کودک محصور در غزه

دیشب در جایی خواندم که در کتابی ادعا شده، با استناد به علوم غریبه و ریاضیات و آیات سوره اسراء، اسرائیل خبیث، در سال ۲۰۲۲ سقوط خواهد کرد. من که امیدوارم همین امسال اسرائیل سقوط کند تا دنیا از شر این سگ هار نجس، نجات پیدا کند. پیش بینی فوق اگر صحیح باشد، به این معناست که ظهور هم قبل از این سال محقق خواهد شد، چرا که طبق روایات، قدس توسط نیروهای حضرت مهدی (س) آزاد خواهد شد و حضرت مسیح در بیت المقدس پشت سر حضرت مهدی نماز خواهد خواند و با این اتفاق، مسیحیان عالم به اسلام گرایش پیدا می کنند.

ویدیوی زیر بیانگر مظلومیت کودکان فلسطینی است.

[hana-flv-player video=”http://media.snn.ir/Original/1393/05/12/VID16282433.flv” width=”445″ height=”auto” description=”کودک محصور در غزه” player=”4″ autoload=”true” autoplay=”false” loop=”false” autorewind=”true” /]

Share

حلول ماه شعبان مبارک باد

ماه شعبان، ماه شادمانی اهل بیت علیهم السلام بر شیعیان امیرالمومنین مبارک باد.

به دنبال پاسخی برای یک شبهه در مورد حضرت ولی عصر (عج) بودم که سر از فیلم شیعه شدن سلمان حدادی درآوردم. در این روز اول شعبان، این کلیپ کوتاه، اشک مرا سرازیر کرد. با توجه به اینکه میلاد امام حسین علیه السلام است و سلمان که یک مولوی وهابی بوده، به برکت مجلس امام حسین شیعه شده است، دیدن این کلیپ لطف خاصی دارد:

Share

دوچرخه سواری در عصر ماشین

البته عصر فعلی را عصر ارتباطات می گویند. اما عصر ماشین هم هست دیگر!

چند سالی هست که آرزوی دوچرخه سواری دارم و با فرارسیدن بهار این آرزو تجدید می شود. امسال به مناسبت میلاد با سعادت امیرالمومنین علیه السلام و روز پدر (البته یک هفته قبل از میلاد)، همسر علیّه دوچرخه‌ای برایم تهیه کرد و از آن لحظه، بنده به یاد دوران خوش کودکی، دوچرخه سوار شدم. حدود دو سه هفته ای است که برای خریدهای جزئی، رفتن به مسجد، گهگاهی رفتن به دانشگاه! و گردش در پیست دوچرخه سواری از دوچرخه استفاده می کنم و مزایای زیادی در استفاده از آن یافتم که شاید دانستن آن شما را هم ترغیب به دوچرخه سواری کند:

۱. ورزش مداوم
2. تفریح، رفع کسالت و بهره بردن از طبیعت زیبا: حرکت در فضای باز و در میان کوچه پس کوچه ها و استشمام گلهای یاس و بوی بهار، از داخل خودرو و با سرعت زیاد امکان پذیر نیست. اما با دوچرخه که باشی، اینها به خوبی حس می شود.
3. ارتباطات انسانی بیشتر: هنگامی که با دوچرخه رفت و آمد می‌کنیم، انسانهای بیشتری را می‌بینیم و بیشتر سلام و علیک می کنیم! در عصری که ارتباطات مجازی ما حداکثر و ارتباطات واقعی به حداقل رسیده است، این موضوع ارزشمند است.
4. بهبود محیط زیست: عدم مصرف سوخت و کاهش تعداد خودروهای در حال تردد
5. قدر دانستن نعمت خودرو!

تصاویر زیر، مربوط به پیست دوچرخه سواری شاهرود است…

دوچرخه سواری در پیست شاهرود دوچرخه سواری در پیست شاهرود دوچرخه سواری در پیست شاهرودپی نوشت: متاسفانه، مدتی بعد از این پست، در روز ۱۷ ماه مبارک رمضان، یک دزد نیازمند دوچرخه بنده را به امانت برد! و دوچرخه سواری تمام.

Share

بهلول و ابوحنیفه

ماجرای زیر را از رادیو معارف شنیدم و با جستجویی در وب اینجا آن را یافتم.

بهلول بن عمرو کوفی از دانشمندان زیرک و زبر دست و نکته سنج عصر امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام کاظم ـ علیه السّلام ـ بود، او برای این‌که قاضی هارون الرّشید نشود، خود را به دیوانگی زد، تا هارون از او منصرف شده و مقام قضاوت را به او واگذار ننماید، او اهل مناظره بود و با استدلال و لطائف بسیار ظریف، پوچی عقائد انحرافی مخالفان را آشکار می‌نمود، یکی از مناظرات او این بود که: او شنیده بود ابوحنیفه (رئیس مذهب حَنَفی اهل سنت) در درس خود گفته است: «جعفر بن محمّد (امام صادق ـ علیه السّلام ـ) سه مطلب را گفته، ولی من هیچ‌کدام از آن‌ها را قبول ندارم و آن‌ها را نمی‌پسندم، و آن سه مطلب این است:

۱ـ «شیطان به وسیله آتش، عذاب خواهد شد، و این درست نیست زیرا شیطان از آتش آفریده شده، و چیزی که از سنخ آتش است به وسیله آتش، اذّیت نمی‌شود.

۲ـ «خدا دیده نمی‌شود»، با این‌که هر چیز موجودی، به‌ناچار قابل دیدن است.

۳ـ «کارهائی که بندگان انجام می‌دهند خودشان با اختیار خود، آن‌ها را انجام می‌دهند»، با این‌که آیات و روایات برخلاف این قول است و کارهای بندگان را به خدا نسبت می‌دهند (ما در کارها مجبوریم نه مختار).

بهلول کلوخی از زمین برداشت و بر پیشانی ابوحنیفه زد، ابوحنیفه در مورد بهلول، نزد هارون شکایت کرد، هارون دستور داد بهلول را حاضر کردند و او را سرزنش نمود.

بهلول در آن مجلس، به ابوحنیفه گفت: «۱ـ درد جای کلوخ را که ادّعا می‌کنی به من نشان بده که بنگرم و اگر نشان ندهی پس در عقیده خود که می‌گوئی هر چیز موجودی، دیدنی است، خطا می‌کنی، ۲ـ تو می‌گوئی جنس موجب آزار جنس نخواهد شد، تو از خاک آفریده شده‌ای بنابراین نباید کلوخی که از خاک است، به تو آسیب رسانده باشد. ۳ـ وانگهی من گناه نکرده‌ام، چرا که به عقیده تو کارهائی که از بنده سر می‌زند، فاعل آن خدا است، بنابراین خدا تو را زده است نه من!!».

ابوحنیفه ساکت شد و در حالی که شرمنده شده بود، از مجلس برخاست و فهمید که ضربه بهلول به‌خاطر پاسخ به عقائد بی‌اساس او بوده است.[۱]

[۱] ـ رک: مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۴۱۹ ـ بهجه الآمال، ج ۲، ص ۴۳۶، نشر بنیاد فرهنگی اسلامی.

Share

ماجرای زیبای عنایت امام رضا به جوان وهابی و شیعه شدنش

این ماجرا را امروز در سایت ۵۹۸ خواندم. شباهتهایی به ماجرای شیعه شدن دکتر تیجانی دارد. خواندن خاطرات علمایی که مستبصر شده اند، بسیار شیرین و درس آموز است. امیدوارم روزی برسد که برادران اهل سنت از خواندن کتابهای شیعیان پرهیز نکنند و با مطالعه تطبیقی کتابهای شیعیان و اهل سنت راه هدایت را پیدا کنند.
به گزارش پایگاه ۵۹۸ به نقل از حوزه، قرار ملاقاتمان در مدرسه علوی آیت الله گلپایگانی واقع در خیابان امام خمینی(ه) قم بود. در چوبی اتاق مدیر را زدم و وارد شدم. جوانی ساده پوش و لاغراندام که در صندلی انتهایی اتاق نشسته بود؛ توجهم را بیشتر جلب می‎کرد. نامش «ابوحسن حلّی» بود.صدای نسبتا زیری داشت و ته لهجی عربی‎ به بیان شیرین خاطراتش کمک شایانی می‎کرد. تا سوالی نمی‎پرسیدم، لب به سخن نمی‎گشود. برخلاف ظاهر آرامش حرف‎های جنجالی بسیاری برای گفتن داشت.

در تمام دوساعت زمان مصاحبه، با افتاده‎حالی سخن می‎گفت. تواضع بیش از حد و به کاربردن کلمات فوق العاده محترمانه، اجازه هرگونه گزافه گویی و شیطنت‎‌های خبرنگارانه را از من می‏گرفت.

سُنی به دنیا آمد، تحت تاثیر افکار وهابیت قرار گرفت، سپس شیعه شد…

اصلا باورم نمی‎شد ابوحسنی که مقابلم نشسته، روزهای نه چندان دور بخاطر کینه‎ای که از شیعه داشت، می‎خواست خود را در میان پیروان اهل‎بیت(ع) منفجر کند. تا به حال معنای عاقبت به خیری را به این وضوح درک نکرده بودم.

آمده بود که بِبَرد ولی بُردنش(!). عازم مشهد شده بود که برای نابودی تشیع، توشه‎ای با خود به عربستان سعودی ببرد ولی غافل از اینکه صدای نقاره‎خوان های حرم سلطان علی بن موسی‏الرضا(ع) دلش را خواهد بُرد. ادامه‌ی خواندن

Share