درباره مدیر وبلاگ

حسین خسروی، متولد 1360 خورشیدی، تدریس می کنم در دانشگاه.

عاقبت رباخوار

‌گفت‌: روزی به عیادت بیماری رفتم‌، نگاه ‌کردم اجلش نزدیک بود. کلمه ی شهادت بر او عرضه کردم‌، نگفت‌. هر چند کوشیدم به‌جای کلمه شهادت‌، می‌گـفت‌: «‌ده‌، یـازده‌»‌. پافشاری می‌کردم‌، در من نگریست و گفت‌: ای شیخ‌! روبه‌روی من‌کوهی آتشین است‌، هر وقت قصد می کنم تا تشهد بگویم آتش قصد من می‌کند.

مالک گفت: بعدها از مردم شنیدم که پیشه ی وی رباخواری بوده است و مال به ربا می داده و سود می خورده است.

منبع: تذکره الاولیاء؛ در احوالات مالک دینار

Share

غلطهای املایی رایج در اینترنت

این روزها به هر سایت ریز و درشتی که سر بزنید تا دلتان بخواهد غلط املایی پیدا می کنید، این موضوع در انجمن ها (forum) بیشتر دیده می شود. غیر از سایتها در برگه های امتحان دانشجویان هم اشتباهاتی به چشم می خورد. کلماتی مثل سپاسگزار و درخواست را به شکل سپاسگذار و درخاست! می نویسند. مطمئن را مطمعن! و مطمئنا را می نویسند مطمعنن! آن دیگری ادعای کتاب نوشتن دارد: در کتابش مرئی را نوشته مرعی و افزودن را نوشته افضودن. توی سایت خبری طرف نظر داده، می نویسد: مثلن تو همین ایران ما کسی حاظر نیست…(مثلا و حاضر). امروز هم که داشتم سایت دیگری را مطالعه می کردم، دیدم گزاف رو نوشته گذاف. بامزه تر از همه اینها، روزی رفتم آرایشگاه طرف دنبال کیف آرایشم می گشت، گفت فامیل شریفتون چی بود، گفتم خسروی. منشی بنده خدا هی گشت و پیدا نکرد. آخر سر خودم گشتم دیدم روی یک پرونده ای با خط نستعلیق نوشته شده آقای خصروی! گفتم شاید این باشد!

دریابیم زبان فارسی را.

از غلطهای املایی که بگذریم در صحبتها هم خیلیها متوجه آنچه می گویند نیستند؛ استادی نقل می کرد: با همکارم (آقای دکتر) رفتیم عروسی یکی از دانشجویان وقتی رسیدیم خونه طرف، گفت: فریدون برو که تا گلو رفتی تو خرخره!

یک راهنمایی گرامری: کلماتی مثل سپاسگزار و قانونگذار را چگونه درست بنویسیم؟

هر گاه در معنی گذاشتن به معنی تعیین کردن یا گذاشتن بود باید گذار استفاده کنیم مثل قانونگذار یا تاثیرگذار و اگر به معنای به جا آوردن یا انجام دادن بود (گزاردن) از گزار استفاده می کنیم: مثل نمازگزار، سپاسگزار یا خدمتگزار

هر جا هم که کم آوردید از واژه نامه برخط کمک بگیرید.

فنگلیش هم سعی کنید ننویسید، به فارسی نوشتن عادت کنید یا همان انگلیسی خالص بنویسید! تایپ کردن فارسی، زبان مادری، را باید آنقدر خوب بیاموزیم که بدون صفحه کلید فارسی، بتوانیم بنویسیم و صفحه کلید انگلیسی را بهانه نکنیم!

فارسی را پاس بداریم

Share

پرستاران کودک در غرب متمدن

امروز تصاویری دیدم که پشتم را به لرزه در آورد. بخشی از آنها را ببینید:

به کجا چنین شتابان؟!

بگذریم، انشاءالله امروز عصر می روم به مشهد، زیارت امام رضا (علیه السلام).

Share

مهندسی رباتیک

توضیح (پی نوشت): متنی که نوشته ام گفته دانشجویان است، نه نظر بنده. رباتیک رشته واقعا خوبیست، اگر کسی اهلش باشد. این را گفتم که به کسی برنخورد. قصدم حذف این نوشتار بود لیکن چون نظرات خوبی در قسمت نظرات این پست آمده است، آن را حذف نکردم.

دیشب به همراه ۵ تن از همکاران دانشکده برق، جلسه ای با دانشجویان خوابگاهی این رشته داشتیم. دو مسئله بود که خیلی ها از آن گله می کردند، اول دومیش رو عرض می کنم:
یکی از دانشجویان برای اینکه فتح باب شود گفت: ” یک مشکلی که هست در ارتباط با رشته مهندسی رباتیک است. متاسفانه توی بچه ها ضرب المثل شده که مهندسی رباتیک رشته ای است که فقط با اسمش میشه رفت خواستگاری! دلیلش هم اینه که این رشته نه در صنعت شناخته شده است و نه در دانشگاه! [به عبارتی چوب دو سر طلاست] به عنوان مثال فلان شرکت که زمینه کاریش رباتیک است در اطلاعیه استخدامش متقاضی نیروهای الکترونیک و مکانیک شده است و اسمی از رباتیک نیاورده، از سوی دیگر در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه هم اوضاع فلاکت باری داریم چرا که فوق لیسانس این رشته وجود ندارد و برای قبولی در رشته مکاترونیک هم که بیشترین شباهت را با رباتیک دارد باید با برقیها یا مکانیکیها رقابت کنیم که از هر دوی آنها در درسهای تخصصی خودشان ضعیفتریم! “

توضیح: رشته مهندسی رباتیک از سال ۱۳۸۱ و برای اولین بار در دانشگاه صنعتی شاهرود راه اندازی شده و تا کنون هیچ دانشگاه دیگری این رشته را نداشته و حتی خبر ندارند که چنین رشته ای هم هست. اخیرا دانشگاه همدان هم این رشته را راه اندازی کرده است. این رشته، چیزی بین الکترونیک و مکانیک است و علی رغم کاربردهای متنوع آن در صنعت، در بین دانشگاهیان و صنعتگران ایران چندان شناخته شده نیست!

مسئله دیگری که اکثر دانشجویان از آن می نالیدند، مساله خوابگاه بود. ظاهرا دانشجویان پسر تنها دو ترم و در صورت خوش شانس بودن حداکثر ۴ ترم حق دارند از خوابگاه استفاده کنند و پس از آن باید خانه اجاره کنند. این موضوع واقعا مصیبت بزرگی است و سبب افت زیادی در کیفیت تحصیل دانشجویان می شود. لیکن سیاستهای باقلوایی دانشگاههای کشور بر افزایش کمی دانشجویان است و کیفیت را زیاد جایی نیست. لذا این مشکلات طبیعی است.

روز زمین تان مبارک باد.

Share

گفتگو با خدا

قرار بود در این پست به خوب و بدهای ۸۸ بپردازیم، لیکن فعلا بماند.

ایمیلی از طرف یکی از دانشجویانم دریافت کردم که قبلا هم بارها برایم آمده بود و هربار هم برایم زیبا بود، گفتم شروع خوبی است برای سال ۱۳۸۹ که خیلی ها در این سال انتظار ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را هم می کشند.

گفتگوبا خدا

این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .

Interview with god

گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? “God asked.”

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time “I said”

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

Go answered ….

خدا پاسخ داد …

That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود .

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

God’s hand took mine and we were silent for a while.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

And then I asked …

بعد پرسیدم …

As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد .

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

And to learn that I am here.

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

Always

همیشه

اثری از ریتا استریکلند

Share