مساله ای به نام جوگیر شدن (انتخابات دهم ریاست جمهوری)

مقدمه

ما ایرانیان خاصیتهای عجیبی داریم که توی دنیا لنگه نداره یا لااقل کم لنگه داره! مثلا علاقه شدید به رعایت نکردن قانون؛ چه در سطح کلان مملکت مثل دولت و سازمانهای بزرگ و چه در سطح خرد مثل همه ما که هر روز سعی می کنیم قوانین راهنمایی رانندگی را در حد اعلی رعایت کنیم! مثال دیگر بزرگنمایی اتفاقات روزمره: آقا خوب شد دیروز نیومدی، یک صف چند کیلومتری تشکیل شده بود که بیا و ببین. ۳ ساعت تمام علاف شدیم… اصلا شعور ندارن، برنامه ریزی بلد نیستن، همش شعار میدن… خیلی زود متوجه میشی که سه ساعت یعنی ۳۰ دقیقه.

نمونه دیگر همین تعارفات زیاد و بیهوده است: میری خونه دوستت، بعد از دو ساعت می خوای برگردی: حالا زوده کجا می خواین برین؟ نه دیگه اگر اجازه بدین رفع زحمت کنیم. خوب امشب همینجا بمونین، جا که هست. درسته ولی فردا صبح کار دارم باید حتما برگردم خونه. ای بابا تعارف می کنین؟ نه به خدا، چه تعارفی (هر دو هم موافقند که مهمان برگرده خونش!) بالاخره گاهی تا مرز دعوا این تعارفات پیش میره!

از این دست رفتارها در بین ما زیاد است.

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش؟

اما یکی از مهمترین و به روزترین خاصیت ما ایرانیان سربلند، جوگیر شدن است. تحت تاثیر جوّ هر کاری می کنیم. توی خوابگاهی، می بینی همه دارن درس می خونن تو هم وجدان درد گرفته و تحت تاثیر جو مثبت موجود، درس خوان می شوی! این البته خوبه. توی خیابونی می بینی همه دارن آسمون رو نگاه می کنن، تو هم جوگیر (به معنی واقعی کلمه جوّ !) شده و ممکن است تا دقایقی مدام به آسمان نگاه کنی و هیچ چیزی هم نبینی!، ریشه یابی که کنی متوجه می شوی اولین بار کسی خون دماغ کرده و سرش را بالا گرفته!

توی جاده ی کویری داری با ماشین میری یکباره می بینی تعداد زیادی ماشین برای استراحت در یک مکان بی آب و علف توقف کرده اند! تو هم با تعجب توقف میکنی! و اگر ریشه یابی کنی می بینی اولین ماشین برای قضای حاجت فرزندش نگه داشته و دیگران هم به هوای اینکه اینجا شاید آب و آبادی باشد توقف کرده اند!

توی محیطی بزرگ شدی که همه پرسپولیسی اند، تو هم قرمز می شی.

یه جا نشستی همه دارن از یکی بد تعریف می کنند، تو هم با وجود اینکه بدی ازش ندیدی بدترش رو تعریف می کنی!

جوگیر شدن یک پدیده فرهنگی است که در فرهنگ ایرانی تبلیغ می شود؛ همه شما شنیده اید که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش!

به نظر شما خوبه آدم همیشه جوگیر بشه؟ آیا شعار «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش» شعار خوبیه؟ یا محافظه کاریه؟ اگر همه همرنگ جماعت باشیم، آیا تغییری در جامعه رخ خواهد داد. آیا این نوعی ترس نیست؟ این نوعی عدم اعتماد به نفس نیست؟ آیا با چنین تفکری پیشرفت رخ خواهد داد؟ خداوند در قرآن چنین رفتاری را مرتبا نکوهش می کند. در بسیاری از سوره های قرآن می بینیم که مردم در پاسخ به سوال پیامبران مبنی بر اینکه چرا رفتار خاصی را انجام می دهید (مثلا بت پرستی) می گفتند همه (پیشینیان) چنین می کردند ما هم چنین می کنیم! این همان جوگیر شدنی است که ما الان اسیر آنیم.

اگر نگاهی به تاریخ بیندازید، به سادگی در می یابید که انسانهای بزرگ نه تنها اسیر جو نشده اند که غالبا جوّ موجود را شکسته اند. از پیغمبر اسلام بگیرید تا امام بزرگوار و شخصیتهای دیگری چون ماندلا و ماهاتما گادندی و ماهاتیر محمد.

دهمین انتخابات ریاست جمهوری

و اما چیزی که امروز مصداق دارد  جوگیری انتخاباتی است…این روزها افرادی را می بینیم که به شدت احمدی نژاد را تخریب می کنند و موسوی را تمجید. و اگر کنجکاوی کنی می بینی که عمدتا جوگیر شده اند، این موضوع از پاسخهای نامربوط آنها مشخص است.

رئیس جمهور یک کالای خانگی نیست که بخواهیم از روی چشم و هم چشمی انتخابش کنیم، کالای لوکس هم نیست که بخواهیم بر اساس شکل و شمایل ظاهری اش انتخاب کنیم (یادمه در دوره قبل خبرنگاری به احمدی نژاد گفت: قیافه شما به درد رئیس جمهوری نمی خوره! احمدی نژاد در پاسخ گفت: به درد نوکری مردم که می خوره). تیم قرمز و آبی هم نیست که تحت تاثیر جو به سراغش برویم. رئیس جمهور روسری و شال گردن هم نیست که تحت تاثیر جوّ  رنگش را سبز کنیم.

با چند تن از همکاران در سر سفره ناهار نشسته بودیم که دیدم دارند به شدت از احمدی نژاد بد تعریف می کنند. پرسیدم چرا فکر می کنید موسوی از احمدی نژاد بهتر است؟ یکی گفت: احمدی نژاد فاتحه کشور رو خونده، [معذرت می خوام] ر..ده!، ما رو چه به لبنان و آمریکای لاتین! رفته با هر چی کشور عقب مونده است ارتباط برقرار کرده. وقتی می پرسم یعنی چی که فاتحه ما رو خونده؟ به من می گوید، خاتمی حقوق ما را دو برابر کرد، احمدی نژاد حقوق ما را زیاد نکرد!! مثلا داره کمک می کنه به محرومان! من واقعا متاسفم که همکارم چنین تفکری دارد. در پاسخ به روابط با کشورهای ضعیف باید بگویم که امام بزرگوار ما همین را می خواست، ایشان می خواستند که اتحاد جماهیر اسلامی در سراسر جهان به راه افتد و انقلاب ایران به تمام جهان صادر شود. مگر مردم کشورهای ضعیف، با ما چه فرقی دارند؟ آنها انسان نیستند که نباید با آنها رابطه داشت؟ ضمن اینکه همین ارتباط با آمریکای لاتین و آفریقایی که شما دم از مسخره بودن آن می زنید، الان تن اسرائیل و آمریکا را به لرزه درآورده است. ما قدر احمدی نژاد را نمی دانیم، باید به مصایب مردم فلسطین و لبنان و کشورهای بدبخت عربی دچار شویم تا بدانیم داشتن یک رئیس جمهور قدرتمند و شجاع و یک کشور عزتمند چه نعمت بزرگی است. باید چند صباحی عرب شویم و طعم ذلت و وابستگی را بچشیم تا قدر احمدی نژاد را بدانیم. آی دوستان عزیزی که فقط به فکر شکم هستید و فکر می کنید رئیس جمهور تنها باید پول نفت را به سر سفره هایتان بیاورد، کمی تامل کنید. رئیس جمهور تنها والی شکم نیست، والی فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی هم هست. ریاست جمهوری تنها کاهش تورم نیست، اقتدار ملی هم هست. رئیس جمهور تنها رئیس جمهور تهران نیست، رئیس جمهور کپرنشینان هم هست. سری به مناطق دورافتاده بزنید ببینید قبل از احمدی نژاد کدام رئیس جمهور را دیده بودند؟ رئیس جمهور تنها قرار نیست پل بزند و کارخانه پتروشیمی افتتاح کند، باید بتواند در جوامع بین المللی هم حرف بزند نه اینکه در صحبتهای مردمی هم دچار تناقض و تپق شود. رئیس جمهور باید مرد عمل باشد نه اینکه در ساختمان ریاست جمهوری بنشیند و کاغذ گفتگوی تمدنها امضا کند و مدام تنش زدایی کند. تعریف کردن و کرنش در برابر قدرتها (که آقایون به عنوان تنش زدایی می شناسند) که کار سختی نیست، هنر آن است که حق را بگویی هر چند به ضرر تو باشد. کاری که احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا و کنفرانس ژنو کرد از نظر برخی خودکشی بود و ایجاد تنش می کرد ولی احمدی نژاد که دست پرورده انقلاب خمینی کبیر است بی هیچ واهمه ای کرد.

در پایان مهم نیست که در دانشگاه ما بدون اینکه از ما امضایی بگیرند آمده اند و بیانیه دفاع از موسوی را از طرف اعضای هیات علمی صادر کرده اند! مهم این است که قاطبه مردم قدر نعمت را می دانند و شکرگزارند. مهم این است که در شهرهای دورافتاده تنها احمدی نژاد است که ستاد انتخاباتی مردمی دارد و آنها نامزد دیگری را نمی خواهند بشناسند! مهم این است که در شهری که حامیان احمدی نژاد ساختمان خالی برای ستاد پیدا نکرده اند، در فضای باز برای او ستاد انتخاباتی زده اند…

تا اطلاع ثانوی به احمدی نژاد رای می دهم

راست گفته اند که تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد. تا قبل از اینکه سخنرانیهای میر حسین موسوی و محسن رضایی را بشنوم قصد داشتم به یکی از این دو رای بدهم، و البته بیشتر نظرم به میرحسین بود. لیکن تپقهای میرحسین در میان سخنرانیهایش به علاوه­ ی اطرافیانش و رویاپردازیهایش (مثل اینکه در کابینه­ ام از زنان استفاده خواهم کرد و یا فلان حزب چون ایرانی است با آنها مدارا خواهیم کرد) فعلا نظرم را عوض کرده. در مورد آقای محسن رضایی هم که بر خلاف انتظار می­ بینم کار خودش و سایتهای خبری­ اش (تابناک، آینده و ایفنا) شده کوبیدن احمدی نژاد. خدا پدر کروبی رو بیامرزه (هر چند به خاطر سنش و برخی مسائل دیگه بهش رای نمی دم) لااقل به طور مستقیم دولت فعلی را تخریب نمی­ کند. از حق نگذرم، احمدی نژاد هر چند ایده آل نبود، لیکن کارهای زیادی کرد که الان همه دیگر کاندیداها که تا چندی پیش مشغول مسخره کردن این کارها بودند، آنها را تایید می کنند. مواردی که مرا مجاب می کند همچنان به احمدی نژاد رای دهم:

۱٫ ساده زیستی و دینداری خودش

۲٫ سخن گفتن روان و بدون تپق در هر کجا که باشد

۳٫ شجاعت منحصر به فرد در روابط خارجی

۴٫ پیشرفتهای علمی که مدیون توجه احمدی نژاد به بخش تحقیقات بوده (انرژی هسته ­ای، پزشکی، هوافضا)

۵٫ توجه ویژه به شهرهای کوچک و روستاها، اگر همین خضری (موطن اصلی خودم) را بخواهم مثال بزنم، در تمام طول انقلاب تنها یک مدرسه جدید ساخته شد و حتی آسفالت خیابانهایش ۱۰ سالی یکبار عوض نمی­ شد، لیکن در ۴ ساله احمدی نژاد، ۵ مدرسه و خوابگاه جدید تاسیس شد، ورزشگاهی که ۷ سال نیمه تمام رها شده بود خیلی زود ساخته شد. سازمانهای متعددی از ثبت احوال گرفته تا سازمان تبلیغات اسلامی تاسیس شد و مهمتر از همه، اینکه گازرسانی که بیشتر شبیه رویا بود، انجام شد. برای من که سالی چند بار به آنجا می روم، پیشرفت کاملا مشهود است.

۶٫ سهام عدالت که تا همین دیروز به گفته­ ی سیاسیون و اقتصادیون، گداپروری بود ولی این روزها همه می خواهند آن را ادامه دهند.

۷٫      سهمیه بندی بنزین؛ اقدامی بود که تنها از احمدی نژاد برمی­ آمد!

۸٫      افزایش وام ازدواج به چهار میلیون (چهار برابر وامی که بنده در سال ۸۴ گرفتم!)

۹٫      طرح صندوق مهر و مسکن مهر که باز هم دوستان می­ خواهند آن را ادامه دهند

۱۰٫  سفرهای به شدت استانی که باز هم احساس می کنم تنها از روحیه­ ی فردی مثل احمدی نژاد برمی­ آید. خیلی از علمای سیاست تا همین دو هفته پیش این سفرها را عقده­ ی گردشگری رئیس جمهور می­ خواندند، لیکن حالا همه می خواهند با تغییراتی آن را ادامه دهند.

۱۱٫  افزایش قابل ملاحظه­ ی حقوق بازنشستگان و کارمندان

۱۲٫ اولین باریست که احمد توکلی (سایت الف) داره از او دفاع می کنه!

۸ماهگی مهدیار

امروزه با توجه به مشکلات فراوان اقتصادی و غیر اقتصادی! خیلیها تن به ازدواج نمی دهند؛ مثل همکارم که با وجود سن زیاد، به دلیل اینکه ازدواج محدودیتهای زیادی را ایجاد می کند، ازدواج نمی کند. حق دارد؛ زندگی مشترک محدودیت زیاد دارد؛ البته برای هر دو طرف؛ لیکن شیرینیهایی هم دارد که به آن سختیها می ارزد و بیشتر. یکی از مهمترین آنها، فرزندان دلبندی است که تا داشتن آنها را تجربه نکنی از درک نعمتش عاجزی!

پسر قند عسلم مدتی است که وارد هشتمین ماه زندگی شده و این روزها، هر چه به دستش برسد می خورد!