درباره مدیر وبلاگ

حسین خسروی، متولد 1360 خورشیدی، تدریس می کنم در دانشگاه.

مدیر دزدی عاقبت نداره!

تمام کارمندان یک شرکت نگران بودند. یکی مدام راه می‌رفت، دیگری در ساعت کاری مدام صحبت می‌کرد…
تعدادی کارآموز که تازه به شرکت آمده بودند تعجب کرده و از یک کارمند ارشد پرسیدند اینجا چی شده؟
جواب شنیدند: تروریستها مدیر عامل ما را دزدیده‌اند. آنها صد میلیون تومان برای آزادی او می‌خواهند و اگر فراهم نشود، قرار است او را با نفت آغشته کرده و در آتش بسوزانند.
ما داریم از کارمندان کمک می‌گیریم.

یکی از کارآموزان پرسید: به طور متوسط هر کارمند چقدر هدیه می‌کند؟
.
.
.
.
.
تقریبا یک لیتر!!!
———————————————————————————————————————

Employees of a Company are all worried. Some are roaming around. Some are in
loud discussions during office time…..
Some Trainees, who had just joined, notice this and enquire about what happened
to a senior employee, they ask, “What’s going on?”
“Terrorists have kidnapped our Boss”
They’re asking for Rs.10 Crores ransom, otherwise they’re going to
douse him with petrol and set him on fire.
We’re going from desk to desk, taking up a collection.”
One Trainee asks, “How much is everyone giving, on average?
.
.
.
.
.
“About 1 litre.”

Share

خوب باش حتی برای بدان

با همه مودب رفتار کن
حتی کسانی که با تو گستاخی می‌کنند،
نه به خاطر اینکه آنها خوب نیستند
بلکه به خاطر اینکه تو خوبی…

Treat every one with politeness
Even those who are rude to you,
Not because they are not nice
But because you are nice

Share

علی ابرمرد تاریخ

سلام

میلاد مسعود بزرگمرد عرصه‌ی شجاعت و عدالت،

مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام

بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد.

فردا روز پدر هم هست، این روز را بر تمام پدران و آنهایی که بالقوه قابلیت پدر شدن را دارند! تبریک عرض می‌کنم. چند تا حدیث زیبا از امام علی (ع) رو به عنوان عیدی تقدیم می‌کنم:

* علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی شود.

* شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.

*کسی که میانه‌ی خود و خدایش را درست کند، خداوند میانه‌ او و مردم را به سامان می‌کند.

*دل دفتر دیده است.

* از دنیا آنچه به سوی تو می آید بگیر و از آنچه از تو دور می شود روی بگردان.

Share

غلطهای امنیتی

عصری رفتم میدان انقلاب تا چند تا کتاب بخرم.
کارتخوان دارین؟
– بله
پس لطفا این کارت کتاب رو بکشید.
-رمز کارت؟
من که اصولا برای مصرف کردن کارت کتابی که دانشگاه به ما داده بود، به خرید کتاب رفته بودم نگاهی به موبایلم کردم و گفتم ۵۳۹۲
-گفت رمز اشتباهه
خودم رمز را زدم.
-باز گفت اشتباهه.
بار سوم نگاهی دقیق به موبایلم کردم و دوباره رمز را وارد کردم.
-عملیات لغو شد!
تازه یادم اومد که به خاطر افزایش امنیت! دو رقم اول و دوم کد را جابجا در موبایلم نوشته بودم. گفتم یکبار دیگر امتحان کنید لطفا و اینبار رمز درست را که ۹۲۵۳ بود وارد کردم ولی دیگه دیر شده بود و کارت مسدود شده بود و من که نمی‏خواستم ۲۱۸۰۰ تومان از جیب مبارک بدهم، مثل آهو در گل مانده بودم!…

یادم باشه دوباره از این غلطای امنیتی نکنم! 🙂

Share