یارب فرج امام ما را برسان

میلاد مسعود آخرین ذخیره‌ی الهی بر همه جهانیان خاصه شیعیان حضرتش مبارک باد.

شعبان که می شود، یواش یواش علمها و پارچه های مهدوی در و دیوار شهر را می پوشاند و شور و شوقی در میان شیعیان به راه می افتد…امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریفخدا کند دلهایمان را هم همین گونه آذین ببندیم و آماده کنیم؛ دلهایی که به قول بزرگی گاهی از بس سخت شده است، بیشتر شبیه قلوه سنگ است تا دل.

اللهم عجل لولیک الفرج

Share

خانه خــدا

پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب صدای خنده اش
سیل و طوفان نعره توفنده اش
دکمه پیراهن او آفتاب
برق تیغ و خنجر او ماهتاب
هیچکس از جای او آگاه نیست
هیچکس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده وزیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین، از آسمان،از ابرها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
آب اگر خوردی ، عذابش آتش است
هر چه می پرسی ،جوابش آتش است
تا ببندی چشم ، کورت می کند
تا شدی نزدیک ،دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می کند
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم پر ز دیو و غول بود
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
*****
تا که یکشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
گفت اینجا خانه خوب خداست!
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه کرد
با دل خود گفتگویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟
گفت آری خانه او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده وبی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره دل را برایش باز کرد
می شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران حرف زد
با دو قطره از هزاران حرف زد
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
میتوان مثل علف ها حرف زد
با زبان بی الفبا حرف زد
میتوان درباره هر چیز گفت
می شود شعری خیال انگیز گفت….
*****
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر….
زنده یاد قیصر امین پور

Share

پایان تبلیغات – تکمیل حماسه سیاسی

اعیاد شعبانیه، میلاد امام حسین (علیه السلام)، امام زین العابدین (علیه السلام) و حضرت اباالفضل (علیه السلام) بر همه مسلمانان مبارک باشد.

با پایان یافتن مهلت قانونی تبلیغات ریاست جمهوری، فردا همه ما جهت تعیین سرنوشت ۴ ساله کشورمان پای صندوقهای رای حاضر خواهیم شد؛ چه اینکه هر رای به هر یک از ۶ نفر، رأی به نظام و انقلاب است و به فرموده آقا اگر هم کسی نظام اسلامی را قبول نداشته باشد، جهت دفاع از کشور خوب است رأی خود را به صندوق بیاندازد.

به امید پیروزی همیشگی ایران

Share

اسمع، افهم یا فلان ابن فلان

اسمع، افهم یا فلان ابن فلان… بشنو و بفهم آی فلانی پسر فلانی

این جمله شدیدا تکان دهنده، ابتدای کلماتی است که به میت در قبر تلقین می کنند. در حین گفتن این کلمات، فرد تلقین خوان، بازوان مرده را محکم تکان می دهد…

چند روز قبل یکی از اقوام به رحمت خدا رفت (خدا بیامرزدش) و در جریان آن از هنگام تحویل جنازه تا غسل و تشییع جنازه در حرم امام رضا علیه السلام و دفن در بهشت رضا، حضور پیدا کردم. گواهی می دهم که هیچ مکانی به اندازه غسالخانه و هیچ زمانی به اندازه زمان خواندن کلمات تلقین، بیدار کننده و هشدار دهنده نیست.

غسالخانه جایی که هر چند دقیقه یک جنازه جدید به جمع جنازه ها اضافه می شود و مردمی را می بینی که برخی قرآن می خوانند، برخی ضجه می زنند و برخی دیگر می ترسند بر سر جنازه ظاهر شوند و غسل دهنده را می بینی که گویی در حمام است و هیچ برایش تفاوتی نمی کند که این که می شورد مرده است یا زنده! مردگانی که تا روز قبل در جمع ما بوده اند و مایی که همچنان عبرت نمی گیریم … گویی مرگ تنها برای دیگران است.

قبر، قبرستان

اما لحظات تلقین میت (+) بسیار تکان دهنده است. مرده را در میان گریه و زاری بستگان به درون قبر می گذارند و … اسمع افهم یا فلان ابن فلان  بشنو، بفهم ای فلانی پسر فلانی و تکانهایی که به شانه اش می دهند انسان را تکان می دهد. و بعد پرسشهایی از میت که آیا بر عهد خود باقیمانده ای از شهادت بر وحدانیت خدا و پیامبری رسول و امامت امامان ۱۲ گانه …  سپس سنگهای لحد و خاکهایی که قبر را پر می کنند و مرده ای که تا لحظاتی دیگر تنها می شود و باید پاسخگوی فرشتگان الهی در شب اول قبرش باشد.

در پایان، این داستان (+) هم شنیدنی است: ادامه‌ی خواندن

Share

کوکا کولا نخورید – اگر مسلمانید

خیلی از ما منتظریم امام زمان (عج) بیایند و مطمئن هستیم که از دستورات ایشان اطاعت خواهیم کرد. باید هم همین طور باشد، چون بیش از ۱۱۰۰ سال انتظار کشیده ایم، ندبه و فرج خوانده ایم و مثلا خود را برای ظهور ایشان آماده کرده ایم… اما دو صد گفته چون نیم کردار نیست!

تصورسلام بر مهدی - Peace be upon Mahdi بفرمایید که آقا تشریف بیاورند و از ما تقاضایی داشته باشند که به ضرر ماست؛ آیا عمل خواهیم کرد؟ مثلا بفرمایند که به مدت یک سال تمام درآمدهای اضافه بر مصارف ضروری مسلمین باید صرف فقرا شود؛ یا بفرمایند که استفاده از لوازم تولید کشورهای غیرمسلمان حرام است! (مثلا) چه خواهیم کرد؟ دیگر نباید گوشی اپل و سامسونگ بخریم، نباید تلویزیون های سونی و توشیبا بخریم. نباید لوازم خانگی بوش، ایندزیت، بیم و بلومبرگ خریداری کنیم و هزاران نباید دیگر. البته این مثال است ولی اگر چنین تقاضایی داشته باشند واقعا با این موضوع کنار خواهیم آمد؟ من فکر می کنم کار سختی باشد! اگر کنار هم بیاییم توی دلمان غرغر می زنیم که مثلا امام را چه به این جور مسائل!
ادامه‌ی خواندن

Share