ماجراجویان: محمد جواد فالیزوانیان

چند وقتیست که مستندی ایرانی با نام ماجراجویان، شبهای جمعه از شبکه ۳ پخش می شود. مستندی جذاب که شاید اولین مستند ایرانی باشد که بتوان نام مستند را بر روی آن گذاشت. امشب مستند پیرامون موتورسوار ماجراجویی بود به نام محمد جواد فالیزوانیان. موتورسواری که رکوردهای مختلفی در پرش از موانع را ثبت کرده بود . این بار قصد داشت رکورد قبلی خودش را بشکند. خوب یادمه که آن سال (گمانم ۸۴ بود) به همراه آقای واقعی در خوابگاه دماوند داشتیم به طور مستقیم، این ماجرا را تماشا می کردیم. پرش از روی ۲۲ اتوبوس که قرار بود طول آنها با سکوهای پرش جمعا بشود ۶۵ متر ولی عملا با خط کشهای مسئولین پیست اتومبیل رانی آزادی، ۷۵ متر شده بود. آخرین تجربه فالیزوانیان پرش از روی رودخانه ای در استان فارس بوده که به گفته خود موتورسوار ۵۰ متر طول داشته است. همین دو سه نکته کافی بود که بنده ای که هیچ تجربه ای از چنین پرشهایی نداشتم با خودم بگویم، امکان پذیر نیست و به شدت دچار استرس و هیجان شدم. افزایش ۲۵ متری رکورد! بدون هیچ گونه تمرینی در سکوی جدید که در استادیوم آزادی بود…

به دلیل زیادتر بودن فاصله بین سکوها، جای یکی دو اتوبوس در اواسط باند پرش خالی مانده بود! همه اینها به علاوه اظهارنظرهای کارشناسانی که این کار را غیر اصولی و غیرممکن می دانستند، استرس بسیار زیادی در موتورسوار ایجاد کرد، به طوریکه به وضوح در چهره اش مشاهده می شد. در شروع اول، به ابتدای سکو که رسید، متوقف شد و برگشت! (اگر من مسئول پیست بودم، همین لحظه پرش را متوقف می کردم).  و در دور دوم با شتاب نه چندان مناسبی ( به گفته مستند امشب، سرعت در لحظه پرش ۹۰  کیلومتر بود!) به سکو نزدیک شد و… متاسفانه دقیقا همان جایی فرود آمد که یکی دو اتوبوس خالی بود و درست با لبه اتوبوس بعدی برخورد کرد و در لحظه جان سپرد!

به همین سادگی، جان یک قهرمان گرفته شد. نه محاسبه ای، نه فیزیکی، نه ریاضیاتی نه امنیت حساب شده ای، همین جوری علی اللهی و هر چه بادا باد. نمی دونم اون کی بود که هی تو گوش این بنده خدا می خوند که تو حتما می تونی!

فالیزبانیان پس از طی ۴۲ متر و در میانه باند پرش فرود آمد و جالب اینکه طول آن رودخانه ای که ادعا شده بود ۵۰ متر بوده است، دقیقا ۴۲ متر بوده!

گاهی یک اشتباه کوچک، فجایع بزرگی به بار می آورد. قهرمانی که مرد، هیجاناتی که سرکوب شد، میلیونها بیننده ای که متاثر شدند و خانواده ای و فرزندانی که بی سرپرست شدند. مسئول این اشتباه چه کسی بود؟ موتورسوار، مسئولین پیست آزادی یا مدیرانی که می خواهند بگویند: در زمان ما این اتفاق خوب رخ داد!

خدا رحمتش کند.

Share

مشکل اینترنت اکسپلورر با قالب این سایت

هر چند از اینترنت اکسپلورر اصلا خوشم نمیاد، لیکن متاسفانه خیلی از کاربران از این مرورگر میکروسافت استفاده می کنند. این کاربران غالبا با فایرفاکس و سفری و اپرا آشنایی ندارند وگرنه آنها هم مسلما دست از سر کچل IE برخواهند داشت. در هر حال اینجوریه فعلا و تا سالهای سال، مرورگر IE همچنان خواهد ماند چرا که همراه ویندوز عرضه می شود و خوب دم دسته دیگه. مشکل اینجاست که IE استاندارد نبوده و برای اینکه وب سایت یا وبلاگ ما را به درستی نشان دهد، باید کدهای css سایت را هک کنیم!

متاسفانه وبلاگ بنده هم از این مشکل رنج می برد و تلاش یکی دو ساعته امروز من برای رفع این مشکل ناتمام ماند. اگراندیشه بر خط را با  IE ببینید، ملاحظه می شود که ابتدا ستون سمت راست را در سمت چپ نشان می دهد و وقتی به پایین اسکرول می کنیم درست می شود! قبلا راه حلی برای این موضوع دیده بودم، لیکن الان پیدا نکردم…

Share

گاج بهتر است یا کانون فرهنگی آموزش!

در یکی دو دهه ی اخیر موسسات مختلف آموزشی مانند قلم چی (کانون فرهنگی آموزش)، آیندگان، گاج، اندیشمند، ماهان، پارسه و هزاران موسسه کوچک و بزرگ دیگر مثل علفهای هرز سر از گوشه و کنار ایران زمین برآورده اند. بر هیچ کس پوشیده نیست که یکی از پردرآمدترین مشاغل در کشور ما، تدریس خصوصی و تولید کتابهای کنکوری است. چیزی که عده ی زیادی از نخبگان کشور را جذب خود کرده است و متاسفانه فقط به خاطر یک مشت دلار… این روزها هر کانالی را که می زنم، یا تبلیغ گروه آموزشی جوکاره یا قلم چی یا علوی! واقعا تاسف برانگیز و اعصاب خرد کنه. به خاطر همین تصمیم گرفتم در مذمت این موسسات آموزشی که به نظر من از مشاغل کاذب و پردرآمد هستند مطلبی بنویسم.

دلیل موفقیت موسسات آموزشی خصوصی در چیست؟

فکر نمی کنم در هیچ کشور پیشرفته ای (به استثنای ایران!) آموزش خصوصی بیش از تولید و اشتغال در صنعت درآمد داشته باشد. دلیل این امر چیست؟

۱- اولین و مهمترین دلیل، فرهنگی است؛ متاسفانه در کشور ما سنت شده که هر که مدرکش به، کلاسش بیشتر. یعنی از روزی که بچه به دنیا میاد، پدر و مادر به فکر کنکورش هستند: در مهد کودک هم که می خواهند ثبت نام کنند از مسئولش می پرسند که آیا در اینجا نکات تستی هم آموزش داده می شود یا خیر. اصولا انسانهایی که در ایران متولد می شوند محکوم به دانشگاه رفتن هستند و والدین محترم برای اینکه حداقل چشم همسایگان و آشنایان را درآورند تلاش می کنند که فرزندشان تا جای امکان درس بخواند تا در کنکور رتبه دو سه رقمی کسب کند و در این راستا نباید دست به سیاه و سفید بزند. اینجاست که دانش آموز بدبخت باید به موسسه گاج و علوی و امثال آن مراجعه کند و هی پول به جیب آنها بریزد و وقت گرانبهای خود را به نوعی تلف کند!

۲- دومین دلیل، فرهنگی-اقتصادی است؛ متاسفانه ۸۰-۹۰% ما ایرانیها به دنبال کسب یک شغل دولتی پردرآمد هستیم و حتی الامکان دوست نداریم خودمان اشتغال ایجاد کنیم یا به یک شغل خصوصی دل ببندیم. در همین راستا اصولا تا پایان تحصیلات، غیر از درس خواندن و احتمالا تحقیق کردن، چیز دیگری بلد نیستیم. دلیل این موضوع هم البته ناشی از بند فوق الذکر است، چرا که از کودکی در گوش ما خوانده اند که باید دکتر مهندس بشی یا که معلم بشی یا رئیس جمهور یا وزیر … در هر صورت هیچ وقت به کارآفرینی و نوآوری ترغیب نمی شویم.

۳- و اما سومین دلیل اقبال دانش آموزان به موسسات خصوصی؛ عدم اعتماد به نفس است. واقعیت این است که سوالات کنکور (مخصوصا از نوع کارشناسی) با تمام کبکبه و دبدبه اش خارج از کتب درسی نیست؛ یعنی حق ندارد که باشد. پس اگر دانش آموزی درس خودش را به خوبی یاد بگیرد چند صباحی را هم به تکنیکهای تست زنی وارد شود و سوالات چند دوره کنکور را با خودش حل کند، دیگر نباید مشکلی با کنکور داشته باشد. وقتی دانش آموز اعتماد به نفس نداشته باشد، مجبور است برای اینکه لااقل از نظر روحی ارضا شود به این موسسات مراجعه کند.

۴- و آخرین دلیل که متاسفانه باز هم گریبانگیر خیلی از دانش آموزان است، رقابت و چشم و هم چشمی در میان خود آنها و والدینشان است. وقتی به اطرافشان نگاه می کنند و می بینند دختر همسایه رفته کاج، پسر همسایه رفته گاج، دختر عمو رفته قلم چی، فلان دوستشون رفته قلم سیاه، خوب اون هم جو گیر شده و به سمت این موسسات جذب می شود.

تقاضایی از والدین کنکوریهای عزیز

به عنوان یک دوست یا فرزند تحصیل کرده! شما را به خدا اینقدر به این فرزندانتان سخت نگیرید، اینقدر هم کتابهای رنگارنگ برایشان نخرید. بگذارید همه چیز روال عادی خودش را طی کند. این که فرزند شما به زور دوپینگ در یک رشته سخت و در یک دانشگاه معتبر قبول شود، اصلا جالب نیست. چون توی دانشگاه مسلما اذیت خواهد شد.

در همین رابطه بخوانید:

کنکور و انتخاب رشته

Share