شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

۱- با پایان یافتن ماههای محرم و صفر، قالب وبلاگ را از عزا درآوردم و کلا با قالب آی تی بلاگز تعویضش کردم. اگر به مزاجم ساخت، همین را اصلاح کرده و استفاده خواهم کرد. ۲ – خدایا زودتر انتخابات را برسان! و بدون دردسر تمام کن. شاید این کشتی وقت نشناس، دست از سر [...]

۱٫ شنیده ایم که نظافت نیمی از ایمان است؛ می‌دانید چرا؟ ۲٫ در لیوان کثیف، شیرعسل هم که بریزی نمی شود خورد! نصف کار این است که تمیز شود، نیم دیگر ریختن شیر پاک است. ۳٫ آن پاکیزگی که نیمی از ایمان است، تنها ناظر به نظافت ظاهر نیست، که بیشتر طهارت باطن مورد نظر [...]

پسر شهید روشن درگوش رهبری چه گفت؟ (اشک من رو درآورد این نوشته) حاشیه دیدار رهبری با خانواده شهید ‌روشن چه کنیم که معصیت نکنیم نظر جالب یک بیننده صدای آمریکا سیدحسن در کنار نورعلی تابنده (قطب صوفیه)

یکی از خصلتهایی که یا انسان را از درون ذوب می کند یا سبب می شود با کوچکترین مساله‌ای به مردم حمله کنیم، زودرنجی است. انسان زودرنج، بیش از هر کس، خودش را اذیت می کند، زیاد در فکر انتقام است و تا جایی که بتواند از موضوعات ریز و درشت، برداشت سوء می کند [...]

یک راه حمله کردن به یک موضوع، بد دفاع کردن است. تقریبا هر جا که بحث حجاب مطرح می‌شود، در دفاع از آن مطرح می‌شود که حجاب محدودیت نیست. به نظر بنده این یک دروغ است! تصور کنید در گرمای تابستان با مقنعه و چادر بخواهید فعالیت کنید؛ اگر این محدودیت نیست پس چیست؟ محدودیت [...]

دیروز تبلیغ جالبی از حجاب در سایت الف دیدم، خواستم از آن استفاده‌ای کرده باشم و لااقل داخل اتاق کارم، این تبلیغ را بگذارم. کیفیت عکس اما پایین بود، لذا دست به کار شدم و تبلیغ مشابهی البته ساده تر آماده کردم:

بایگانی برای مرداد ۳م, ۱۳۸۷

زرنگار و زندگی

بدون نظر

داشتم دنبال قلمهای قدیمی می‏گشتم که پشتیبانی از آنها را برای OCR فراهم کنم که به مطالب جالبی در مورد زرنگار، نرم‏افزار قدیمی و زیبای تایپ فارسی، برخورد کردم. جالبترینشون مربوط به خاطرات دکتر محمد صنعتی، بنیانگذار شرکت نرم‏افزاری سینا، بود. بخشی از آن را در زیر می‏خوانید.

زرنگار متولد می‌شود

اولین بار زرنگار را در سمینار نشررایانه‌ای سازمان برنامه و بودجه نمایش دادیم. در این سمینار نه شرکت، از جمله سینا، حضور داشتند و می‌خواستند راه‌حل‌های خود را برای نشر فارسی عرضه کنند. من در این همایش سخنرانی‌ای کردم که مدت‌ها باعث تفریح خاطر همکارانم در شرکت شد، می‌گفتند من وعده برنامه‌ای دادم که هرگز نوشته نشد! من ابتدا یک ربع از وقت سخنران قبل و بعد خودم را گرفتم و زمان سخنرانی‌ام شد یک ساعت، بعد حین سخنرانی تمام اندیشه‌ها و بلندپروازی‌هایم را به زرنگار نسبت دادم. قابلیت‌هایی که من آن روز به زرنگار نسبت دادم پنج سال بعد در آن گنجانده شد. اما این سخنرانی باعث اشاعه بیشتر کار ما شد، و از یاد نمی‌برم که در نتایج نظرخواهی از شنوندگان آمده بود که بیش از هفتاد درصد سخنرانی مرا علمی‌ترین سخنرانی دانسته بودند. در حالی که این سخنرانی مرا علمی‌ترین سخنرانی دانسته بودند. درحالی‌که این سخنرانی اصلا علمی نبود! در واقع معرفی زرنگار بود. بعد از این سخنرانی غرفه ما شلوغ شد، اما ما چیزی در دست نداشتیم. به همکارانم گفتم که حداقل باید به یک دهم از حرف‌هایمان عمل کنیم. به سرعت دست به کار شدیم و بعد از نمایشگاه اولین کلاس زرنگار را راه‌اندازی کردیم که هفده حروفچین در آن شرکت داشتند، هدف ما درآن زمان بیشتر حروفچین‌ها بودند .
این طور شد که زرنگار کم‌کم پا گرفت و نسخه‌های ارتقا یافته آن پی در پی به بازار فرستاده شد (اولین نسخه زرنگار در اردیبهشت سال ۱۳۷۰ عرضه شد). یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهای من در آن دوره این بود که بعدازظهر به روزنامه فروشی‌ها می‌رفتم و می‌گشتم تا ببینم کدام مجله یا روزنامه به زرنگار ملحق شده. بعد که تعداد مشتریان بیشتر و بیشتر شد یک شوخی میان ما رایج شد به این مضمون که “بگردید، و ببینیند چه کسی با زرنگار کار نمی‌کند”. ما روش‌های بازاریابی خاصی داشتیم، مثلا آگهی کردیم که شش ماه استفاده رایگان از زرنگار برای همه آزاد است، یا زیر فاکتورهای فروش ذکر می‌کردیم تا شش ماه پس گرفته می‌شود. چون در هر کسبی در هر جای دنیا رضایت مشتری خیلی اهمیت دارد، دستور داده بودم از کسانی که نرم‌افزار را مرجوع می‌کنند هیچ پرس‌وجویی نکنند و فورا پولشان را برگردانند. سواستفاده‌های جزئی هم می‌شد، اما کل ماجرا به نفع شرکت بود. فلسفه‌ام این بود: باید تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم، اگر محصولی نوشته‌ایم که به کار مردم نمی‌آید، خوب است برویم دنبال یک کار دیگر! این طور بود که ما در فاصله یازده سال (۱۳۶۴تا۱۳۷۵) بازار نشر رومیزی کشور را قبضه کردیم .

زر رفت، ولی تجربه تولید آن خواهد ماند

پایان زرنگار سال ۱۳۷۵ بود. در واقع زرنگار مغلوب Word شد، چون همیشه رسم رایج رابطه شرکت‌های بزرگ و کوچک این طور بوده است. زمانی که یک غول اقتصادی مانند مایکروسافت به بازار حمله می‌کند مثل بهمن بر سر بازار فرو می‌ریزد. از شرکت‌های بزرگ شروع می‌کند و پس از این که تک‌تک آنها را شکست می‌دهد به سراغ شرکت‌های کوچک می‌رود. این اتفاق در همه جای دنیا افتاد، از “Word Prefect” توانمند تا زرنگار ما. کسی که در بازار امریکا پیروز می‌شود، پیروزی در بازارهای دیگر برایش چندان دشوار نیست. شرکت‌ها زمانی بزرگ می‌شوند که یا شرکت‌های دیگر را به زانو در آورند یا آنها را بخرند و در خود ادغام می‌کنند. این قضایا صرفا به ایران برنمی‌گردد، کشورهای دیگر هم درگیر آن هستند .
از یک نظر دیگر هم می‌شد به قضیه نگاه کرد. من در آن مقطع همیشه از خودم می‌پرسیدم که آیا دوست دارم پسرم از نرم‌افزاری استفاده کند که دنیا از آن استفاده می‌کند، یا از زرنگار؛ و پاسخ من زرنگار نبود. نمی‌خواستم که کاربران ایران در زرنگار حبس شوند و از دنیا عقب بیفتند .
ولی تصور کنید که ما می‌خواستیم با Word مقابله کنیم، با چه امکانات و چه بودجه‌ای؟ مایکروسافت Word را عرضه می‌کند برای تمام زبآنها و تمام نسخه‌های ویندوز، ما چه کار می‌خواستیم بکنیم؟ نظر من این بود که ما باید دنبال کار دیگری برویم. یک سری از قابلیت‌های زرنگار هیچ وقت در Word نخواهد بود، اما می‌توان این قابلیت‌ها را به آن اضافه کرد .
توجه داشته باشید که نمی‌خواهم با این حرف‌ها در دل جوانان یاس بیندازم، ما اگر آن کار را ادامه ندادیم، تجربه‌ها در محصولات دیگری شکوفا خواهند شد. روش کار ما شاید به اندازه محصول‌مان مهم بود. در سینا قواعد خاصب داشتیم: اکثر کسانی که جذب سینا می‌شدند، الزاما سابقه یا تحصیلات رایآنهای نداشتند، اما بدون استثناء بسیار هوشمند بودند. سعی داشتیم کارمندان را کاملا تامین کنیم که سرشان صرفا به کارشان مشغول باشد. بعید می‌دانم آن مجموعه، با تمام استعدادها و قابلیت‌هایی که داشت؛ اگر در جای دیگری فعالیت می‌کرد چنین نتیجه‌ای حاصل می‌شد. مهم‌ترین کار ما تولید زرنگار نبود، مشکل‌ترین کار، جمع شدن چهل‌پنجاه نفر در یک ساختمان و فعالیت تحت یک مدیریت بود. تا زمانی که سینا محکم سرجایش بود، کسی از آن جدا نشد. بعد از آن، قضیه مهاجرت به کانادا رخ داد و …، این در حالی است که خیلی گروه‌های با استعداد تشکیل شدند و پس از مدتی بدون عرضه محصولی از هم پاشیدند. من یقین دارم هر زمانی چنین جمعی با چنین ویژگی‌هایی تشکیل شود، کارهای مهمی خواهد کرد .

متن کامل را در اینجا ببینید.


انرژی مثبت را دریافت کنید

بدون نظر

از غیبت‌، تهمت‌، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث‌، حسادت‌، کینه‌، دروغ‌، جر و بحث کردن با دیگران و رنجاندن آنها به شدت پرهیز کنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال به دور خودتان تراکمی از نیروهای منفی جمع آوری می‌کنید و کسی که از این مقدار زیاد نیروهای منفی عذاب می‌کشد، خودتان هستید.
زمانی که به دیگران خوبی و کمک می‌کنید، تجمعی از نیروهای مثبت را به دور خودتان فراهم می‌آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می‌شوند.

برای افزایش نیروهای مثبت خود می‌توانید در یک وان حمام‌، پر از آب و نمک به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید، در بطری‌های رنگی آب خوراکی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور خورشید قرار دهید، سپس آنها را در یخچال بگذارید و از آن بنوشید.
خورشید منبع سرشاری از انرژی مثبت است‌. بدون کفش و جوراب روی چمن راه بروید. زیرا که طبیعت منبع پر انرژی نیروهای مثبت است.

هنگامی که وضو می‌گیرید، الکتریسته‌های ساکن را به سطح بدن می‌آورید. آب رسانا است و شما امواج آرام بخش را تولید می‌کنید. با کشیدن مسح سر، این امواج را به کورتکس مغز انتقال می‌دهید و باعث می‌شوید که ناحیة شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آرام بخش را در اندام‌های پایینی سرعت می‌بخشید. منطقه‌ای که در روی کره زمین‌، بیشترین مقدار این امواج را داراست‌، کعبه است‌. زمانی که شما نماز می‌خوانید و در جهت خانة خدا قرار می‌گیرید و ۷ قسمت بدن با زمین تماس پیدا می‌کند، امواجی را دریافت می‌کنید که باعث آرامش شما می‌شوند.

منبع۱، منبع ۲


دو خبر تامل برانگیز

۲ نظر

۱٫ انصراف حسین رضازاده از شرکت در المپیک پکن به اصرار پزشکان
خبرگزاری فارس: حسین رضازاده ، قهرمان سنگین وزن وزنه‌برداری جهان، اعلام کرد: با وجود خواست قلبی و میل باطنی خود به توصیه و درخواست موکد پزشکان و متخصصان و مسئولان فدراسیون وزنه برداری از شرکت در مسابقات المپیک پکن انصراف داد.

۲٫ شهریه‏ی ۱۷ میلیون تومانی!
شاید بدانید که شهریه‏ی دوره‏ی دکتری دانشگاه‏های آزاد و دولتی (اگر به شرط بورس قبول شده باشید) حدود ۱۸ میلیون تومان است. برای افرادی که دکتری خیلی براشون مهمه و قادر به قبول شدن در دانشگاه دولتی نیستند و البته پول کافی هم دارند این هزینه قابل قبوله. امروز از رادیو شنیدم (و اینجا هم مستند شده) که شهریه‏ی مدارس غیر انتفاعی در برخی مناطق تهران ۱۷ میلیون تومان است! در حالی که در همین تهران مدارس غیر انتفاعی با شهریه‏‏های ۲۰۰ هزارتومانی هم هست. همین خبر می‏افزود که امسال شهریه‏ی برخی از همان مناطق ۵۰۰% رشد داشته است و این فوق‏العاده است! وقتی مقایسه کنیم با دانش‏آموزان کپرنشینی که نمی‏دانند غیرانتفاعی یعنی چی؟!