دنیا محل ماندن نیست

خداوند در زندگی هر انسانی، رویدادهایی خلق می کند که باعث عبرت است. یکی از این رویدادها، جابجایی محل زندگی یا کار انسان است که هر ازگاهی ممکن است رخ دهد. معمولا این رویداد با یک غم پنهان یا آشکاری همراه است. غم جدایی از محیطی که مدتی به آن انس گرفته ایم. غم دوری از دوستانی که مدتها با آنها حشر و نشر داشته ایم و غم مواجهه با محیط جدید و شاید ناشناخته
اگر به گذشته تان نگاه کنید، احتمالا صحنه های اثاث کشی خودتان، همسایگان یا اقوام را دیده اید. معمولا این صحنه ها با اشکهایی همراه است. من این طور موارد را زیاد دیده ام، از کودکی که برخی اقوام و دوستان شهر و دیارمان را (به امید زندگی بهتر در شهرهای بزرگ) ترک کردند تا دوران دانشجویی و تغییر خوابگاهها و دوران دکتری در خوابگاه متاهلین دانشگاه تربیت مدرس که هنوز صحنه اثاث کشی احمد را که هم دوست بود هم همسایه، خوب در خاطرم هست. حتی یادآوری آن صحنه ها و عکسها عبرت آموز است. همه اینها یک عبرت بزرگ دارند:
#دنیا_محل_ماندن_نیست، … روزی آمده ایم و به زودی خواهیم رفت…
نحوه رفتن اما خیلی مهم است. امیرالمومنین امام علی علیه السلام می فرماید:خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَهً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ .
با مردم آنگونه معاشرت کنید، که اگر مردید بر شما اشک ریزند، و اگر زنده ماندید، با اشتیاق سوى شما آیند (حکمت ۱۰ نهج البلاغه)

روزی کـــه تـــو آمــدی بــه دنیـــا عریـــان،
جمعـــی بـــه تـــو خنــــدان و تـــو بـــودی گریـــــان،
کــــاری بکــن ای دوست کـــه وقت مـــردن،
جمعــــی بـــه تـــو گریـــان و تـــو باشـــی خنــــدان

مطالب مشابه

Share

اسمع، افهم یا فلان ابن فلان

اسمع، افهم یا فلان ابن فلان… بشنو و بفهم آی فلانی پسر فلانی

این جمله شدیدا تکان دهنده، ابتدای کلماتی است که به میت در قبر تلقین می کنند. در حین گفتن این کلمات، فرد تلقین خوان، بازوان مرده را محکم تکان می دهد…

چند روز قبل یکی از اقوام به رحمت خدا رفت (خدا بیامرزدش) و در جریان آن از هنگام تحویل جنازه تا غسل و تشییع جنازه در حرم امام رضا علیه السلام و دفن در بهشت رضا، حضور پیدا کردم. گواهی می دهم که هیچ مکانی به اندازه غسالخانه و هیچ زمانی به اندازه زمان خواندن کلمات تلقین، بیدار کننده و هشدار دهنده نیست.

غسالخانه جایی که هر چند دقیقه یک جنازه جدید به جمع جنازه ها اضافه می شود و مردمی را می بینی که برخی قرآن می خوانند، برخی ضجه می زنند و برخی دیگر می ترسند بر سر جنازه ظاهر شوند و غسل دهنده را می بینی که گویی در حمام است و هیچ برایش تفاوتی نمی کند که این که می شورد مرده است یا زنده! مردگانی که تا روز قبل در جمع ما بوده اند و مایی که همچنان عبرت نمی گیریم … گویی مرگ تنها برای دیگران است.

قبر، قبرستان

اما لحظات تلقین میت (+) بسیار تکان دهنده است. مرده را در میان گریه و زاری بستگان به درون قبر می گذارند و … اسمع افهم یا فلان ابن فلان  بشنو، بفهم ای فلانی پسر فلانی و تکانهایی که به شانه اش می دهند انسان را تکان می دهد. و بعد پرسشهایی از میت که آیا بر عهد خود باقیمانده ای از شهادت بر وحدانیت خدا و پیامبری رسول و امامت امامان 12 گانه …  سپس سنگهای لحد و خاکهایی که قبر را پر می کنند و مرده ای که تا لحظاتی دیگر تنها می شود و باید پاسخگوی فرشتگان الهی در شب اول قبرش باشد.

در پایان، این داستان (+) هم شنیدنی است: ادامه خواندن Continue reading

Share

آثار باستانی و تفکری که مغفول مانده

حسن صيقل گويد: از امام صادق (ع ) درباره آنچه مردم روايت ميكنند كه : (يك ساعت انديشيدن بهتر از عبادت يك شب است) پرسيدم و گفتم : چگونه بينديشد؟ فرمود: از خرابه يا خانه اي كه مي‌گذرد بگويد:

ساكنينت كجايند؟ سازندگانت كجايند؟ چرا سخن نميگوئى؟ اصول كافى ج : 3 ص : 91 روايت 2

در این سالهای اخیر و با بروز شخصیت عجیب جناب اسفندیار، توجه ویژه ای به آثار باستانی می‌شود، مردم بسیار دغدغه دارند که آثار باستانی حفظ شود و ثبت ملی شود و ثبت یونسکو شود و چه و چه. آنقدر آثار باستانی مهم شده که کم مانده آنها که ندارند به فکر ساختن این آثار بیفتند! آنقدر مهم شده که اگر به کاروانسرای مخروبه‌ای در گوشه‌ای از بیابان، کم‌محلی شود، «20:30» و «کلاغ نیوز» و «بالاتر از خبر» به سراغش رفته و مسئولین را متهم به تساهل می‌کنند.

اما این همه اهمیت برای چیست؟…

هیچ فکر کرده ایم که آثار باستانی واقعا چه ارزشی دارند؟ آیا فقط برای نشان دادن این است که ما پیشینه تاریخی خوبی داریم؟ آیا برای ثبت ملی و بین المللی و فخر فروشی به سایر اقوام و ملل است؟ آیا برای تفریح و گردشگری و جذب توریست است؟ آیا برای این است که هر از چندگاهی میراث فرهنگی آنها را مرمت کند و خبری در تلویزیون پخش شود و اهالی آن منطقه خوشحال؟

برای خود من مدتهاست این سوال وجود دارد، که واقعا اهمیت آثار باستانی و مخروبه‌های تاریخی در چیست؟ چرا اینقدر به آنها بها می‌دهیم؟ این همه اهمیت دادن هضم نمی‌شد، هنوز هم حل نشده…

نظر قرآن در باب آثار گذشتگان

فانظروا کیف کان عاقبة الذین من قبل کان اکثرهم مشرکین (روم 42)

قرآن سخنی از دیدن برای لذت بردن و تفریح نمی کند، می گوید ببینید عاقبت گذشتگان شما چه شد؟ ساکنین این برج و باروها به کجا رفتند؟ عبارت فانظروا بارها در قرآن در پی عبارت سیروا آمده است، یعنی سیر کنید و در آثار گذشتگان نظر کنید، نظری برای عبرت گرفتن نه برای به‌به و چه چه گفتن…

لیکن خدا هم می‌داند که برای امثال نویسنده این حرفها فایده‌ای ندارد چرا که دنیای در دسترس را دوست داریم و آخرت را رها می‌کنیم: بل تحبون العاجلة و تذرون الاخرة (قیامت 20)

ما اصولا دنیا را دوست داریم و هزار هم در گوشمان بخوانند، باز آخرت حرف نسیه‌ای است که تا نمردیم باورش نخواهیم کرد. حرف آن هم که زده می‌شود با گفتن این که «اینقدر حرف از مرگ و میر نزنید» بحث را عوض می‌کنیم… داریم زندگیمان را می‌کنیم، ما را چه که آخرش به کجا می‌رسیم! کو تا مرگ!

مشکل زمانی حل می‌شود که با تفکر قلبمان را بیدار کنیم، تفکری که شاید هنوز درست نمی‌دانیم چیست؟

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يَقُولُ

نَبِّهْ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ وَ جَافِ عَنِ اللَّيْلِ جَنْبَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّكَ   اصول كافى ج : 3 ص : 91 روايت 2
اميرالمؤ منين (ع ) مى فرمود: با تفكر دل خود را بيدار ساز و در شب پهلو از بستر خواب بدور دار، و از الله، پروردگارت، پرواكن

مطالب مشابه

Share