چرا نمرم نمیگیره مگه عقل من از سنگه

دیگر ظاهرا سنت شده است که دانشجویان آخر برگه های امتحانی، داستان بنویسند و درد دل کنند. فرقی نمی کند که در انتهای برگه سوال خواهش کنی که داستان ننویسید یا حتی تهدید کنی. دانشجوست و کار خودش را می کند! این البته چندان مشکل ساز نیست چون کتبی است و نگاه به نگاه نمی افتد و حتی گاهی تنوعی می شود در بین فرایند خسته کننده تصحیح برگه.

مشکل آنجایی است که پس از امتحان و مخصوصا اعلام نتایج، به تذکر کتبی و ایمیل و راه حلهای قانونی اکتفا نمی کنند و اعتراض را به کف خیابانها می کشند! به اتاق استاد که می آیند (که البته گاهی این آمدن شکل حمله به خود می گیرد)، سفره دلشان را باز می کنند گویی دو گوش رایگان یافته اند تا هر چه مشکل دارند برایش بیان کنند. اینجا دیگر کار مشکل می شود، آنقدر که بسیاری از اساتید ترجیح می دهند بعد از پایان امتحانات به غیبت صغری بروند.

نمی شود به درد دلهای یک انسان گوش کنی و بعدش بر اساس عدالت نمره بدی؛ می شود؟ برای من که کار سختی است. هم باید مراعات دانشجو را کرد و هم جانب عدالت را کنار نگذاشت…

این شعر را پارسال در جایی دیدم مناسب حال و روز دانشجوهاست در پایان ترم:

تو دانشگاه گرفتارم
چشام گم کرده استادو
بگیر از این دل زارم
عذاب و گریه و دادو

***

چرا نمره نمیگیرم؟
مگه مغز من از سنگه
حنای من چرا پیش
تو ای استاد بی رنگه؟؟

***

میان فاصله ام تا ۱۰
خودت گفتی که کوتاهه
از این نمره که من بردم
چقدر تا افتادن راهه؟؟

***

می خوام درسخون بشم اما
این استادا نمیذارن
تو آزمونهای پایان ترم
سوال سخت میارن!!

از این که بگذریم، یک اتفاق جالبی الان متوجه شدم و آن اینکه رتبه وبلاگم در گوگل (Google page rank) از ۲ به ۳ ارتقاء پیدا کرده!

مطالب مشابه

9 دیدگاه در “چرا نمرم نمیگیره مگه عقل من از سنگه

  1. سلام آقای دکتر خسروی!!!
    کلا از این سایت خوشم اومد!
    فکر نمیکردم حوصله داشته باشید اینجوری با دانشجوها سروکله بزنید!ای ولله!!!

  2. هرچند کلا با نمره مفت دادن  مخالفم
    اما اگه روزی استاد شدم کسی که با یه ابتکار جدید و یه ترفند تازه و باحال بخواد نمره بگیره حتما بهش میدم(چون حداقل این که فکرش کار کرده)

  3. سلام استاد
    حالتون خوبه؟
    این ترم هم بالاخره تموم شد.
    استاد خیلی دوست دارم یه چندتا انتقاد و پیشنهاد راجع به کلاس هاتون بکنم ولی ایمیلتون رو ندارم.( اگه به ایمیلم یه ایمیل بزنید ممنون میشم )
    در مورد این متنی که گذاشته بودید ، به نظر من کلا ما دانشجوها خیلی بد عادت شدیم.وقتی که یه درس رو پاس میشیم ، میگیم خب درست نیست این جوری نمره گرفتن ، ولی وقتی این وضعیت برای خودمون پیش میاد ، خودمون رو به در و دیوار میزنیم که هر جور شده نمره بگیریم ( هر چند که خوشبختانه یا متاسفانه بنده این روش رو بلد نیستم و تا حالا هم این جوری نمره نگرفتم و یا افتاد و یا پاس شدم )
    در حالت کلی فکر می کنم کسی که درس رو بلد نیست و یاد نگرفته و نمره هم نگرفته ( چون ضمن عذر خواهی از ساحت مقدس شما نمره گرفتن با بلد بودن فکر می کنم یه خورده متفاوته توی این دانشگاه – البته در مورد بعضی از اساتید دانشگاه – ) اگه پاس بشه ، واقعا در حق همه به خصوص خود اون فرد ظلم شده و فکر می کنم شما هم به گمراهی بیشتر جامعه کمک کردید . البته همیشه این بین استثناهایی هم وجود داره ، که اگر من جای شما بودم برای کسانی که احساس می کردم لازمه ، به جای نمره دادن ، به اونا یه پروژه میدادم که انجام دادنش مستلزم یاد گرفتن درس باشه ( هر چند که خیلی ها این رو هم می پیچونن ولی از هیچی بهتره ).

  4. سلام آقای ناشناس

    زیرسبیلی یعنی اینکه، کاری می کنم که در عین اینکه همکارم ناراحت نشود، آن طرف هم پاس نشود! با این کار آن همکار عزیز دوباره چنین درخواستی نمی کند!

    خلاصه سخته، ولی ممکنه!

  5. سلام استاد
    اگر من جای شما بودم خیلی دوست دارم نمره قبولی به این دانشجو بدم اما این ترس هم وجود دارد که نکنه این کار رایج بشه و خلاصه دانشجوا بشن داستان نویس
     و بی خیال درس البته احتمالا(۱۰۲%) این دانشجوتون خاطر نویس بوده ولی تر و خشک با هم سوخته میشن ولی بازهم دوست ندارم نمره پاسی بهش ندم!!!
    گیچ شدم!!!
    الان که خوب فکر میکنم اصلا دوست ندارم جای شما باشم، اون اولا خام بودم، اصلا شوخی کردم …

  6. با سلام.خسته نباشید استاد.ازدانشجویان دیروزتون هستم.
    واقعیتیه که خیلی از دانشجویان درگیرشن صد البته که هیچ حقی بهشون نمیدم ولی خیلیا وقتی میبینن با این روش خوب نمره میگیرن زحمت درس خوندن به خودشون نمیدن از این افراد زیاد تو دانشگاه و هم رشته ای های خودم دیدم و متاسفانه اساتیدی هم بودند که کوتاه میومدند و این وسط کسی که خودش تلاش می کرد حقش پایمال می شد.یاد اون دوران بخیر از ما که گذشت.موفق باشید.

  7. عدالت؟!!!!
    دکتر جون مثل اینکه یادت رفته ما داریم توی مملکتی زندگی می کنیم که جامعه ی اون برپایه سه رکن اساسی ” تقلب ، رشوه و پارتی بازی ” استواره.
    گذشت اون زمانی که همه شیفته عدالت علی بودن. الان اگه بخوای بر اساس عدالت رفتار کنی همین مردمی که دم از عدالت می زنن شاکی می شن که یا با ما خصومت داری ، یا آدم عقده ای هستی ، یا نامردی و رفاقت های گذشته یادت رفته و…..
    با این حساب، آقای دکتر هوای آشناها و همکارها رو داشته باش. یه روزی به دردت می خورن (اینجا ایران است!)

  8. با سلام
    جالب بود.
    واقعیتی است بس تلخ……
    جناب دکتر می تونی بگی چه جوری زیر سبیلی حل می کن؟. شاید یه روز به درد ما هم خورد!!!(البته اگر تا اون موقع سبیلی مونده بود و  این جماعت اونرو نتراشیده بودند)
    موفق باشید
     
     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *