همیشه راه برای نوآوری باز است، حتی در ادارات و کافی نت های کوچک:
با میرعماد به زیبایی اساتید خوشنویسی بنویسید
من یک خاصیت دارم که خودم ازش خوشم میاد!! اون اینکه وقتی نیت انجام کاری رو داشته باشم، حتما در اولین فرصت شروعش میکنم و تقریبا همیشه به سرانجام هم میرسونم. مثلا ۴ سال قبل از روزی که به فکر گرفتن گواهی نامه افتادم تا روزی که گواهی نامه به دستم رسید ۳-۴ ماه بیشتر طول نکشید. مثال دیگر، اگر بخواهم مقالهای بنویسم، از تشکیل ایده تا نوشتن اولیهی مقاله شاید یک هفته هم طول نکشد، حتی یک مقاله را صبح تصمیم گرفتم که بنویسم و آخر شب فکر کنم یک ۶ صفحهای آماده بود که برای یک کنفرانس در آخرین ساعت مهلت ارسال فرستادم (هر چند قبول نشد!) یا مثلا میخوام یک قورباغه بخورم، همون اول صبحی ترتیبشو میدم! که دیگه تا آخر شب مجبور نباشم بهش فکر کنم. یا اگر برای انجام کاری باید به جای خاصی مثلا سازمان دولتی یا بانک بروم در اولین فرصت ممکن انجامش میدم چرا که این کار از خوردن قورباغه هم سخت تره. همین طور است برای نوشتن برنامهی نرمافزاری، تهیهی سمینار، خریدهای خانه، خرید موبایل! پرداخت قبوض و و و
حالا این همه چه ربطی داشت به میرعماد! چند وقتی بود که توی برخی سایتها میدیدم از قلم زیبای معلی و ثلث برای کارهای گرافیکیشان استفاده میکنند. اول فکر میکردم طرف خطاطه، چون نرمافزاری برای این دو قلم سراغ نداشتم. بعد که دیدم تعداد موارد مشابه زیاد شد شک کردم! یک جستجوی کوچولو کافی بود که به نرمافزار فوقالعادهی میرعماد برسم. هر چی من از این نرمافزار تعریف کنم کمه. تمام کارهایی که یک خوشنویس قهار مثل میرعماد میتوانسته انجام بده، شما میتوانید در MS Word و به سادگی تمام انجام دهید. قدرت تمام خوشنویسان قهار در دستان شماست. بیش از این سخن نگویم بهتر است، نگاهی به کاتالوگ نمونهکارهای میرعماد بیندازید کافی است. من که گفتم از تشکیل ایده تا نهایی سازی آن چندان طولی نمیکشد، همین دیروز میرعماد را با قیمت ۱۲ هزار تومان خریدم و متن زیر نمونهای از کار با میرعماد است. فکر کنم یه هشت قلمی دارد که مهمترین آنها که در متن زیر هم استفاده شده ثلث، معلی، شکسته و نستعلیق است.

نرم افزار خوشنویسی میرعماد
اکسیژن، اکسیژن، حق مسلم ماست
امروز صبح به اتاق استادم رفتم، ظاهرا در همان دفترشان، آقای دکتر م. به عیادت ایشان آمده بود و بحث بر سر قلب و عروق و آلودگی به شدت بالا گرفته بود. یکی دو هفته قبل، استاد عزیزم که عادت به پیاده رفتن به خانه دارد، در هوای آلودهی تهران دچار یک مشکل قلبی شد که الحمد لله به خیر گذشت. بحث بالا گرفته بود که دکتر م. حرف جالبی زد؛ گفت باید توی خیابونا راه بیفتیم و به جای شعار انرژی هستهای حق مسلم ماست بگوییم اکسیژن حق مسلم ماست. واقعا برای تهران باید چنین کاری کرد. این روزها بازار سکته قلبی خیلی پررونقه و دلیل اصلی اش هم هوای پاک تهرانه. هفتهی هوای پاک هم که هیچ نسبتی با اسمش نداره، چرا که همیشه آلودهترین هفته،ی سال همین هفته است. مسوولین هم که در شر هوای تهران ماندهاند و هر یک دیگری را مقصر ماجرا میداند. البته من از همه بیشتر ایران خودرو و سایپا را مقصر میدانم، چرا که خودروهای تولیدی آنها به قول یکی از مسولین از همان بدو تولد فرسوده است و هیچ کس هم حریفشان نیست.
من که به سلامتی از تهران فرار کردم، خدا به حال شما تهرانیها رحم کند…
فارسی را پاس بداریم
هر چی برای این سایت تابناک نظر میدم که آقا تو رو خدا یه تغییری توی خودتون بدید، اصلا انگار نه انگار. کاف به این خوش تیپی «ک» رو که مینویسند «
» که خیلی عربیه. «ی» به این خوشگلی رو ول کردن و جاش مینویسن «
» که با اون دو نقطهی زیرش حال آدم رو دگرگون میکنه. آخریش هم که واقعا آزار دهنده است نحوهی نوشتن ارقام و ممیزها است. مثلا میخواد بنویسه ۱۱.۵ میلیون تومان یه چیزی تو این مایهها مینویسه
که معلوم نیست ۵.۱۱ یا ۱۱.۵؛ به هر حال از این لحاظ خیلی سایت مزخرفیه. این اواخر یکبار از مردم خواست که مشکلات سایت رو بگن، شاید صد نفر همین موضوعات رو گفتند ولی انگار نه انگار. در عوض تا دلتون بخواد از سایت تبیان خوشم مییاد. تمام قواعد زبان رو رعایت میکنه، ضمن اینکه طراحی فوقالعادهای هم داره.
عزیزان دل برادر، فارسی را پاس بدارید.
بر بندگان آسان بگیرید
یادمه جایی خونده بودم که آنها که بر بندگان خدا سخت بگیرند، خداوند هم در حساب و کتاب آخرت بر آنها سخت خواهد گرفت. دیروز مشکلی در بانک تجارت دانشگاه داشتم که به سادگی آب خوردن حل میشد ولی به دلیل یک خانم بداخلاق که تا چندی پیش کارمند جزء بانک بود و مدام به روی رئیس قبلی میخندید، کارم راه نیفتاد. این آدم که الان معلوم نیست به چه دلیلی رئیس شده، دقیقا مثل برج زهر مار شده بود و یه جوری رفتار میکرد انگار رئیسه! و از همین رو کارم که راه نیفتاد بماند، کاری کرد که تا دو هفتهی دیگر و شاید بیشتر هم کارم راه نیفته… خاک بر سر ما آدمها که تا به یه جایی میرسیم خودمون رو میگیریم و یادمون میره که روزی بوده که از چنین برخوردهایی که دیگران داشتهاند متنفر بودیم…
لازم به ذکره که می گن از هر چی بدت بیاد، سرت میاد. من از بانک تجارت به شدت متنفرم و همین موضوع باعث شده که هر از چند گاهی سروکارم به این بانک مزخرف بیفته!

