شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

مادر! تا کوچکیم، جز گرفتاری برایت چیزی نداریم. در نوجوانی و جوانی، با غفلت و غرور، زحمتی از تو نکاسته که بر دردهای تو می‌افزاییم. بزرگتر که می‌شویم یواش یواش قدر تو آشکار می شود و دلمان برای زندگی در کنار تو دلتنگ. اما این‌بار روزگار ما را دور می‌کند، زندگی‌ها پراکنده می‌شود و فاصله‌ها [...]

دو هفته قبل، نظرسنجی برگزار کردم که البته با استقبال چندانی روبرو نشد، شاید به خاطر اینکه تبلیغ چندانی نکردم و شاید هم به این خاطر که دوستان دغدغه این سوالات اساسی زندگی را ندارند. ۱٫ دلخوشی و انگیزه از زندگی ابتدا ذکر یک نکته ضروی به نظر می رسد: باید توجه داشته باشیم که [...]

سه سال قبل (اگر اشتباه نکنم) برای آخرین بار موفق شدم در راهپیمایی باشکوه ۲۲ بهمن حضور پیدا کنم. یکی از همراهان می گفت، نمی دانم ماجرا چیست که همه از مشکلات اقتصادی گله می کنند و دل خوشی گویا از دولت  ندارند اما ۲۲ بهمن که می شود انگار همه یادشان می رود!و باز [...]

با سلام خدمت دانشجویان عزیز ۵ تا سوال هست که مایلم نظر دوستان را در مورد آنها بدانم. تمنا می کنم به دور از طنز و شوخی و با دقت به آنها پاسخ دهید. نوشتن اسم و رسم الزامی نیست، ولی مقطع تحصیلی و سال ورود به این مقطع را لطفا بنویسید. ممکن است بعدا [...]

امروز چهارشنبه، کارگاه آموزشی فرایند ساخت مدار مجتمع آنالوگ (Analog IC Layout) با همکاری مرکز مدارهای مجتمع ایران و دانشکده برق برگزار شد. موضوع اصلی این کارگاه، آموزش فرایند ساخت، پارامترهای طراحی و در نهایت نحوه استفاده از مجموعه نرم افزارهای شرکتهای Cadence و Mentor برای آماده سازی یک مدار آنالوگ جهت ساخت IC بود. [...]

۱- با پایان یافتن ماههای محرم و صفر، قالب وبلاگ را از عزا درآوردم و کلا با قالب آی تی بلاگز تعویضش کردم. اگر به مزاجم ساخت، همین را اصلاح کرده و استفاده خواهم کرد. ۲ – خدایا زودتر انتخابات را برسان! و بدون دردسر تمام کن. شاید این کشتی وقت نشناس، دست از سر [...]

۱٫ شنیده ایم که نظافت نیمی از ایمان است؛ می‌دانید چرا؟ ۲٫ در لیوان کثیف، شیرعسل هم که بریزی نمی شود خورد! نصف کار این است که تمیز شود، نیم دیگر ریختن شیر پاک است. ۳٫ آن پاکیزگی که نیمی از ایمان است، تنها ناظر به نظافت ظاهر نیست، که بیشتر طهارت باطن مورد نظر [...]

بایگانی برای دسته "طنز"

الگوریتم محاسبه page rank گوگل تغییر کرد

۴ نظر

طی یکی دو هفته گذشته، بسیاری از سایتها با کاهش رتبه سایت مواجه شدند، شما هم اگر سایت دارید و به رتبه آن اهمیت می دهید، می توانید امتحان کنید! ظاهرا باز هم نحوه محاسبه رتبه سایت گوگل تغییر کرده است.
مثلا سایت عطاری شفا از ۳ به ۲ رسید، سایت شاهوار از ۴ به ۳ و سایت آراکس از ۴ به ۳ رسید، دو سایت متعلق به خودم یک رتبه کاهش یافتند! سایت منابع OCR فارسی از ۴ به صفر رسید!! سایتهای نارنجی و پی سی دانلود از ۵ به ۴ رسیدند، یک پزشک از ۶ به ۵ رسید و … البته برخی سایتها مثل تبیان (۶)، الف (۶) و irib (7) تغییری نکردند.
شما هم متوجه شده اید!


کوچکترین عدد چهار رقمی

بدون نظر

مجری رادیو جوان: کوچکترین عدد چهاررقمی؟

سوال شونده مسابقه رادیویی که دانشجوی ترم دوم بودند: ۳۳۳۳!

مجری: ۳۳۳۲ که از اون کوچکتره

سوال شونده: ۹۹۹۹

مجری: ۹۹۹۸ که از اون کوچکتره

سوال شونده: راست میگین!

مجری: یک دونه یک با سه تا صفر

سوال شونده: ده هزار (۱۰۰۰۰)!

مجری: [خسته نباشید!] نه خانم، هزار

مجری: پلی در نزدیکی میدان ولی عصر

- نمی دونم

مجری: نام موسس سلسله زندیه هم هست.

- پل سید خندان

مجری: خوبه نگفتین پل چوبی!… پل کریم خان

امروز مسابقه رادیویی رادیو جوان فوق العاده بود و تا دلتون بخواد از این جور سوالات پیش پا افتاده که سوال شوندگان که دانشجویان یک رشته ای بودند! با راهنماییهای شدید مجریان هم قادر به پاسخگویی نبودند.

به خودم امیدوار شدم!


هدیه‏ی تولد

بدون نظر

زن به همسرش گفت: دوست دارم برای روز تولدم چیزی بگیری که شتاب ۰ تا صدش ۴ ثانیه باشه.
خانم چیزی شبیه این مد نظرش بود:
ماشینی با شتاب 0 تا صد 4 ثانیه‏ای
اما شوهرش چیز بسیار متفاوتی برایش خرید…
ترازویی برای وزن کردن با سرعت پاسخ دهی 4 ثانیه
الان حال شوهر وخیم بوده و در ICU به سر می‏برد!


قورباغه‌ی زشت!

۵ نظر

قورباغه سبز، چشم‌های درشتش رابا غروربست وبه

قورباغه کوچک کفت‌: من واقعا خوشــرنگ و درخشانم‌؛
نه‌؟
قورباغه کوچک کفت‌: بله‌. واقعا خوشرنگی‌!
قورباغه سبز گفت‌: و تو خاکسـتری و کدر و بدرنکی‌؛
نه‌؟
قورباغه کوچک بلند گفت‌: بله‌، کاملا واضح اســـت که
من بدرنگ و کدر و خاکستری‌ام‌!
قورباغه سبز گفت‌: من کاملا رشــد کرده‌ام‌؛ درشت و
خوش‌هیکل و تپلم اما تو کاملا لاغر و مردنی هستی‌.
قورباغه کوچک گفت‌: راست می‌گویی‌؛ من واقعا لاغرم
و رشد نکرده‌ام‌. خیال می‌کنـم از یک مریضی لاعلاج رنج
می‌برم‌.

قورباغه ســبز گفت‌: دلم برایت می‌ســوزد، تو زشت و
درنگ و لاغری‌. بیچاره‌، واقعا بدبختی‌!

قورباغه کوچک گفت‌: من زشــت و بدرنگ و لاغرم اما

واقعا احساس خوشبختی می‌کنم که مثل تو نیستـم‌.
قورباغه سبز گفت چرا؟
- قورباغه کوچک گفت‌: چون یــک ماهی‌خوار بی‌رحم
ان بالانشســته که عاشـق خوردن قورباغه‌های سبو و
چاق و بزرگ است‌ا

——————————————————————————
در مطب دکتر نشسته بودم و مجله‌ی خانواده را می‌خواندم چشمم به این طنز بامزه افتاد، با n95 چند بار عکس گرفتم تا یکیشون مناسب برای OCR در بیاد. وقتی رسیدم خونه برای امتحان عکسها رو به نویسه‌‌خوان سپردم و نوشته‌ای که در بالا می‌بینید نتیجه‌ی خواندن خودکار عکسها توسط نویسه‌خوان و بدون ویرایش و غلطیابی است. من که خیلی حال کردم!…


مدیر دزدی عاقبت نداره!

بدون نظر

تمام کارمندان یک شرکت نگران بودند. یکی مدام راه می‌رفت، دیگری در ساعت کاری مدام صحبت می‌کرد…
تعدادی کارآموز که تازه به شرکت آمده بودند تعجب کرده و از یک کارمند ارشد پرسیدند اینجا چی شده؟
جواب شنیدند: تروریستها مدیر عامل ما را دزدیده‌اند. آنها صد میلیون تومان برای آزادی او می‌خواهند و اگر فراهم نشود، قرار است او را با نفت آغشته کرده و در آتش بسوزانند.
ما داریم از کارمندان کمک می‌گیریم.

یکی از کارآموزان پرسید: به طور متوسط هر کارمند چقدر هدیه می‌کند؟
.
.
.
.
.
تقریبا یک لیتر!!!
———————————————————————————————————————

Employees of a Company are all worried. Some are roaming around. Some are in
loud discussions during office time…..
Some Trainees, who had just joined, notice this and enquire about what happened
to a senior employee, they ask, “What’s going on?”
“Terrorists have kidnapped our Boss”
They’re asking for Rs.10 Crores ransom, otherwise they’re going to
douse him with petrol and set him on fire.
We’re going from desk to desk, taking up a collection.”
One Trainee asks, “How much is everyone giving, on average?
.
.
.
.
.
“About 1 litre.”


وقتی برق می‌رود!

بدون نظر

دکلهای فشار قوی وقتی که برق می‌ره!
صبر کنید تا انیمیشن به طور کامل آماده شود.
خوشحالی دکلها وقتی که برق می‌رود!


غلطهای امنیتی

بدون نظر

عصری رفتم میدان انقلاب تا چند تا کتاب بخرم.
کارتخوان دارین؟
- بله
پس لطفا این کارت کتاب رو بکشید.
-رمز کارت؟
من که اصولا برای مصرف کردن کارت کتابی که دانشگاه به ما داده بود، به خرید کتاب رفته بودم نگاهی به موبایلم کردم و گفتم ۵۳۹۲
-گفت رمز اشتباهه
خودم رمز را زدم.
-باز گفت اشتباهه.
بار سوم نگاهی دقیق به موبایلم کردم و دوباره رمز را وارد کردم.
-عملیات لغو شد!
تازه یادم اومد که به خاطر افزایش امنیت! دو رقم اول و دوم کد را جابجا در موبایلم نوشته بودم. گفتم یکبار دیگر امتحان کنید لطفا و اینبار رمز درست را که ۹۲۵۳ بود وارد کردم ولی دیگه دیر شده بود و کارت مسدود شده بود و من که نمی‏خواستم ۲۱۸۰۰ تومان از جیب مبارک بدهم، مثل آهو در گل مانده بودم!…

یادم باشه دوباره از این غلطای امنیتی نکنم! :)