درباره مدیر وبلاگ

حسین خسروی، متولد 1360 خورشیدی، تدریس می کنم در دانشگاه.

خداحافظی مرورگر مایکروسافت با اکتیوایکس و VBScript و خیلی چیزهای دیگر

با نصب ویندوز ۱۰ متوجه حضور یک مرورگر جدید با نام #MicrosoftEdge   در کنار IE شدم. Edge خیلی مدرن تر و سبک تر از IE به نظر می رسد اما چیزی که شاید مایه نگرانی خیلیها از جمله دانشگاهیان ایران باشد این است که Edge از برخی تکنولوژیهای به کار رفته در سامانه آموزشی گلستان و برخی سامانه های دیگر پشتیبانی نمی کند و قرار هم نیست پشتیبانی کند! لذا یا باید توسعه دهندگان این سامانه ها که کارتابل اداری دانشگاه ما را هم شامل می شود خودشان را تغییر دهند یا ما باید همیشه یک نسخه IE قدیمی همراه خودمان داشته باشیم.

Edge یک تغییر بزرگ در سیاستهای مایکروسافت است و این را از حذف ۲۲۰.۰۰۰ خط کد و اضافه شدن ۳۰۰.۰۰۰ خط کد جدید می توان فهمید!

به شخصه از نابود شدن تدریجی IE خوشحالم چون استانداردها را رعایت نمی کرد و سنگین هم بود.

جزئیات این اتفاق بزرگ را در اینجا بخوانید (انگلیسی است البته)

Share

اولین جرقه برای صنعت میکروالکترونیک ایران

امروز ایمیلی برایم آمد که خبر از جرقه ای در صنعت تقریبا مرده میکروالکترونیک در ایران می داد. رشته ای که علی رغم جذب بهترینهای کنکور، اما در حوزه صنعت تقریبا صفر است. امیدوارم این حرکت از انجمنی که حدود ۵ سال از تاسیسش می گذرد و با سنگ اندازی آمریکا تقریبا در نطفه خفه شده بود و با آزاد شدن دکتر عطاردی گویا دوباره جان گرفته است، شروع خوبی برای پایه گذاری صنعت تولید آی سی در ایران شود. صنعتی که اگر از هسته ای مهمتر نباشد کم ارزشتر نیست.

مصاحبه دکتر عطاردی درباره اولین سمینار انجمن میکروالکترونیک ایران:

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، سید مجتبی عطاردی هدف از برگزاری اولین سمینار انجمن میکروالکترونیک ایران را معرفی این رشته عنوان کرد و گفت: در سال ۲۰۰۴ درآمد از میکروالکترونیک در دنیا ۲۰۰ میلیارد دلار بوده که این درآمد در حوزه سامانه‌های مخابرات و الکترونیک هزار میلیارد دلار براورد شده است. صنعت میکروالکترونیک در کشور صفر است و به هیچ عنوان تولیدی در زمینه چیپ‌های میکروالکترونیک نداریم و به این واسطه، سالانه چند میلیارد دلار ارز از کشور خارج می‌شود.

وی افزود: اما همین ۲۰۰ میلیارد دلار باعث ۵ هزار میلیارد دلار خدمات در زمینه الکترونیک و مخابرات در سطح دنیا شده که این میزان ۱۰ درصد تولید ناخالص در جهان است.

عطاردی افزود: همچنین این درآمد در سال ۲۰۱۴ تا ۳۸۵ میلیارد دلار افزایش داشته  و میزان درآمد حاصل از خدمات این حوزه در این سال ۲ هزار میلیارد دلار برآورد شده است که این از اهمیت و کاربردی بودن صنعت میکروالکترونیک در جهان حکایت دارد.

دانشیار دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: قرارداد وارد کردن صنعت میکروالکترونیک در سال ۵۷ با شرکت‌های آمریکایی بسته شد که به دلیل همزمان شدن آن با انقلاب ۵۷  و شروع تحریم‌های غرب این صنعت هنوز بعد از ۳۴ سال وارد کشور نشده است. اما امروز دانشمندان ایرانی توانایی این را دارند که در صورت حمایت، چند ماهه این صنعت را در کشور راه‌اندازی کنند.

وی  افزود: تقریباً صنعت میکروالکترونیک در ایران در حد صفر است و ما در کشور به هیچ عنوان تولید IC و چیپ‌های میکروالکترونیک نداریم. هم اکنون بیشتر بازار داخلی در دست شرکت‌های خارجی است که این بازار در ۳ ساله آینده حدود ۲۰ میلیارد دلار ارز از کشور خارج خواهد کرد؛ در حال حاضر بیشتر صنایع از جمله صنعت خودرو به خاطر قطعات الکترونیکی به خارج وابسته هستند که این لزوم توجه به صنعت میکروالکترونیک را دو چندان می‌کند.

ریس انجمن میکرو الکترونیک ادامه داد: صنعت میکروالکترونیک از خط قرمز‌های بزرگ در تحریم‌های غرب است و طبق توافق انجام شده نیز تحریم‌های میکروالکترونیک تا ۱۰ سال آینده برداشته نشده و ادامه خواهد داشت که این یک ضرر بزرگی برای صنایع کشور است. همچنین  ۵۰ درصد نفرات اول کنکور در رشته‌های مرتبط با میکروالکترونیک جذب می‌شوند که به دلیل نداشتن بازار کار و حمایت‌های داخلی از کشور مهاجرت می‌کنند؛ به طوری که در حال حاضر ۱۰ درصد درآمد آمریکا از صنعت میکروالکترونیک به دانشمندان ایرانی اختصاص دارد.

Share

فراخوان تعیین نام برای گروه پژوهشی

سایت FarsiOCR.ir فراخوانی به منظور تعیین نام گروه پردازشی خود به راه انداخته و به انتخاب برتر ۲۵۰ هزار تومان هدیه می‌دهد. در صورت تمایل در این فراخوان شرکت کنید:

فراخوان انتخاب نام برای گروه پژوهشی FarsiOCR.ir

فراخوان انتخاب نام برای سایت FarsiOCR.ir

 

Share

نعمتهای فراموش شده

در وبلاگ پکپا این جمله را به نقل از کتاب راز فال ورق خواندم و حیف دیدم که شما نخوانید!

– چقدر غم انگیز است که مردم طوری بار می آیند که به چیزی شگفت انگیز چون زندگی عادت می کنند. یک روز ناگهان، این واقعیت را که وجود دارد بدیهی فرض می کنیم و از آن به بعد، بله از آن به بعد تا نزدیکی های وقتی که می خواهیم دوباره دنیا را ترک کنیم، در این باره فکر نمی کنیم.

هر روز جدید، نعمت تازه ای است که خداوند به ما هدیه می کند، فرصتی گرانمایه است که شاید آخرین فرصت نیز باشد. خدا کند که بفهمیم چه نعمتهای بزرگی در اختیار داریم؛ نعماتی که هر روز نو به نو می شوند و ما انسانهای اسیر روزمرگی آنها را نمی بینیم… کاش تا فرصت باقیست کاری کنیم که هنگام ترک این نعمتها، خیلی پشیمان نباشیم.

Every day is a new gift from Allah - Sh - هر روز نعمت تازه ای است از خداوند

Share

قرارمان چه بود؟

این مطلب ارزش خوانده شدن دارد؛ هرچند زیادی رک نوشته شده است و برخی جاهایش را قبول ندارم! حوصله کنید…

سایت تبیان نامه ای زده بود که سبب شد سری به شبکه اجتماعی تبیان بزنم و در آنجا این مطلب را ببینم و از آنجا که قرار ما ایرانیها نیست که مرجع مطالبمان را ذکر کنیم، با جستجوی مختصری به مرجع تقریبا اصلی این مطلب رسیدم که ظاهرا توسط آقای میرداوود معصومی نوشته شده البته این مطلب صاحبان دیگری هم پیدا کرده مثل آقای روحانی نژاد

تا جایی که فهمیده‌ام قرار نبوده این ‌قدر وقت‌مان را در آخور‌های سرپوشیده‌ تاریک بگذرانیم، به جای چریدن زندگی و چهار نعل تاختن در دشت‌های بی‌مرز.
قرار نبوده تا نم باران زد ، دست‌پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم.
قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن‌های مصنوعی ، خنده‌های مصنوعی ، آواز‌های مصنوعی ، دغدغه‌های مصنوعی.
حتما قرار نبوده بزهایی باشیم که سنگ‌نوردی مصنوعی در سالن می‌کنند به جای فتح صخره‌های بکر زمین.
هر چه فکر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این‌ چنین با بغل دستی‌های‌مان در رقابت‌های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم جانور بهتری هستیم؛ این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟

قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم ، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم؛ بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاه‌ها و مدرک‌های ما رد بشود

باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نیلبک بزند، با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود.
یک کاوه لازم است که آهنگری کند، که درفش داشته باشد، که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند…
قرار نبوده این ‌همه در محاصره‌ی سیمان و آهن ، طبقه روی طبقه برویم بالا.
قرار نبوده این تعداد میز و صندلی کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی‌شک این همه کامپیوتر و پشت‌های قوز کرده‌‌ی آدمهای ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده؛
تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟…
کلا خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست…
این چشم‌ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر، ‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان، برای خیره شدن به جاریِ آب شاید؛ اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.
قرار نبوده خروسها دیگر به هیچ‌ کار نیایند و ساعت‌های دیجیتال به‌ جایشان صبح‌خوانی کنند.
آواز جیرجیرک‌های شب‌نشین حکمتی داشته حتما، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم، و اینطور شب تا صبح پرپر زدن همه‌گیر نشود.
من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز برای بر طرف کردن غم نان ، بشود همه‌‌ی دار و ندار زندگی‌مان ، همه‌ی دغدغه‌ی زنده بودن‌مان.
قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.
قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره‌ها نخوابیده باشیم.
قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا علیه خورشید عالم‌تاب و گرما و محبتش ، زره بگیریم و جنگ کنیم.
قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پای‌مان یک‌بار هم بی‌واسطه‌ی کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.
قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد 🙂 به نشانه‌ی سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم.
چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم ، اما همین‌ قدر می‌دانم که این‌همه “قرار نبوده”‌ای که برخلافشان اتفاق افتاده ، همگی‌مان را آشفته‌ و سر در گم کرده…
آن قدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم ، اما سر در نمی‌آوریم چرا.

Share