محرم 91 در خضری

شکر خدا را که در پناه حسینیم       گیـتی از این خوبتـر پنـاه نـدارد

از امام جعفر صادق علیه السلام روایت شده است که رسول خدا (ص) به حسین علیه السلام نگاهی کرد در حالی که در مقابلش بود؛ پس او را روی دامن نشاند و فرمود: همانا بر اثر کشته شدن حسین حرارتی در دل های مؤمنان ایجاد می شود که هرگز خاموش نخواهد شد.

نَظَرَ النَّبِيُّ ص إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ هُوَ مُقْبِلٌ فَأَجْلَسَهُ فِي حِجْرِهِ وَ قَالَ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ‏10، ص: 318

 

 

چند پیوند مفید:

عکسهای بیشتر از محرم خضری (همه چی آنلاین)

تغییر رنگ تربت امام حسین به قرمز در روز عاشورا + عکس و فیلم

مرگ بالینی ملک عبدالله

قواعد ظهور محقق شده است، آماده شویم

نگویید حسین را منتظرانش کشتند

مطالب مشابه

Share

لا یوم کیومک یا اباعبدالله

امسال ایام محرم را دور از اینترنت و در دستجات عزاداری شهرم خضری گذراندم، جای همه دوستان خالی؛ چه در میان هیات “سینه زنی ابوالفضلی” چه در هنگام خوردن غذاهای نذری و چه در آبدارخانه مسجد. یاد قدیما کردیم و عقده ها رو وا کردیم.

شب عاشورا خواب عجیبی دیده بودم که هیچ تعبیری برایش به ذهنم نمی رسید: همسایه ما (حسین یاسین) یکی از هیاتهای زنجیرزنی را برای شام دعوت کرده بود. جمعیت زیادی آمده بودند طوریکه عده ای از مردم داخل کوچه نشسته بودند و داشتند غذای نذری را صرف می کردند (در واقعیت هم شب قبلش این دعوت صورت گرفته بود). در این میان ناگهان تعدادی خودرو، وحشیانه به میان جمعیت زدند و مردم سراسیمه پراکنده شدند، پدری که پسرش روی پایش نشسته بود و داشت به فرزندش غذا می داد به زیر یکی از ماشینها رفت و جان سپرد. من و دوستان برای اینکه از سرعت خودروها کم کنیم با سنگ به شیشه ی ماشینهایشان می زدیم ولی آنها مثل دزدانی که از پلیس فرار می کنند با سرعت در میان جمعیت حرکت می کردند. صبح که بیدار شدم فکر کردم مثل همیشه خواب آشفته است…

ظهر روز عاشورا که به خانه آمدم دیدم تلویزیون چیزی از مراسم تهران نشان نمی دهد و مرتب زنجان و آران و بیدگل و برخی شهرهای دیگر را نشان می دهد. احتمال دادم در تهران اوضاع خراب است. اخبار شبانگاهی که خبر از آشوبها داد و گفت برخی از اراذل با خودرو به عزاداران حمله کرده اند و حتی دو نفر را زیر گرفته ا ند، دوهزاریم جا افتاد.

واقعا تاسف بار بود، صحرای کربلا داشت تکرار می شد، عده ای که دینشان را به چند صباح دنیا فروخته اند و دلشان را به چرندیات چند تلویزیون اجنبی خوش دارند هر غلطی که خواستند کردند و من نمی دانم که پلیس کجا بود! در تصاویر پخش شده اثری از پلیس نبود. امیدوارم ترس عامل این کوتاهی نبوده باشد که اگر باشد فاتحه پلیس را باید خواند.

ای کاش دستگاه قضایی دست از مدارا بردارد و قاطعانه برخورد کند.

ای کاش جوانان و دانشجویانی که هنوز بر طبل لجاجت می کوبند، بیدار شوند.

ای کاش شعار یا حسین میرحسین تولید نمی شد که حالا شعارهای ضد حسین(علیه السلام) تولید شود.

ای کاش تنها به دنبال هیجانات و احساسات حرکت نکنیم و ساعتی تفکر کنیم که بهتر است از هفتاد سال عبادت.

Share