مکان: مشهد، خیابان ملاصدرا، ماشین شویی
زمان: ساعتی پیش
آقا این ماشین ما رو لطف کنید بشویید.
- یک نیم ساعتی طول میکشه تا نوبتت بشه، میتونی سوئیچو بذاری و بری
باشه، پس من می رم یک ربع دیگه میام
یک ربع بعد:
ماشینم برخلاف سایر ماشینها زودتر شسته شده و داخل پیاده رو در جهتی پارک شده که درب سمت شاگرد نزدیک دیوار است. آقای صاحب کارواش خودش توی ماشین نشسته بود. آمد بیرون با چهرهای اندک نگران
آقا چقدر باید تقدیم کنم؟
- ۲۰۰۰ تومن، انعام بچه ها رو هم لطف کنید
۲۵۰۰ دادم و خیلی ممنون و خداحافظ
رفتم از عابر بانک کمی پول بردارم. ماشینو پارک کردم که یکباره دیدم درب سمت شاگرد از دو قسمت تو رفته!! با تعجب و عصبانیت برگشتم کارواش، گفتم درب ماشین رو به کجا زدین؟
- چی میگی… ماشینت کثیف بوده، ما کاری نکردیم.
آقا من سالم ماشینو تحویلت دادم
- نخیر آقا ماشینت خورده، خودت نمیدونستی!
عصبانی شدم گفتم من بیمه بدنه دارم، مرد باش و بگو زدم لااقل دلم خنک شه بدونم کی زده!
- با حالت تهاجمی گفت برو بینم بابا ماشینهای ۲۰۰ میلیونی رو می زنیم به در و دیوار چیزی نمی گن!!، تو با این ماشین ۲۰۰۰ تومنیت! خودت رو مسخره کردی (خودروی ملی رو فرمودند).
من هم با حالت تهاجمیتر! خواستم گروه فشاری عمل کنم که دیدم مرده مسنّه و بی ادبیه…، بقیه همکاراش هم جلوگیری کردن و گفتن آقا بی خیال… آخر سر گفتم مهم نیست ولی یک روز باید جواب بدی و رفتم…
پدر پول بسوزد که چنین خوارت کرد! مرد باش مرتیکه!!





