پروانه‏های شفاف

طبیعت پر است از زیباییهای گوناگون، از گلهای رنگارنگ گرفته تا جنگلهای انبوه، از رودخانه‌های کوچک تا دریاهای بزرگ…
یادمه سالهای کودکی، فصل بهار که می‌شد با دوستان به کوچه باغهای اطراف خضری می‌رفتیم و ضمن برخورداری از هوای پاک و طبیعت زیبا، از میوه‌های تازه‌ی باغ پدربزرگ استفاده می‌کردیم. یکی از چشم نواز ترین صحنه‌های طبیعت، پرواز پروانه‌های رنگارنگ و بیشماری بود که روی بوته‌های کنار جوی آب در حرکت بودند و ما گاه گاهی با آنها بازی می‌کردیم. یادش بخیر… دیروز که داشتم در دنیای مجازی قدم می‌زدم، چشمم به این پروانه‌های زیبا افتاد. پروانه‌هایی که اوج قدرت خدا را نشان می‌دهد. ویژگی مهم این پروانه‌ها که در جنگلهای پرباران آمریکای مرکزی از مکزیک تا پاناما یافت می‌شوند، این است که بالهای آنها شفاف است و آن طرف آنها دیده می‌شود! این پروانه‌ها به وفور در مناطق جنگلی پرباران یافت می‌شوند ولی بالهای شفاف آنها سبب می‌شود که به سادگی دیده نشوند به عبارتی به نوعی استتار می‌شوند. هرگاه حیات این پروانه‌ها در این مناطق به خطر می‌افتد هشداریست برای دگرگونی اکولوژی منطقه و هر گاه افزایش می‌یابند نشان از وضعیت ایده‌آل محیط زیست دارد.

پروانه‌های شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف
پروانه‌ی شفاف

Share

پروفسور حسابی

امروز درگذشت دکتر حسابی، دانشمند بزرگ ایرانی است. عکس زیر را در یک تقویم دیدم. بسیار تاثیرگذار است.
دکتر حسابی در آخرین لحظات زندگی
شام در کنار تخت استاد سرد شده است…
ظاهرا دیگر نیازی به خوردن شام نیست. پزشکان به این نتیجه رسیده‏اند که معالجه روی قلب استاد دیگر اثری ندارد.
شگفت اینکه در چنین حالتی در کمال حیرت پزشکان و متخصصان بیمارستان کانتونال داشنگاه ژنو، پروفسور حسابی در آخرین لحظات حیات به چیزی جز مطالعه نمی‏اندیشد.
این تصویر تکان‏دهنده را یکی از کارکنان بیمارستان مذکور به ثبت رسانده است.

Share

سفر به شهرستان

سفر چند روزه‏ای داشتم به مشهد و خضری. نایب الزیاره دوستان بودم. ان شاءالله این آخرین برگشت من به خانه‏ام در تهران خواهد بود. همان طور که در ابتدای سال جاری، این سال را به نام دفاع از رساله و خروج از تهران نامگذاری کرده بودم قصد دارم که به زودی این کار را بکنم… امیدوارم که موفق هم بشم. از زندگی در تهران، این اژدهای هفت سر، خسته شده‏ام.

حلول ماه مبارک رمضان هم بر همه‏ی مسلمانان مبارک باد.

Share

یک روز متنوع

چگونه امروزمان را متنوع کنیم!
می‌توانید سهمیه‌ی بنزین‌تان را دو ماهه تمام کرده و امروز بنزین آزاد بزنید و از زندگی لذت ببرید!، می‌توانید امروز به مهمانی رفته و هنگامی که در کوچه پس کوچه‌های تنگ محله با دنده عقب قصد ورود و پارک دارید، ماشین مبارک را به گارد ریل! کنار کوچه بخراشید و بعد به زرنگی خودتان بخندید… می‌شود غذای مهمانی را به همراه میزبان در پشت بام و روی منقل طبخ کنید. البته اگر منقل گم شده بود، از فرغون هم می‌شه استفاده کرد!!
فرقون در غیاب منقل!

در حین روشن کردن ذغالها میزبان می‌تواند پیت نفت را از بالا روی منقل بگیرد و آتش آن را شعله ور کند آنقدر که به پیت نفت برسد و در یک چشم به هم زدن دستش سوخته و او مجبور شود که پیت نفت شعله ور را روی آسفالت پشت بام رها کرده، آتش به پا کند و دستپاچه یک گونی هم روی آن بیندازد که مثلا آتش خاموش شود!! آخر سر بعد از سوختن چندین متر آسفالت پشت بام، شنهای پشت بام به دادتان می‌رسد!

آتشی که خوشبختانه خاموش شد

می‌شود از مهمانی برگردید و در خانه تکنواندوی هادی ساعی را نگاه کنید و لذت ببرید. می‌توانید وبلاگ بنویسید. و هزاران کار دیگر که روزتان را متنوع می‏کند…؟ برای من البته همین قدر هم زیاد بود!

Share

۸ میلیارد تومان برای یک مدال برنز

المپیک به روزهای آخر خودش رسید و با پایان یافتن مسابقات کشتی آزاد و ضربه فنی شدن پهلوانان! ایرانی آخرین امیدهای ایرانیان هم ناامید شد. ۸ میلیارد تومان خرج کاروانی شده که مربی کشتی آزادش در پاسخ به سوال خبرنگاری که می‏پرسد چرا شکست خوردیم، جواب می‏دهد کشتی جیگر می‏خواد بازیکنای ما جیگر نداشتند. نمی‏دونم این همه کشتی گیرای مدال آور فقط جیگر دارند که مدال می‏گیرن؟ اصلا شما که اینقدر حرفه‏ای پاسخ می‏دی چرا جیگر داراش رو نبردی المپیک، کشور ۷۰ میلیونی ایران آدم جیگر دار نداره؟ دوره‏های قبل که خادم‏ها و جدیدی‏ها و دبیرها مدال می‏گرفتند، جیگر داشتند حالا آدم جیگر دار نداریم.
امروز که داشتم کشتی‏های سعید ابراهیمی و یزدانی و معصومی رو می‏دیدم، کلا افسرده شدم، پسر دایی من اگر می‏رفت المپیک به مراتب بهتر کشتی می‏گرفت. دو ضربه فنی در راند اول برای کشتی ایران اف داره. تکواندو و وزنه برداری هم که ماشاءالله…

حیف ۸ میلیارد تومانی که صرف اینهمه آدم بی جیگر شد…

Share