مهدیار

با محاسبات این جهانی، قرار بود هفته‌ی آینده فرشته‌ی کوچکی به جمع دو نفره‌ی زندگی ما اضافه شود؛ اما در آن طرف اتفاقات دیگری در جریان بود، فرشته‌ی کوچک ما بی‌تابی می‌کرد و دوست داشت زودتر پا به عرصه‌ی وجود بگذارد. پسرم عجله داشت و بالاخره در ساعت ۲:۰۹ عصر روز شنبه، ششمین روز ماه مهر مصادف با ۲۶ رمضان، در بیمارستان مهر حضرت عباس علیه السلام، پا به دنیای زمینیان گذاشت و دل جمعیتی را شاد کرد. او آمد و با خود رحمت و برکت را به ارمغان آورد. آنقدر سریع به دنیا آمد که وقتی پرستار مرا صدا زد، ترسیدم که نکند خدای نکرده در حین عمل اتفاقی افتاده، آخر هنوز ۹ دقیقه بود که همسرم به اتاق عمل رفته بود… خیلی سریع به سمت صدا رفتم و شنیدم که گفت بچه‌تون سالم به دنیا اومد، پسره… خیلی خوشحال شدم، آنقدر که بلافاصله ۵ هزار تومان به پرستار هدیه دادم. مادر خانمم هم که از شدت خوشحالی گریه می‌کرد… بیمارستان مهر مشهد، آن روز برای من خاطره‌ای به یاد ماندنی شد… ساعتی بعد که همسرم به هوش آمد، او را به اتاق ۳۲۱ آوردند و لحظاتی بعد هم، پرستار فرزند دلبندم را آورد و چقدر شگفت انگیز بود که کودک تازه متولد شده، بلافاصله شروع به مکیدن شیر مادرش کرد. خدا را هزاران بار سپاس می‌گویم که علی رغم تولد زودهنگام، نیازی به دستگاههای پزشکی برای نگه‌داری پسرم نبود. اسم پسرم را به پیشنهاد همسرم مهدیار گذاشتم، باشد که یاور حضرت مهدی (عج) باشد.

Share