ماه عسل در سه سوت

همه ازدواج که می کنند می روند به جایی که می گویندش ماه عسل. [برخی از صاحبدلان عین آن را محل تردید می دانند]. یک ماه به جایی می روند خوش آب و هوا، عسل و دور از وطن!
من اما دانشجو بودم و شاغل بودم و فی البداهه دور از وطن، فلذا ماه عسل را پیچانده و در حق عیال ظلمی نمودم بی مثال. فی الجمله در پی فرصتی بودم که قضای این سنت را به جای آورم. مهدیار که آمد دیگر قضای آن هم ممکن نبود که او کوچک بود و آسیب پذیر. امسال او دیگر بزرگ شده بود و همه چیز برای ماه عسل فراهم بود، این شد که دانشجویان را پیچاندیم و رفتیم به یک ماه عسل که تنها دو روز بود. و اینک دست از ادبیات کهن کشیده و مثل آدم حرف بزنیم!
خلاصه جای شما خالی از جاده آزادشهر رفتیم علی آباد کتول و از آبشار زیبای کبودوال دیدن کردیم. این آبشار ظاهرا تنها آبشار تمام خزه ای ایران است و آب بسیار گوارایی دارد. چنجه اش هم خیلی خوشمزه است! پس از دیدن این شهر و آبشارش نظرم در مورد کتول عوض شد!

آبشار خزه ای کبودوال واقع در شهر علی آباد کتول

آبشار خزه ای کبودوال واقع در شهر علی آباد کتول

سد خاکی واقع در شهر علی آباد کتول

سد نزدیک آبشار خزه ای کبودوال

سپس به بندرگز رفتیم که ساحلش کثیف بود و غیر قابل استفاده، لذا به سمت ساری رفتیم؛ شب را در زائرسرای امام زاده عباس اتراق کردیم و روزش را به دریا رفتیم:
ساحل دریای خزر - شهر ساری

ساحل دریای خزر – شهر ساری

بعد از ناهار به پارک آفتاب رفتیم و استراحت کردیم:
پارک آفتاب - شهر ساری

پارک آفتاب – شهر ساری

سپس از جاده کیاسر به سمت شاهرود حرکت کردیم! مختصر و مفید
جاده ساری-کیاسر

جاده ساری-کیاسر

پی نوشت ۱

پیچاندن دانشجویان در روزی بود که کلاس نداشتیم ولی قرار بود پروژه ها تحویل شود؛ فلذا برای دانشجویان هم خیر بود!

پی نوشت ۲

اطلاعات مفیدی برای شما که از شاهرود قصد شمال دارید:

دو مسیر برای شاهرود-ساری وجود دارد:

اولی از جاده آزادشهر می گذرد که باز دو قسمت می شود اولی مستقیم به آزاد شهر و سپس گرگان می رود و دومی از دره اولنگ گذشته و به رامیان و علی آباد و سپس گرگان می رود. در این مسیر دره اولنگ، آبشار رامیان و ابشار علی آباد کتول تماشایی هستند. آبشار رامیان پیاده روی زیادی دارد، لیکن بخش عمده مسیر آبشار کبودوال پله دارد و در کمتر از یک ربع می توان به سرچشمه رسید.

مسیر دوم از دامغان و چشمه علی و کیاسر می گذرد و به ساری می رسد. این مسیر کوتاه تر است و از چشمه علی به بعد چشم انداز زیبایی دارد، اشکال این مسیر این است که حدود ۲۰۰ کیلومتر آن دوطرفه است لیکن از مسیر آزادشهر خلوت تر است.

بر مبنای کیلومتر شمار ماشین:
فاصله شاهرود-ساری از مسیر آزادشهر و گرگان حدود ۳۴۰ کیلومتر
فاصله شاهرود-ساری از مسیر دامغان و کیاسر حدود ۲۶۰ کیلومتر

ابتکار گوگل

گوگل در سالروز بازی میکروی Pac-Man لوگوی خود را به این بازی خاطره انگیز بدل کرده است!

حضرت زهرا (سلام الله علیها) و دیگران

بضعه سید بشر، ام ائمه غرر                       کیست جز او که همسری با شه لافتی کند

مفتقرا متاب رو، از در او به هیچ سو            زانکه مس وجود را فضه او طلا کند   (مرحوم کمپانی رحمة الله علیه)

شهادت بانوی بزرگ اسلام، حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها تسلیت باد.

یادش بخیر آیت الله مجتهدی تهرانی (رضوان الله علیه) می فرمود هر وقت تلویزیون می نویسد شهادت حضرت زهرا من لذت می برم. برخی از اهل سنت اصرار دارند که حضرت زهرا (س) در اثر مرگ طبیعی رحلت کردند. حال آنکه قضیه حمله به خانه فاطمه توسط آقایان خلفا از روز روشن تر است. و خوشبختانه خودشان هم قبول دارند.

به راستی می توان پذیرفت شخصی به سلاله رسول الله ستم کند و شایسته خلافت بر مسلمین هم باشد. آی جماعت با انصاف، شما را چه شده است که به راحتی واقعه سقیفه را در کنار هتک حرمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) می پذیرید و حدیث غدیر را که کتابها در اطراف اسنادش نوشته شده، منکر می شوید. شما را چه شده است که خوانده اید (قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی: در ازای رسالتم اجری از شما مردم نمی خواهم جز محبت به خویشاوندانم) و آنگاه ستم بر اقربای حضرت رسول را ظلم تصور نمی کنید و دست آخر می گویید که جناب ابوبکر از حضرت زهرا معذرت خواهی کرد! مگر حضرت زهرا پذیرفت؟ آن حضرتِ ابوبکر شما در آخر عمرش گفت کاش به خانه زهرا حمله نمی کردم و کاش خلافت را نمی پذیرفتم. هنگام احتضار پرده ها از جلوی چشمها کنار می رود و اگر چنین نبود ابوبکر حتما این سخنان را بر زبان نمی راند تا الان شما دوستان اهل سنت، دنبال آسمان و ریسمان کردن برای پوشیدن این سخنان نباشید.

یادم هست در دوران دبیرستان یکی از دوستان سنی (که البته دوست خوبی هم بود و الان نمی دانم کجاست) خیلی مایل بود من سنی شوم! وقتی نواری از یکی از مولوی هایشان برایم آورد و با هم گوش دادیم! بعد از آن هر چند به وی نگفتم لیکن اعتقادم به شیعه کاملا مستحکم شد. آنقدر استدلالات این مولوی عزیز در برابر آنچه من دانش آموز می دانستم ضعیف بود که اگر شبهه ای هم بود برطرف شد! امروز هم که گذرم به یک سایت اهل سنت افتاد باز خوشحال شدم. چرا که آنکه برحق است و مغرض نیست توهین نمی کند و این سایت پر است از توهین به حضرت زهرا و ائمه معصوم ما (سلام الله علیهم اجمعین).

حدیث زیبایی آیت الله مجتهدی نقل می فرمود با این مضمون: ما اهل بیت اصل تمام خوبی ها هستیم و دشمنان ما اصل تمام شرها. ایشان می گفتند به تاریخ نگاه کنید هر جا خوبی بوده است رد پای علمای شیعه یافت می شود و هر جا شر است رد پای دشمنان شیعه. می گفتند اگر انقلابی که امام به پا کردند یک عالم سنی به راه می انداخت در حق بودن شیعه تردید می کردم. انصافا به نظر یک انسان مسلمان غیر متعصب، حزب الله لبنان بهتر است یا القاعده، امام خمینی بهتر است یا پادشاه عربستان. هر جا ستمی بوده است، رد پای علمای شیعه در مخالفت با حاکم جور دیده می شود، لیکن همین امروز وضعیت کشورهای عربی را ببینید و سره را از ناسره تشخیص دهید.

در پایان یک عکس دوست داشتنی از فرزند دلبندم برایتان بگذارم!

مکان: مزار شهدای گمنام شاهرود

عاقبت رباخوار

‌گفت‌: روزی به عیادت بیماری رفتم‌، نگاه ‌کردم اجلش نزدیک بود. کلمه ی شهادت بر او عرضه کردم‌، نگفت‌. هر چند کوشیدم به‌جای کلمة شهادت‌، می‌گـفت‌: «‌ده‌، یـازده‌»‌. پافشاری می‌کردم‌، در من نگریست و گفت‌: ای شیخ‌! روبه‌روی من‌کوهی آتشین است‌، هر وقت قصد می کنم تا تشهد بگویم آتش قصد من می‌کند.

مالک گفت: بعدها از مردم شنیدم که پیشه ی وی رباخواری بوده است و مال به ربا می داده و سود می خورده است.

منبع: تذکره الاولیاء؛ در احوالات مالک دینار

غلطهای املایی رایج در اینترنت

این روزها توی هر سایت ریز و درشتی که سر بزنی تا دلت بخواد غلط املایی پیدا می کنی (البته بیشتر در مورد فرومها). غیر از سایتها برگه های امتحان رو که تصحیح می کنم باز هم شاهکارهای زیادی به چشم می خورد! من که خیلی غصه می خورم. کلماتی مثل سپاسگزار و درخواست را می نویسند سپاسگذار و درخاست! مطمئن رو می نویسند مطمعن! و بدتر از اون مطمئنا رو می نویسند مطمعنن! آدم می مونه که بخنده یا گریه کنه. اون یکی دیگه ادعای کتاب نوشتن داره: توی کتابش مرئی رو نوشته مرعی و اوج فاجعه آنجاست که افزودن رو نوشته افضودن. توی سایت خبری طرف نظر داده، کلی ابراز وجود کرده یه جوری که آدم احساس می کنه علامه دهره، بعد توی متنش نوشته مثلن تو همین ایران ما کسی حاظر نیست…(یعنی همون مثلا و حاضر) اگر اشتباه نکنم این مدلیش رو هم دیدم (مصلن).  امروز هم که توی یک سایت دیگری داشتم مطالعه می کردم دیدم گزاف رو نوشته گذاف. بامزه تر از همه اینها، روزی رفتم یه جایی! طرف دنبال پرونده ام می گشت، گفت فامیل شریفتون چی بود، گفتم خسروی. منشی بنده خدا هی گشت و پیدا نکرد. اخر سر خودم گشتم دیدم روی یک پرونده ای با خط نستعلیق نوشته شده آقای خصروی! گفتم شاید این باشه! طرف پیش منشی خودش کلی شرمنده شد!

نکنید این کارا رو! دودش توی چشم خودتون می ره.

از غلطهای املایی که بگذریم در صحبتها هم خیلیها نمی فهمند چه می گویند؛ مثالهای زیادی پیش آمده لیکن جای بیانش نیست. بهتره یه خاطره که دکتر انوشه نقل می کرد رو بگم و بحثم رو کوتاه کنم: دکتر انوشه می گفت، با همکارم (آقای دکتر) رفتیم عروسی یکی از دانشجویان وقتی رسیدیم خونه طرف، گفت: فریدون برو که تا گلو رفتی تو خرخره!

یک راهنمایی گرامری: کلماتی مثل سپاسگزار و قانونگذار را چگونه درست بنویسیم؟

هر گاه در معنی گذاشتن به معنی تعیین کردن یا گذاشتن بود باید گذار استفاده کنیم مثل قانونگذار یا تاثیرگذار و اگر به معنای به جا آوردن یا انجام دادن بود (گزاردن) از گزار استفاده می کنیم: مثل نمازگزار، سپاسگزار یا خدمتگزار

هر جا هم که کم آوردید از لغت نامه دهخدا کمک بگیرید.

از این فنگلیش هم که دل پری دارم که نپرس، خدا را شکر لااقل دانشجوهام (به خاطر جواب گرفتن ایمیلشان) فارسی ایمیل می زنند. شما هم سعی کنید به فارسی نوشتن عادت کنید یا اگر جگرش رو دارید انگلیسی خالص بنویسید! اونقدر تایپ فارسی رو قوی بشید که بدون صفحه کلید فارسی بتونید بنویسید مثل من!

فارسی را پاس بداریم