در این اوضاع شیر تو شیر تحصیل، به نظر شما هنوز هم علم بهتر است؟ اصلا علم خوب است که بتواند بهتر هم باشد؟ مسلما برای آنکه تشنه علم است، علم خوب و بهتر است لیکن در حال حاضر بنده فکر می کنم علم فقط برای ۲۰% دانشجویان خوب است شاید هم کمتر. چرا که ۸۰% به زور و از روی اجبار اجتماعی به تحصیل روی می آورند. این می شود که در این هفته که هیچ گونه تعطیلی نداشتیم تقریبا هیچ گونه دانشجویی هم نداشتیم و صندلیها بودند که در کلاسها رژه می رفتند. تک و توک دانشجویانی بودند که در دانشگاه حاضر بودند. متاسفانه برخی از اساتید هم از آخر هفته گذشته یعنی درست ۱۰ روز مانده به تعطیلات، دانشگاه را بوسیدند و رفتند.
جالب این است که این همه دانشجو با علاقه شدید به تحصیل و پتانسیل فوق العاده علمی فردا می شوند مسئول بخش فنی کارخانه الف، مدیر عامل کارخانه ب، مشاور پروژه های عمرانی یا پزشک فوق تخصص بیماریهای A و این می شود که شما برای یک مریضی یه خورده غیر عادی به ۱۰ تا پزشک متخصص مراجعه می کنی و ۱۰ تا جواب مختلف و در برخی موارد متضاد می شنوی! اتفاقی که متاسفانه شخصا تجربه کرده ام.
حال هی ظرفیت دانشگاهها را زیاد کنیم و دانشجوی روزانه و شبانه و مجازی و حقیقی بگیریم و به تولید علم کاغذی افتخار کنیم. چوبش را آن دختری می خورد که الکی فوق لیسانس گرفته و حالا مجبور است به خواستگاران لیسانسش پاسخ منفی بدهد. چوبش را آن مریض بدبختی می خورد که سراغ پزشک متخصص اطفال می رود و وی که تازه فارغ التحصیل شده است می گوید فرزندتان (کودک یکساله!) همراهی نمی کند: دوست داری چه دارویی برایش بنویسم (سه هفته قبل بیمارستان خاتم، متعلق به دانشکده پزشکی شاهرود). چوبش را آن مدیر بدبختی می خورد که به مشاور فنی پروژه ساختمانی جدیدش اعتماد کرده و اسکلت ساختمان با یک باد شدید فرو می ریزد، چوبش را شما هم حتما خورده اید، خبر ندارید!
بگذریم، حالا که همه ول کرده اند و رفته اند به پیشواز عید نوروز، پیشاپیش این عید باستانی را به همه ایرانیان عزیز تبریک عرض می کنم.
احتمالا پست بعدی را به خوب و بدهای ۸۸ اختصاص بدهم.