باب الحدیث

دیروز داشتم در سایت معظم تبیان قدم می‌زدم که با یک نرم‌افزار در مورد احادیث معصومین برخورد کردم. این نرم‌افزار که به نام باب الحدیث است احادیث جالبی از معصومین علیهم السلام را جمع آوری کرده و موارد جانبی مثل تقویم، دعاها، اذان و گالری عکس هم دارد. قبل از توضیح بیشتر دو تا از حدیثهایی که به دلم نشست را برایتان بنویسم:
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) :خانه‌ای که بچه در آن نیست، برکت در آن نیست. این حدیث قابل توجه دوستانی که می‌گویند یک اشتباه کردیم کافیه، دومیش رو فعلا مرتکب نمی‌شیم!! منظور از اشتباه اول ازدواجه که البته مزاح می‌کنند!

امام جعفر صادق (علیه السلام): هر که خانه ای داشته باشد و مؤمنی به نشستن در آن نیازمند است و از او جلوگیری کند ( یا دریغ کند ) خدای متعال ( به فرشتگانش ) خطاب کند که: ای فرشتگان من بنده مؤمن به بنده دیگرم از نشستن در خانه دنیا بخل ورزید ، به عزت و جلال خودم سوگند او هرگز ساکن بهشت من نگردد. این یکی هم که امروزه به شدت مبتلابه است. چه بسیارند خانه‌های خالی و چه بسیارترند نیازمندانی که مجبورند با اجاره‌های وحشتناک در خانه‌های محقر به سر برند.

باب الحدیث

این نرم‌افزار هم متاسفانه مثل برخی نرم‌افزارهای اسلامی و ایرانی دیگر اشکالات متعددی دارد:

۱. مصرف cpuی ۱۰۰% حتی زمانیکه برنامه در system tray بوده و هیچ کاری نمی‌کند! خداوند thread را برای چنین مواقعی آفرید.

۲. سرعت بسیار بالا! کافیست در بخش احادیث، نام حضرت رسول را انتخاب کنید، حال با خیال آسوده بروید چند چایی نوش جان کنید، در برگشت امیدوار باشید که برنامه پاسخ داده باشد… و خداوند بهینه‌سازی را آفرید.

۳. تنظیمات ویندوزتان را باید به !n (ان فاکتوریل) تغییر دهید تا برنامه به درستی نمایش داده شود… و unicode اختراع شد، هر چند ظاهرا برنامه با دلفی نوشته شده و دلفی هم که قربونش برن! تا حالا بویی از unicode نبرده!

۴. مصرف بیش از ۵۰ مگابایت حافظه! برای برنامه‌ای که فقط یک پایگاه داده احتمالا دارد، ۵۰ مگابایت نشان از مدیریت نادرست حافظه دارد.

ولی از حق نباید گذشت که زحمت زیادی کشیده‌اند و قصد خیر هم داشته‌اند. امیدوارم این نوشته را که در نظرات سایت تبیان هم نوشتم، بخوانند و به دل نگیرند و مشکلاتش را برطرف کنند.

Share

مهدیار

با محاسبات این جهانی، قرار بود هفته‌ی آینده فرشته‌ی کوچکی به جمع دو نفره‌ی زندگی ما اضافه شود؛ اما در آن طرف اتفاقات دیگری در جریان بود، فرشته‌ی کوچک ما بی‌تابی می‌کرد و دوست داشت زودتر پا به عرصه‌ی وجود بگذارد. پسرم عجله داشت و بالاخره در ساعت ۲:۰۹ عصر روز شنبه، ششمین روز ماه مهر مصادف با ۲۶ رمضان، در بیمارستان مهر حضرت عباس علیه السلام، پا به دنیای زمینیان گذاشت و دل جمعیتی را شاد کرد. او آمد و با خود رحمت و برکت را به ارمغان آورد. آنقدر سریع به دنیا آمد که وقتی پرستار مرا صدا زد، ترسیدم که نکند خدای نکرده در حین عمل اتفاقی افتاده، آخر هنوز ۹ دقیقه بود که همسرم به اتاق عمل رفته بود… خیلی سریع به سمت صدا رفتم و شنیدم که گفت بچه‌تون سالم به دنیا اومد، پسره… خیلی خوشحال شدم، آنقدر که بلافاصله ۵ هزار تومان به پرستار هدیه دادم. مادر خانمم هم که از شدت خوشحالی گریه می‌کرد… بیمارستان مهر مشهد، آن روز برای من خاطره‌ای به یاد ماندنی شد… ساعتی بعد که همسرم به هوش آمد، او را به اتاق ۳۲۱ آوردند و لحظاتی بعد هم، پرستار فرزند دلبندم را آورد و چقدر شگفت انگیز بود که کودک تازه متولد شده، بلافاصله شروع به مکیدن شیر مادرش کرد. خدا را هزاران بار سپاس می‌گویم که علی رغم تولد زودهنگام، نیازی به دستگاههای پزشکی برای نگه‌داری پسرم نبود. اسم پسرم را به پیشنهاد همسرم مهدیار گذاشتم، باشد که یاور حضرت مهدی (عج) باشد.

Share

مردان مخالف اشتغال زنان، پردرآمدترند؟

گزارشی در سایت بی‌بی‌سی در مورد اشتغال زنان دیدم که خیلی برام جالب بود، چون نظر شخصی خودم هم بود! باتوجه به اینکه در خیلی جاها بی‌بی‌سی فیلتره، متن گزارش رو گذاشتم  ولی اگر تونستید، نظرات ارائه شده برای این گزارش رو هم حتما ببینید. تعجب می‌کنید! اصل مطلب

بر اساس یک گزارش تازه، مردانی که معتقدند زنان باید در خانه بمانند و کار نکنند، نسبت به مردانی که چنین فکر نمی کنند، درآمد بیشتری دارند.
پژوهشی که در دانشگاه فلوریدای آمریکا آنجام گرفته نشان می دهد درآمد مردانی که جای زنان را در خانه می بینند، نسبت به مردانی که طرز فکر مدرن تری از کار کردن زنان دارند، بسیار بیشتر است.

بالعکس، زنانی که طرفدار کار کردن زن بیرون از خانه اند، در مقایسه با زنان دارای طرز فکر “سنتی” درآمدی بیشتر دارند.

در این پژوهش، محققان دانشگاه فلوریدا، ابتدا در سال ۱۹۷۹ میلادی با بیش از ۱۲ هزار مرد و زن که بین ۱۴ تا ۲۲ سال سن داشتند، مصاحبه کردند. طی دو دهه بعد از آن، سه بار دیگر با همین گروه مصاحبه شد که آخرین مصاحبه در سال ۲۰۰۵ صورت گرفت.

نتایج این مطالعه که در “مجله روانشناسی کاربردی” در آمریکا به چاپ رسیده نشان می دهد که مردان مخالف اشتغال زن در خارج از خانه، بطور متوسط سالانه حدود هشت هزار و پانصد دلار بیشتر از سایر مردان حقوق می گیرند.

آیا می توان چنین برداشت کرد که همیشه مردان دارای طرز تفکر مردسالارانه از نظر شغلی موفق ترند؟ آیا مردانی که تنها نان آور خانواده‌اند در مجموع در کسب درآمد بیشتر، جدی‌ترند؟ آیا می‌توان گفت مردان دارای طرز تفکر “سنتی” بیش از سایر مردان دارای حس برتری جویی‌اند؟

Share

یا انیس من لا انیس له

امروز ۲۱ رمضان روز وداع بزرگ مرد تاریخ است. شهادت اول مظلوم عالم، شیر عرصه‌ی شجاعت و یکه‌تاز میدان عدالت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام بر رهروان و دوستداران حضرتش تسلیت باد.
طی دو شب قدری که گذشت، در حین خواندن دعای جوشن کبیر متوجه شدم یکی از نامهای زیبای پروردگار، دوبار تکرار شده:

یا انیس من لا انیس له

ای همدم آنکه همدمی ندارد

این نام دلنشین در بندهای ۲۸ و ۵۹ آمده است. و ظاهرا تنها نامی هم هست که دوبار تکرار شده است. نمی‌دانم چرا، شاید این نام اهمیت خاصی داشته، شاید اسم اعظم است، شاید هم اشتباهی در نقل دعا رخ داده. به هر حال برایم جالب بود. در این شبهای مبارک قدر اگر یادتان بود و باران گرفت، دعایی به حال بیابان کنید.

پی نوشت: امسال (۱۳۹۳) متوجه شدم که عبارت دیگری هم در بندهای ۴۸ و ۹۸ این دعا تکرار شده است: یا من فضله عمیم

پی نوشت: امسال (۱۳۹۵) دوباره متوجه شدم که عبارت یا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَلا وَلَداً در بندهای ۶۲ و ۸۴ تکرار شده است.

Share

این قافله‌ی عمر عجب می‌گذرد

به روایت شناسنامه از دیروز بنده وارد ۲۸ سالگی شده‌ام، یاد جمله‌ی آنتونی رابینز افتادم که حسن برایم فرستاده بود: چه دیر می‌فهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنش را آرزو می‌کردیم… شاید بهترین دوران زندگی‌ام روزهایی بود که فکر می‌کردم سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام است. دوران دبیرستان با دوستان بی‌ریا و باصفایش چه خوش گذشت. بازیهای فوتبال عصر، چای خوردن در کنار چمنهای مدرسه از سماوری بزرگ با یک وجب لایه‌ی چایی در دیواره‌هایش! نظافت کردنها و مدیریت‌ها، صفهای طویل گلاب به روتون… دودر کردن کلاسها برای رفتن به شهرستان، اصطلاحات عجیب و غریب…خوشترین دوران زندگی‌ام بود هر چند آن زمان دلم می‌خواست زودتر از آن شهری که در آن درس می‌خواندم خلاص شوم…
دقیقا از دیروز، دهمین سال حضور من در تهران شروع شد ولی انشاءالله تمام نخواهد شد!… جالبه، ثبت نام دوره‌ی لیسانسم در روز تولدم بود و جلسه‌ی وداعم از شرکت نیز در این روز که دیروز بود. دارم خودم را ترک می‌دهم. تهران را باید ترک کرد دقیقا همان طور که مواد مخدر را باید ترک کرد. تهران از هر ماده‌ی مخدری مخدرتر است. این را در این ۱۰ سال و در برخورد با انسانهای جورواجوری که به این شهر آمده اند و دیگر برنگشته‌اند به خوبی حس کرده‌ام. خدا را سپاس می‌گویم که بالاخره خودم را مجبور کردم که از تهران بروم…

این هم شعر زیبایی است که نمی‌دانم حسن خودش سروده یا از جایی گرفته، به هر حال در میان پیامکهایم بود و مناسب امروز که جمعه است:
عصر یک جمعه‌ی دلگیر، دلم گفت بگویم، بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست،
و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست،
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید، بنویسد،
که هنوزم که هنوز است، چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست
و چرا کلبه‌ی احزان به گلستان نرسیدست؟
عصر این جمعه‌ی دلگیر، وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس،
تو کجایی گل نرگس؟
اللهم عجل لولیک الفرج…

Share