بشارتهای ظهور

فکر می کنم حدود ۷-۸ سال پیش بود که زندگی نامه علامه بهلول گنابادی که از نوابغ دهر و اهل گناباد (به نوعی همشهری) بود را مطالعه می کردم. وی مرد عجیبی بود و کرامات بسیاری داشت لیکن آنچنان که باید مشهور نبود. برای آشنایی با این مرد فرزانه به کتاب بهلول اعجوبه قرن چهاردهم مراجعه فرمایید.

در این کتاب که نویسنده اش یکی از همراهان بهلول است، در جایی از ایشان سوال می کند که به نظر شما ظهور چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟

علامه بهلول در پاسخ می گوید، از نظر من هر ۱۰۰ سال شمسی متعلق به یکی از ۱۴ معصوم است و قرن چهاردهم متعلق به حضرت ولی عصر (عج) است و انشاءالله ظهور در این قرن اتفاق خواهد افتاد. (چون کتاب در دسترسم نبود نقل به مضمون کردم)

این مطلب آن زمان مرا خوشحال کرد ولی چندان جدی نگرفته بودم. امروز داشتم مصاحبه جناب حجه الاسلام حاجتی را می خواندم (امام جمعه اهواز و شخصی که قیام مصر را پیش بینی کرده بود) سخنی از امام گفته بودند که باز اشاره به عدد ۱۴ کرده بود؛ یادم از این گفته بهلول افتاد و خوشحالی ام بیشتر شد. بخشی از این مصاحبه را بخوانید:

نگاه امام به انقلاب اختلاف بسیار عمیقی با نگاه روشنفکران غربی داشت، امام نسبت به انقلاب می فرمودند: این انقلاب بارقه الهی است و یک معجزه بود و از همان ابتدا مبدأ انقلاب را مشخص کردند و یک نسیم روحانی و یک دست غیبی بنای این انقلاب را گذاشت. مرحوم حاج اسماعیل دولابی نقل می کردند که پیش از انقلاب اسلامی حدود سال های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، امام در مورد این حرکتی که در قم شروع کرد، می‌فرمود در قم نمی گنجد و چه بسا در ایران هم نگنجد، ببینید که امام کجاها را می دیدند. همین موضوع که از قول آقای عسگراولادی نقل شده است که: ساواک ما را تحت پیگرد قرار داده بود، همان موقع وارد بیت امام شدیم، امام در ایوان خانه نشسته و دیدند که من مضطرب هستم، فرمودند راهی که شروع کردیم سه مرحله دارد، اول ایران را اسلامی می کنیم، بعد جهان اسلام را بیدار می کنیم و مرحله بعد می‌رسیم به عصر ظهور. معلوم بود که امام یک معمار بسیار دقیقی بودند که از رسالت تاریخی خود آگاه بودند. معتقدم که امام از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی از رسالت تاریخی خودشان آگاه بودند. به تعبیر برخی از اندیشمندان، امام سیر تطوری دنیا را تغییر داد، یعنی حرکت بشری را که به سمت مادیت حرکت می کرد، تغییر داد و اکنون آثارش را می بینیم.

وقتی در آن دوران، شورای فرماندهی سپاه نزد امام می آیند، مسئول وقت سپاه گزارش هایی را خدمت امام می دهند که نگران کننده بوده، امام فرمودند ما پرچم این انقلاب را به دست صاحبش می سپاریم. امام به آقای منصوری فرمودند که صبور باشید، امیدوارم که این پرچم را به دست امام زمان بسپاریم و سپس بشارت می دهند. در خاطرات آقای بشارتی هم آمده است که اوایل انقلاب خدمت امام رفتم تا گزارشی از اقدامات براندازانه شریعتمداری بدهم. امام پس ازشنیدن سخنان من فرمودند که نگران نباشید این انقلاب به دست امام زمان می رسد. بعد آقای بشارتی می گوید از امام پرسیدم آیا شما در دوران ظهور هستید؟ که امام سکوت کردند، دو مرتبه سوالم را پرسیدم و امام همچنان سکوت کردند! امام وقتی در پاریس بودند، فرمودند: در پاریس که بودم، مطمئن شدم که این مسئله بشری نیست و دست هایی در کار است و در مدرسه علوی وقتی که برخی از آقایان اصرار می کنند در قضیه تلفن مرحوم آیت الله طالقانی که امام دستور شکستن حکومت نظامی را دادند، برخی از لیبرال ها این مطلب را در آن زمان بیان کردند که ایشان با فضای ایران آشنا نیست که امام در جواب ایشان فرمودند که این امر اگر امر من نباشد چه می گویید!
امام هیجان زده نمی شدند، امام نه خوشحالی بی حد و حصر داشتند و نه بی دلیل نگران می‌شدند. بسیار متعادل بودند و حتی حرکات امام به قول مرحوم دوانی دارای موازنه و بسیار متعادل بود. دست خط امام به قول روانشناسان، حاکی از تعادل روحی امام بود. امام مسایلی را بیان کردن که ما به سادگی ازکنار آن می‌گذشتیم، امام در تبیین ولادت پیامبر فرمودند: زمانی که پیامبر متولد شدند، ۱۴ کنگره از کنگره های کاخ کسری فروریخت و بعد فرمودند که چرا ۱۴ تا و ۱۵ تا نشد، امام فرمودند که چه بسا پس از ۱۴ قرن محمد صلی الله علیه وآله و سلم جهانی خواهد شد و در یکی از فرمایشات‌شان امام کد دادند که در قرن چهارده باید منتظر حوادثی باشیم یعنی همین قرنی که الان در آن هستیم. متن کامل مصاحبه را بخوانید

مطالب مشابه

3 دیدگاه در “بشارتهای ظهور

  1. با سلام
    مطالب شما خوب و مفید هستند.
    اما …
    مهم تر از آن این است که ما اثباتی برای حرفمان داشته باشیم.
    و از جنبه ی علمی به این مسئله نگاه کنیم.

    • @صبا
      سوره حجرات آیه ۱۴ را بخوانید لطفا

      اسلام با ایمان فرق دارد
      اسلامی شدن یک کشور یعنی اینکه احکام اسلامی جاری شود نه اینکه سر تا پا همه مردم و مسئولین مومن شوند. اسلام آوردن منظور تسیلم شدن ظاهری در برابر احکام اسلام است، ایمان تسلیم قلبی است. در حکومت رسول الله و امیر المومنین هم افراد ناباب و مردم ضعیف الایمان کم نبودند بلکه مومنین خیلی کم بودند: امثال ابوذر و مقداد و سلمان شاید به ۱۰ نفر هم نرسند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *