محرم 88 در خضری از نگاه تصویر

پسرم مهدیار در لباس مشکی

من، علی غلامی و حسن الهی در کنار ضریح امامزاده عبدالله کارشک

آبدارخانه مسجد امام حسین (ع) خضری

مسجد امام حسین علیه السلام

حسن، بهار و سجاد در انتظار شام نذری!

روستای کارشک (امام زاده عبدالله)

هیات سینه زنی ابوالفضلی در آستانه حرکت به سمت امامزاده عبدالله - پدر و برادر از سوز سرما دست در جیب کرده اند

روستای کارشک (امام زاده عبدالله)

روستای کارشک (امام زاده عبدالله)

برادر رضا و علم هیات سینه زنی

مراسم «حیدرعلی» در حول نخل - صحرای قتلگاه خضری

مطالب مشابه

Share

11 دیدگاه در “محرم 88 در خضری از نگاه تصویر

  1. باسلام خدمت همه همشهريان عزيزوشماكه  خدمتي براي اطلاع رساني عموم انجام ميدين عكساتون قشنگ بودولي اون عكس دومي خيلي نظرموگرفت (حسن الهي)خيلي وقته بي معرفتونديدم ازطرف من بهش سلام برسونين درضمن يك انتقادداشتم اگه بيشترارتقائش بدين عكسهاروبهتره

  2. جوجه و بچش زیاد مهم نیست!

    شر گفتی و دست برداشتی! یک لحظه آروم و قرار نداره. همین الان داره صندلی کامپیوتر رو آنالیز می کنه!

  3. بنده خودم رو عرض کردم……

    درکم از شیعه بودن اندازه ی جوجه ای بیش نیست….

    درضمن جوجه مگه چیشه؟؟؟؟ کلی نازه…. ازون زرد های خوشگلش…

    دقیقا مثل همون آقا کوچولوی خوشگل در ابتدای مطلب…. اشتباه نکنم پسرتونه؟؟؟؟ بش می خوره یکم شر باشه…

  4. “جوجه شیعه ها” دیگه چه صیغه ایه آقای رضوانی؟! اصلاً جالب نیست…
    ایول داداش! راستی جیگرعمو با این لباس مشکی ؛ بانمک که بود با نمک تر شده!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *