّد لولاک را علی وزیر و ظهیر
—————————————————————————

دائره کن فکان مرکز عزم علی است *** عرصه کون و مکان خطّه رزم علی است

در حرم لامکان خلوت بزم علی است *** روی زمین و زمان به نور او مستنیر
—————————————————————————

قبله اهل قبول غرّه نیکوی اوست *** کعبه اهل وصول خاک سر کوی اوست

قوس صعود و نزول حلقه ابروی اوست *** نقد نفوس و عقول به بارگاهش حقیر
—————————————————————————

طلعت زیبای او ظهور غیب مصون *** لعل گهرزای او مصدر کاف است و نون

سرّ سویدای او منزّه از چند و چون *** صورت و معنای او نگنجد اندر ضمیر
—————————————————————————

یوسف کنعان عشق بنده رخسار اوست *** خضر بیابانِ عشق تشنه گفتار اوست

موسی عمران عشق طالب دیدار اوست *** کیست سلیمان عشق بر در او؟ یک فقیر!
—————————————————————————

ای به فروغ جمال آینه ذوالجلال *** «مفتقر» خوش مقال مانده به وصف تو لال

گرچه براق خیال در تو ندارد مجال *** ولی ز آب زلال تشنه بود ناگزیر

شعر از آیت‌الله غروی اصفهانی (کمپانی)

عید بزرگ غدیر خم بر تمام ولایت مداران مبارک باد

Share

عید قربان مبارک

اول از همه عید بزرگ قربان بر شما خواننده عزیز مبارک باشد.

دوم اینکه بعد از مدتها سایت برنامه نویسی c++ را با آموزش اولیه OpenCV به روز کردم!

سوم اینکه هر چند روز عید است و خوب نیست این حرفها را بنویسم، لیکن هر چی می خوام ننویسم نمیشه:

در عجبم که چه طور می شود فردی آنقدر بی ادب (یا ؟) باشد که به معلم خودش با اعتقاداتی که می داند چیست، مرتب ایمیلهای مزخرف و موهن ارسال کند. با اینکه یک بار به او تذکر دادم، خود را به کری بزند و ایمیلهای با محتوای توهین آمیز به امام خمینی (رحمه الله علیه)، رهبر عظیم الشان علمای بزرگ و رئیس جمهور را برای من ارسال کند.

به نظر من آنها که امروز ولی فقیه را زیر سوال می برند و برایش جک درست می کنند، در زمان ظهور امام زمان هم بر ضد ولایت حرکت خواهند کرد. رهبری که کمترین نقطه ضعفی در زندگی، رفتار و اخلاقش نمی توان یافت. شخصی که ذریه رسول خداست و مورد عنایت امام زمان.

خدا همه ما را هدایت کند.

Share

گزارش کارآموزی یک دانشجوی برقی

معمولا به گزارشهای کارآموزی دانشجویان گیر نمی دهم، چون ۹۰% آنها از شرکت محل کارآموزی به صورت آماده تهیه شده است. یک گزارشی لیکن به نظرم آمد که کار خود دانشجوست، مخصوصا که با عکسهای رنگی اش  نظرم را جلب کرد. بعد از مدتی گفتم آن را مطالعه کنم شاید مطلبی دستگیرم شود… رسیدم به این صفحه:

و خیلی آن دانشجو شانس آورد که قبلا نمره اش را داده بودم وگرنه به قول معروف …!

دارم فکر می کنم اگر به بچه کلاس دومی بگوییم بنویس تغییر احتمالا درست می نویسه، حالا چطور ممکنه یک دانشجوی لیسانس در یک صفحه این همه غلط بنویسه.

Share

بوی ماه مهر

اول مهر که می شود، صدای بلندگوی مدرسه ای که در همسایگی ماست مرا می برد به ایام خوش کودکی. روزهایی که لباسهای مثلا نو می پوشیدیم و کلی برای خودمان قیافه می گرفتیم. جلوی صف می ایستادم. جلال حسینی قرآن می خواند و بیشتر سوره “عادیات” و “تین” را می خواند! گاهی اوقات قرآن و شعار هفته را من می خواندم. شعار هفته، چه اصطلاح جالبی؛ یک هفته کامل، حدیثی را تکرار می کردیم: النظافه من الایمان… فاستبقوالخیرات… اشجع الناس من غلب هواه… هنوز نحوه‌ی بیان آنها در گوشم است. هنوز یادم است روزی که آقای تنها داشت از جلو نظام می داد و قبل از اینکه نظامش را او بگوید من با صدای بلند گفتم نظام! و یک گوش مالی حسابی نصیبم شد. به قول دوستی یادم نمی رود که صفحه های سمت چپ دفترم را بیشتر دوست داشتم چون سمت راستی ها پشتشان نوشته داشت! دیرمان می شد که کلاس سوم بشویم و به ما اجازه بدهند با خودکار بنویسیم. جایزه هایی که پدرانمان می گرفتند و ما با شوق به خود آنها نشان می دادیم که ببینید مدرسه به ما جایزه داد! تمام فاصله مدرسه تا خانه را دویدم تا این موضوع را بگویم. با همه اینها رفتارهای خشک برخی معلمان گاهی کاری می کرد که آرزو می کردم روزی معلم شوم و فرزندان معلمان خودم را حسابی اذیت کنم! از قضا معلم هم شدم ولی نه از آن نوعی که آرزوی کودکی ام بود. کودکی!
در هر حال خوش به حال بچه مدرسه ایها و معلمهای دبستان! بوی ماه مهر را آنها خیلی خوب احساس می کنند. برخورد با کودکان معصوم دبستان قلب انسان را صفا می دهد. باید مدتی با جماعت بی ذوق!! دانشجو سر و کله بزنی تا قدر بچه مدرسه ایها را بدانی.

Share

دوره ضرورت پَر

بالاخره پس از حدود ۴۰ روز، آزاد گردیدیم. این را گفتم که اگر در این مدت ایمیلها بی پاسخ مانده بودند و وبلاگ راکد، نگران نشده باشید. شکر خدا به استثناء تعطیلی میان دوره، به اینترنت دسترسی نداشتیم و انصافا از این نظر آرامش بیشتری داشتیم!

دوره ضرورت ما با تمام بی نظمیهایش تجربه خوبی بود. حداقلش این بود که با فضای حاکم بر اعضای جوان هیات علمی آشنا شدم و دوستان جدیدی پیدا کردم.

Share