یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

مردان خدا پرده‌ی پندار دریدند
یعنی همه‌جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند، همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند، همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک فرقه به عشرت درِ کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سرِ انگشت گزیدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
مرغان نظرباز سبک‌سیر «فروغی»
از دامگه خاک بر افلاک پریدند

Share

13 نظر در “یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

    • بسم الله الرحمن الرحیم
      ۱.مراد از مردان خدا مخلصین هستند که به مقام عقل رسیدند و از بند قوه وهم و پندار رها شدند و درنتیجه ادراک کلیات می کنند و به تجرد رسیدند و دیدشان توحیدی شد و هر چه می بینند خدا می بینند.
      ۲.از آنجایی که به مقام عقل رسیدند، از باب یفعلون ما تامرون هرچه امر شد همان را انجام دادند و معصوم شدند
      بخل من لله عطا لله بس
      جمله لله ام نیم من آن کس
      هر دستی که گرفتن بخاطر دستی بود که به خدا داده بودند و اگر حرفی به کسی زدند حرفی بود که از خدا شنیده بودند و فقط واسطه امین فیاض بودند…
      ۳.طایفه ای که سرشت تشان بر مکافات است همان طبیعت انسان یا بدن مادی است که برای عمل آفریده شده…
      مقامات فوق عقل و سر انسان برای لقاء و شهود استعداد دارد
      ۴.پیر خرابات عقل است و مریدان او عساکر و قوای تحت اویند..
      ۵.شیخ مناجات بالاتر پیر خرابات و مقام فوق عقل است به همین دلیل نزدیک است و نجوا می کند با حقیقت عالم، عقل خود مرید و شاگرد فوق عقل است.
      ۶.فرقه ای که در عشرت را گوشند عارفانی هستند که به مقام بهجت و سرور رسیدند..
      یک عده بهدحیرت سر انگشت گزیدند منظور کسانی هستند که مقام حیرت رسید، که رب زدنی فیک تحیرا…
      ۷.منظور مقام ملائکه مهیمنین است که اصلا به غیر خدا سجده نکردند چون غیری ندید و از هیچ چیز اصلا از مخلوقات منصرفند خبرندارند و از خودشان هم خبر ندارند…
      کسانی که می دوند و نمی رسند بله دورتر می شوند ظالین و گمراهان اند..
      ۸.رهگذر آدم خاکی دنیاست که محل ابتلا است، دانه های افشانده شده همین آیات و علوم و معارف است که اگر انسان از این دانه ها بخورد کم کم در دام ملکوت عالم می افتد و چه خوش دانه و دامی…
      ۹.پیران سحرخیز عارفان کاملی هستند که اگر دست در دست آنها راه طی کنی می توانی از ملک به ملکوت سفر کنی
      زیرا آنها نه اهل دنیایند و نه حتی اهل آخرت بلکه اهل الله اند..
      ۱۰.مراقب باش برای طی سیرو سلوک گرفتار رهزن نشوی و بجای دست دراز کردن بسوی عالمان حقیقی دست به مدعیان ندهی
      ۱۱.در ادامه بیت قبلی احوال مدعیان دورغین عرفان را بیان می کند که در بازار حقیقت که همان یوم تبلی السرار است که یوم الحشر است و انسان کرده خود را میابد، اعمالشان ارزشی ندارد.
      ۱۲. مرغان نظر باز سبک سر انسانهایی هستند که جانشان آنسویی است و طلب ملکوت و بالا را دارند و مانند دنیا دوستان اثاقلتم علی الارض نشدند و به قول جناب مولوی رحمت الله علیه :
      جان گشاید سوی بالا بالها
      تن زده اندر زمین چنگالها

  1. به نظرمن از هر دست بدی از همان دست بگیری ..فقط دادن وسیله یا چیزی نیست… کلی میگه. هر کار خوب یا بد. هر عکس العملی که انجام میدی کائنات بهت برمیگردونه. همون قانون کارما

    • سلام. یک مصداقش احتمالا همان ضرب‌المثل متداول ماست که می گوییم از هر دست بدهی از همان دست می گیری. یعنی مثلا اگر در سختی ها به فریاد دیگران برسی، وقتی خودت به سختی گرفتار شوی، دیگران به فریادت می رسند.

  2. با سلام.
    یه بنده خدایی بود اون قدیما این شعر رو با آهنگ دلنوازی خونده بود، حتما یادتونه، من دنبال دانلود همون آهنگ هستم
    اگه ممکنه راهنمایی کنید.
    ممنونم از لطفتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *