مرده خواری

امشب، یکی از همکاران عزیز به شب نشینی ما آمد. گفت عاشورا به ده ملا رفته بودم، آنجا سر سفره امام حسین (ع) متوجه شدم تعدادی دانشجو از دانشگاه صنعتی کنارم نشسته اند. طبق معمول داشتند بد و بیراه به اساتیدشان می گفتند. خوب که گوش کردم، فهمیدم برقی و مکاترونیکی هستند. چندی که گذشت نوبت شما شد و شروع کردند به تعریف و تمجید … چه تعریفهایی!

آن دانشجوی عزیز، از بدگویی دوستانش از اساتید ناراحت شده بود و برایم نظر فرستاده بود که اینها پیش رویتان اینگونه اند و در غیاب شما آنگونه. اینجا با القاب قشنگ صدایتان می کنند و آنجا با فحشهای ناپسند. منظور اینکه حواستان باشد…

این رفتار دانشجویان متاسفانه طبیعی شده است تا آنجا که اگر پشت سر معلمی تعریفش را بکنند جای تعجب دارد. دلیلش هم واضح است، هم ما معلمان و هم دانشجویان از اخلاق اسلامی فاصله گرفته ایم. اصلا بسیاری از ما اخلاق اسلامی را نمی دانیم. نمی دانیم که احترام چند نفر واجب است: پدر و مادر، بزرگسالان و معلم. نمی دانیم که معلم بر شاگردانش حقوقی دارد! و برعکس

من از این رفتار ناراحت نمی شوم، لیکن شما دانشجوی عزیز که باید دلت برای خودت بسوزد یا نه؟ هر عملی، یک باطنی دارد که امثال من و شما نمی بینیم ولی صاحبدلانی مثل شیخ رجبعلی خیاط، آیت الله بهجت می بینند. باطن بدحجابی آتشی است که از محل موهای زن بدحجاب تمام بدنش را فرا می گیرد. باطن نماز خوب، نور است که اطراف بدن نمازگزار را فرا می گیرد. (کتاب کیمیای محبت را بخوانید). باطن غیبت هم خوردن گوشت فرد غیبت شونده است در حالی که او مرده! تصورش هم وحشتناک است. دوستان عزیز، دانشگاه می آییم که مطلبی یاد بگیریم نه اینکه درسی را پاس کنیم. سخت گیری لازم است. این را خود شما دو سال دیگر که فارغ التحصیل شوید متوجه می شوید.

بد نیست در پایان برخی از حقوق معلم بر دانشجو را هم بیان کنیم:

از حقوق استاد بر شاگرد اين است كه : زياد از او سؤال نكند. اگر كسى سؤال كرد، او پيش از استاد جواب نگويد. اگر استاد رويش را برگرداند، وى پافشارى و سماجت نكند. اگر استاد حالش مناسب نيست، دست به دامن او نگردد. با دستش به سوى او اشاره نكند. با گوشه چشم به او نگاه نكند. در محضر استاد با ديگران گفتگو و مشورت ننمايد. از استاد عيبجويى نكند. نزد استاد نگويد: فلانى بر خلاف گفته شما چنين گفت . اسرار او را فاش ننمايد. در محضرش غيبت نكند. هم در حضور وهم در غياب، حافظ او باشد. غير از سلامى كه به جمع مى كند، تحيتى مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد…. (کتاب آیین بندگی)

البته استاد هم در مقابل وظایفی دارد مثل اینکه اسامی شاگردان را بداند، با هر کدام به میزان فهمش پاسخ دهد، لباس آراسته بپوشد، به شاگردان سلام کند، با یاد خدا و دعا برای شاگردان کلاس را شروع کند و …

مطالب مشابه

Share

9 دیدگاه در “مرده خواری

  1. با سلام
    حالا که صحبت اخلاق و حقوق شد خیلی دوست دارم یه درد دلی از نوع دانشجویی با شما داشته باشم و اون اینکه اگر انتخاب یک استاد حل تمرین خوب یکی از حقوق دانشجویان باشد در خیلی از موارد این نکته رعایت نمیشود و دانشجوی بدبخت دم ظهری باید از خواب و نهار و نماز و … بزند تا در یک کلاس حل تمرینی شرکت کند که اولا شرکت در ان نمره دارد و دوما استاد حل تمرینش هم نمی گویم به درد نمی خورد ولی یه چیزی تو همین مایه ها است.

    • @سعید
      حل تمرین معضلی است که هنوز دانشمندان جهان راه حل مناسبی برای آن نیافته اند. شما اگر پیشنهادی دارید بفرمایید!

  2. با  با شما موافقم
    اگه استاد دانشجویی بوده که این ها را مراعات می کرده دانشجوهایی نصیبش میشه که اونا هم رعایت کنند!!!!
    لابد شما دانشجوی خوبی بوده اید!!!!!!!!

  3. سلام آقای برسلانی

    اینکه ربط متن و عنوان را متوجه نشدید بر میگرده به چیزی به نام آی کیو!

    اینکه دانشجوها در جاهای دیگر اینطور نیستند اشتباهه لیکن چون شما خیلی بچه مثبت تشریف دارید، اینها را نمی بینید.

    اینکه حوزه اینجوری نیست، چون اونجا هفته ای چند جلسه درس اخلاق دارند و البته انگیزه ای دارند که دانشجو ندارد.

  4. سلام
    يه چيزي رو تو متنتون متوجه نشدم؛ اونم اينكه عنوان چه ربطي به خود متن داره؟؟؟؟
    در ضمن همين دانشجوها تو جاهاي ديگه اينطور نيستند مثلا تو رفتار با دوستان؛ همسايگان و … . ميشه گفت دبيرستان و دانشگاه اينجوري بار مياره! و مثلا حوزه اينطور نيست. مخلص كلام اينكه ما تابع خطي از شرايط محيطمونيم يعني اگه طلبه دانشجو بشه و دانشجو هم طلبه باز همين آش و همين كاسه خواهد بود.

  5. با سلام و تحیات خدمت استاد عزیز
    خوشا که درد دین داری.
    راست می گید این عادی شده و به قول شما اگر تعداد دانشجویان کلاس یک استاد بیشتر از دیگری باشد کمی جای سوال دارد. ولی حیف که این حقوق [گاهی] از دو طرف رعایت نمی شود. واصلا این حقوق به ندرت به ما آدم ها گوشزد می شه.
    من یک جایی شنیدم طلبه های کلاس یک بزرگواری حتی کتاب یا دفترشان رو سر کلاس ورق نمی زدند که مبادا صدای آن حواس استاد رو پرت کنه. الان که به لطف این گوشی های موبایل……
    خدا همه ما رو هدایت کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *